header image
 
انحطاط دولت، ایران در آستانه انقلابِ مشروطیت‏ چاپ
محمد رضا فشاهی   
رفتن به
انحطاط دولت، ایران در آستانه انقلابِ مشروطیت‏
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4

بورژوازی ملاک نیز با آن که از نظر اقتصادی و سیاسی در حکم پایگاه داخلی و نماینده امپریالیسم در ایران بود، در موارد بسیاری با ‏دولت و استبداد آسیایی در تضاد قرار داشت. بورژوازی ملاک بنابر ماهیت خود با آن که مانند بورژوازی صنعتی و پیشه وران و کارگران در ‏امر انقلاب قاطع نبود و سرنگونی کلیه مناسبات اقتصادی و اجتماعی کهن را طلب نمی کرد، با این همه خواستار حداقل امنیت مالی و ‏جانی، آزادی تجارت و وجود جاده های تجاری مطمئن بود و به همین سبب با دولت در تضاد قرار داشت.‏
درباره گروهی از اشراف و نجبا و کارمندان عالی رتبه دولتی نیز که مخالف دولت بودند باید اضافه نمود که آن ها پس از خریداری اراضی ‏دولتی به تولید کننده کالایی مبدل شده و با بازارهای امپریالیسم رابطه اقتصادی داشتند. این مسئله حتا در انقلاب 1848 آلمان - منتهی ‏به شکلی دیگر - نیز مشاهده شده بود. به گفته انگلس:‏
‏"جلسه کمیته های متحده نشان داد که مخالفت با دولت تنها محدود به بورژوازی نیست. گروهی از روستائیان و نیز تعدادکثیری از نجبا ‏که در اراضی خود زراعت وسیع داشتند و در تجارت گندم و پشم و مشروبات و کتان شرکت می کردند، با دولت مخالف و خواستار قانون ‏مجلس بودند. زیرا آن ها نیز به وجود وثیقه و تضمین علیه استبداد مطلقه، دیوان سالاری و احیاء فئودالیته احتیاج داشتند".‏
و یا:‏
‏"گروهی از نجبای زمیندار که تا درجه ای به تولید کننده کالائی صرف مبدل شده بودند با بورژوازی اشتراک منافع داشتند و به همراه او ‏عمل می کردند"(1).‏
بنابر این شرایط ذهنی انقلاب در دوران مورد بحث موجود بوده است. اکنون باید ببینیم که شرایط عینی انقلاب نیز در دوران مورد بحث ‏وجود داشته است یا نه؟ یعنی آیا دولت توانایی آن را داشته است تا بمانند گذشته حکومت نماید؟
سلسله قاجاریه بی آن که خود بداند در چهار راه تحولات عمیق جهان و در سرآغاز تاریخ نوین بشریت ایستاده بود. این سلسله که در ‏سال های آخر قرن 18 تاسیس شد و در 1925 قدرت را از دست داد در معرض شدیدترین طوفان های جهانی قرار گرفته بود. قاجاریه ‏هنگامی به قدرت رسید که انقلابات بورژوازی هلند و انگلستان و فرانسه به ثمر رسیده بود و هنگامی قدرت را از دست داد که با انقلاب ‏‏1917 در روسیه، نخستین دولت سوسیالیستی جهان پا به عرصه وجود گذاشته بود.‏
در سراسر دوران یکصد و سی ساله حکومت قاجاریه، بورژوازی جهانی طوفانی پدید آورده بود که اثرات آن نه تنها در جهان غرب، بلکه ‏در جهان قرون وسطایی شرق نیز به خوبی نمایان بود. در اثر این طوفان، سازمان کهن شرقی و آسیایی، دولت آسیایی و استبداد شرقی هر ‏چه بیشتر رو به تلاشی و انحطاط رفت و در این گذار دردناک اما مترقیانه، جای خود را به مناسبات نوین اقتصادی و اجتماعی واگذار نمود. ‏در اثر این طوفان اصول اشرافیت کهن و گروه بندی اجتماعی کهن در هم ریخت، طبقات جدیدی نظیر بورژوازی و کارگران پا به عرصه ‏وجود گذاشتند و ماشین کهن دولتی انباشته از تضاد و انحطاط شد. از اوایل قرن 19 به بعد، دولت دیگر آن دولت قدرتمند کهن آسیایی ‏نبود، ماشینی بود کهنه و درهم شکسته که با اندک فشاری در هم می شکست.‏
