|
استمداد از کارگران بينالمللی*
|
|
|
خسرو شاكري
|
|
فراخوان اجتماعيون عاميون ايران عليه تجاوز امپرياليستها به مشروطيت
پس از لشگر كشي محمد علي شاه به كمك روسيه تزاري به ايران و كوشش براي استقرار مجدد خود به تخت شاهي، اين فراخوان براي احزاب عضو انترناسيونال دوم، از جمله حزب سوسيال دموکرات کارگری روسيه فرستاده شد. لنين كه نماينده ي حزب اخير در دفتر انترناسيونال دوم (بينالملل سوسياليست) بود ترجمه ي آن را به دفتر بين الملل فرستاد و خواست كه ارگانهای احزاب عضو آن را درج كنند. به دنبال پخش اين متن بود كه از جانب احزاب كارگري روسيه در تبعيد و به همت ژان لانگه نوه ي ماركس جلسه اي در پاريس در حمايت ار مبارزات مردم ايران و در محكوميت تجاوز روسيه تزاري بر پا شد (ن.ك. به متن بعدي) خ.ش
استمداد و پرتستنامه ي ذيل از طريق فرقه محترمه ي (اجتماعيون-عاميون ايران) از قفقاز به اجتماعيون بينالمللی بعد از ورود محمد علی به ايران مخابره شده و ما ترجمهی آن را عيناً نشر میدهيم. اينک پروتستنامه ي مزبور:
ايران جوان ايام صعب و روزگاری سخت را میگذراند. آزادی و حريتی که در سايه ي مساعی و اقدامات طبقاتی جماعت و از اثر نثار شدن خونهای شهيدان ملت و از جان گذشتگی صدها هزاران قربانيان امت بدست آمده و هنوز مبانی آن استحکام کامل نيافته در خطر است! امپراطوريت روس که يگانه دشمن خونخوار و اعدا عدو ي نابکار حريت عالم انسانيت است با حکومت انگلستانی که، بنا به ادعای واهی خود، دولتی «ليبرال و مشروطيت پرور» است دست بيکی کرده و تيغ خونريز دژخيمی خود را به فراز اندام مجروح ايرانی که به تازگی راه تجدد [را] پيش گرفته برآهيخته! گمان نشود که ايران متجدد اينک فقط در مقابل قهرمان خرابان خانها، شاه مخلوع محمد علی، با خود ساز کشمکش آراسته، چنانچه انقلابيون ايران با خود شاه معزول و ديگر همدستان ارتجاع پرست اش در کشمکش و نزاع بودند، ديری بود که کارشان ساخته و رشته حيات ننگين شان از هم گسسته بود! امروزه ايران جوان در مقابل يک زمره يغماگران آزادی بينالمللی و دسته پيشقدم فنا و اضمحلال حريت بشری واقع است و اين دزدان راه آزادی ملل هيچگاه هواخواه استقلال و حريت وطن بلا ديده ي ما نبودهاند! اينان، اين ننگهای دامن انسانيت ايرانی لازم دارند که ميدان استفاده اصول سرمايه داری ایشان بوده و به طوری جولانگاه فايده بردنشان باشد که همچون اراضی مستملکات خودشان با کمال بی وجدانی در اين سرزمين رفتار کنند؛ برای اينان همان وضع حکومت فاسد و پوسيدۀ محمد علی خائنی لازم است که در جنايات انسانيت گشاده و خرابکاریهای ايشان در دامن وطن ما معين و هم دستشان باشد! حکومت معلومالحال روسيه با معاونت انگلستان به اتخاذ اقدامات قطعيۀ خود شروع نموده و قرار دادی را که به امضای روس و انگليس رسيده بوده و ضامن ممانعت از بازگشت محمد علی به ايران میبود نقض کرده است! پس از انجام يک سری انتريگ بازیها، کارشکنیهايی که مخصوصاً به قصد ضعيف ساختن حکومت ايران ترتيب شده بود امپراطوريت روسيه با موافقت انگليسها محمد علی را به ايران رجعت داده است که مجدداً زمام حکمرانی را به دست گيرد و غاصبانه با استعانت بيگانه بفراز تخت شاهی جای گيرد! حکومتهای ديگر اروپا برای آن که بنوبه خودشان در يکی از ساير نقاط عالم به دستبردی موفق آيند در مقابل اين نقض عهد به کلی مهر خاموشی بدهان زده و هيچگونه صدايی بر نمیآورند! ما هواخواهان استقلال و تماميت ملکيه [ارضي] ملت ايران، ما دشمنانِ پرجوش و خروشِ دزدانِ غارتگرِ منظمِ بينالمللی را واجب افرادی است که برای پيروزی يافتن در اين کشمکش و مبارزه حياتی سعی و کوشش اندکی را در نظر نگيريم! عجبا، اگر در اين روزگاران غمآور و ايام محتزا [عزا؟] برای کامياب شدن به مقصود از کارگران اجتماعيون بينالملل استمداد نجوئيم از چه عناصری بايد استعانت کنيم؟ فقط صنف کارگران دوستدار صادق و صميمی تمام ملل مقهوره و حريتهايی که آماج سهام خطرات و مهلك میشوند، طرفدار اخوت بينالملل و دشمن پر خطر يغماگری اصول سرمايهداری در اينجا طرف خطاب است! رفقا، به شما خطاب میکنيم تا صدای رعدآسا و هيجان شما برادران که در راه دفاع آزادی ما به اقصاع جهان طنين انداز شود [و] سامعه ي ما را هم مشغول سازد! از شما استمداد میجوييم که صدای اعتراض و احتجاجتان پارلمانها، متينگها، مجامع، کنفرانسها و مطبوعات را فراگيرد! بر عليه حکومتهايی که در اين پيشآمدها و راهزنیها ساکت ماندهاند، و مخصوصاً بر ضد حکومتين روس و انگليس که دارِ اعدام ملت ايران را آماده ساختهاند. اگر چه صداهای نفرت و اعتراضات مجدّانهتان وسيله ي امداد مادی و عملی ما نخواهد بود، اما لااقل در مبارزه ما موجبات تشويق و تهيج ما را فراهم خواهد آورد و يک معاونت قلبی و معنوی برای ما خواهد بود! ما انتظار داريم که صداهای اعتراض و نفرت و پروتستها به نام آزادی و استقلال مملکت ما بر عليه زمره ي راهزنان که برای به شيشه ريختن خون ما با هم متحد شدهاند و حکومتهايی که مروج اصول سرمايهداری هستند بلند شود و جهان را فرا گيرد. سلامهای برادرانه ما را از ميدان مبارزه بپذيريد! زنده باد استقلال و اخوت ملل! زنده باد اجتماعيون بينالملل! فرقه اجتماعيون-عاميون ايران در قفقاز
* منبع: ايران نو، شمارهی 110، سال سوم، 27 مرداد 1290 (16ماه اوت 1911) و نيز اسناد تاريخی جنبش کارگری سوسيال دموکراسی و کمونيستی ايران به كوشش خ. شاكري، 23 جلد، فلورانس و تهران، 1994-1969، ج، 6، صص 37-39. اين سند اولين بار از روی متن مندرجه در ايران نو در مسائل انقلاب و سوسياليسم، مانيفست 4، تابستان 1354 چاپ گرديد.
|