خطر در هم شکستگی ماشین دولتی حتا در خود دربار هم حس می شد و به همین دلیل بود که ناصر الدین شاه اظهار داشته بود که ‏من به رجالی اجتیاج دارم که نتوانند فرق بین کلم، بروکسل یا بلژیک را درک کنند و گمان کنند که بروکسل هم نوعی کلم است. به ‏همین دلیل بود که به گفته وزیر مطبوعات شاه: "در مدت 36 سال سلطنت 360 بار وضع امورات دولت تغییر کرده بود" (2).‏
انحطاط و تلاشی دولت موضوع آشکاری بود که حتا از چشم سیاحان بیگانه نیز پنهان نمی ماند. در 1882 اورسل چنین نوشت:‏
‏"ایران اینک کشوری رو به زوال است. از مدت های مدید به این طرف ناصر الدین شاه تنهاا پادشاهی است که سعی می کند جلوی این ‏انحطاط و سقوط اجتناب ناپذیر را بگیرد ولی مساعی او نتایج چشمگیری ببار نیاورده است. زوال و انحطاط، سراشیبی تندی است و هر ‏کشوری که در این مسیر افتاد، بازداشتن آن از سقوط حتمی به سادگی امکان پذیر نیست. جز یک دگرگونی همه جانبه و تغییرات اساسی ‏عمیق هیچ چاره و نیروئی در حفظ و بقای موجودیت آن موثر نخواهد شد"(3).‏
کسر بودجه و افلاس روزافزون یکی از مهم ترین علائم انحطاط دولت بود. افلاس مالی دولت، هم زائیده قدرت گرفتن بورژوازی ملاک و ‏برخی گروه های دیگر اجتماعی و هم زائیده فروش املاک دولتی به سرمایه داران و اشراف و نجبا بود. بخش اعظم این اراضی به سرمایه ‏داران و بخش دیگر به رجال و اشراف و نجبای قدیمی فروخته شده بود و این بخش از رجال و نجبا به سبب آن که در اراضی خود به تولید ‏کننده کالایی صرف تبدیل شده و با بازار امپریالیسم رابطه و وابستگی داشتند، همراه با سایر گروه های اجتماعی خواستار تغییر اوضاع و ‏حکومت مشروطه و قانون بودند.‏
به همین دلیل بود که کسانی چون حکیم الملک وزیر دربار مظفرالدین شاه و موقر السلطنه داماد مظفرالدین شاه با مشروطه خواهان ‏مغازله می کردند، علی خان ظهیرالدوله وزیر دربار و داماد ناصر الدین شاه از بنیان گذاران لژهای فراماسونری در ایران بود و از حکومت ‏مشروطه و قانون صحبت می داشت و سرانجام عبدالله مستوفی در همان حال که از سوی سلسله قاجاریه در سفارت ایران در روسیه به ‏عنوان دیپلمات مشغول کار بود، به ترجمه کتاب انقلاب کبیر فرانسه اثر اوگوست مینیه دست می زد.‏
مارکس در بخشی از مطالعات خود به نام "اشکال ماقبل سرمایه داری" نشان می دهد که در سیستم تولید شرقی به سبب فقدان ‏مالکیت خصوصی و گرد آمدن اراضی زراعی در دست دولت، چه رابطه دقیقی بین دولت و فرد برقرار است و حیات دولت چگونه به اراضی ‏تحت اختیار او وابستگی کامل دارد (4).‏
بنابر این فروش اراضی دولتی در ایران توسط دولت به سرمایه داران و نجبا، چیزی در حکم انتخار این دولت و سیستم تولید شرقی و به ‏مثابه تیر خلاصی بود که دولت بر پیشانی خود نهاد. از دست رفتن اراضی زراعی یا مهم ترین منبع حیات دولت، باعث شد تا سازمان کهن ‏مالی و دیوانسالاری دولتی در هم بریزد و دولت ناچار ضعف، تضاد، افلاس، کسر بودجه و ورشکستگی کامل گردد.‏
در 1905 نظام السلطنه پیشکار استان آذربایجان به صدراعظم وقت اتابک چنین نوشت:‏
‏"کسر بودجه (آذربایجان) مسلماً سه کرور (1500000 تومان) است و خرج در تزاید و دخل معدوم، پیداست کزین میان چه برخواهد ‏خاست" (5). طبق گفته مالکم در اوایل قرن 19، عایدات فتحعلی شاه بالغ بر 1200000 لیره بود. اندکی بعد فریزر رقم عایدات شاه را بین ‏‏10000000 تا 12000000 تومان یا 600000 تا 720000 لیره نوشت. اما در 1890 کُرزُن نوشت که عایدات شاه رقمی در حدود ‏‏120000 تومان یا 35800 لیره است.‏
در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 سیر نزولی مالی دولت تشدید گردید به طوری که در فاصله سال های 1896 تا 1905 همواره تفاوت و ‏ازدیاد خرج بر دخل به توسط قروض خارجی پر می شد. در 1906 عایدات دولت 7500000 تومان و مخارج آن 10500000 تومان و به ‏عبارت دیگر بودجه دولتی در حدود 3000000 تومان کسر داشته است. ‏
یادداشت های روزانه اعتمادالسلطنه وزیر مطبوعات ناصرالدین شاه در اواخر قرن 19 شاهد راستین ضعف، انحطاط، تضاد، افلاس و هلاک ‏قطعی  قریب الوقوع دولت است:‏
‏1 – امروز شاه در خلوت بدون حضور صدراعظم با سفیر روس ملاقات کرد.‏
‏2 – امروز در کنگاور یکی از شاهزادگان سر راه ایستاده بود. فریاد کشید پادشاها همه اش را بخود جواهر می بندی، از حال ما که نان ‏شب نداریم بی خبری. شاهزاده را گرفته چوب زدند  حبس نمودند.‏
‏3 – اختلاف بین سه فرزند پادشاه است. دست تقدیر سلطنت را از سلسله قاجاریه خواهد برد.‏
‏4 – پیرمردان رجال دولت مردند. آن وقت باید به همه چیز فاتحه خواند. حالا که وزیر دربار و مالیه 28 سال دارد، مستوفی المالک 12 ‏سال، میرپنج و سرتیپ هفت هشت ساله.‏
‏5 – ترتیب سلام رسمی نسبت به سال گذشت بی نظم تر بود. جمعی از رجال که پارسال بودند فوت شدند. بجای آن بی قابلیت تر ها ‏منصوب هستند. سال به سال کار دولت در تنزل است.‏
‏6 – شاه به کنایه به امین الدوله گفته بود هر وقت پول نداشته باشیم، چرم سکه خواهیم زد.‏
‏7 – وضع طوری شده است که هیچیک ازادارات شاه منظم نیست. نه اصطبل دارند، نه فراش خانه، نه قاطرخانه، نه آبدارخانه، نه کالسکه ‏خانه و نه هیچ چیز. امروز یک دسته از زنان حرم چون نه کالسکه بود و نه اسب، سوار اسب های متفرقه شدند.‏
‏8 – نه امین السلطان (صدراعظم) اعتنا به فرمایش شاه دارد و نه وزیر خارجه. به دوره ای زندگانی می کنیم که پادشاه بی قدرت و وزراء ‏مسلط هستند.‏
‏9 – شاه زن خود را به عیادت صدراعظم (امین السلطان) که قهر کرده بود فرستاده بود.‏
‏10 – شاه به عیادت امین السلطان رفته بود. یازده بار او را صدا زده بود جواب نبود و دفعه آخر جواب گفته بود و بندگان همایون فرموده ‏بودند احوالت چطور است؟ همین قدر گفته بود خوب است و غلتی زده لحاف بر سر کشیده و پشت به شاه کرده بود.‏
‏11 – باز امروز وزراء احضار شدند و حساب خزانه در میان است. از قراری که شنیدم می خواهند از عدد قشون و نوکر کم بکنند تا خرج ‏ودخل مساوی شود.‏

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.