header image
 
ایران ‏درآستانه ی یک جامعه ی مدرنِ تجسّمی چاپ
سیروس بینا   
رفتن به
ایران ‏درآستانه ی یک جامعه ی مدرنِ تجسّمی
صفحه 2

آنچه در زیر می خوانید، مقاله ایست از سیروس بینا و خلاصه ای از سخنرانی داریوش ‏آشوری که هر دو نفر این عزیزان از شرکت کنندگان کنفرانس صدمین سال مشروطیت ‏در شیکاکو بودند.‏

***** 


‏"صحبت حکاّم ظلمت شب یلداست
نور زخورشیـــد جوی بو کـه برآید"‏
                                           حافظ

امروز درست یکصد سال است که ازجنبش ‏مشروطه درایران می گذرد. جنبشی که درعنفوان ‏فشرده ترین قرن از تاریخ پر تحوّل سرمایه داری ‏پا به عرصۀ وجود گذاشته است. و نیزجنبشی که ‏به جهت ضربه پذ یری سیاسی و شکنندگی ‏اجتماعی، و نیز عدم باروری اقتصادی هنوز در ‏میان این فشردگی ها نامراد و ناکام باقی مانده ‏است. دراین یکصد سال این جنبش را، ازوجوه و ‏دیدگاههای گوناگون، بسیار به تماشا نشسته اند. ‏امّا غالب این بازنگریها عموماً مشروطیت را بر ‏محور مفهوم "مّلت" و"ملّیت" سنجیده اند. به ‏عبارت دیگر، "ملّت"، به مثابۀ حقیقت از پیش ‏انگاشته‎ (Axiom)‎تقریبأ چاشنی تمامی این ‏بازنگریها و بررسی ها می باشد.‏
امّا حقیقت این است که "مّلت"خود مفهومی ‏است نوین و از این رو بامناسبات سرمایه داری و ‏نهادهای تاریخی مدرنیته پیوندی ویژه و تنگاتنگ ‏دارد. بنابرین، کاربرد "مّلت" به مفهوم فراتاریخی ‏و ورا اجتماعی آن امری ذهنی، یعنی ایده آلی، و
نابجا است. پس کشف ویژگی ملّت به معنای ‏مدرن آن‎(Nation)‎‏ همانند راهنمائی است که ما ‏را از یکطرف به دیالوگ مشّخص حال و گذشته ‏هدایت میکند و از طرف دیگر مناسبات ماّدی و ‏
اجتماعی ونیز چرائی اکنون را در رابطه و در ‏راستای دوران کنونی محک میزند. بنابراین، در ‏این صحبت مختصر و در این همایش ویژۀ ‏صدساله سعی من این است که از تکرار مکرّرات و ‏تفصیل وقایع مهّم و تاریخ ساز این دوره اجتناب ‏نموده، و بجای آن با ارائۀ چهارچوبی متودولوژیک ‏و دورانی (نه فرا تاریخی) به پایگاه و جایگاه ‏انقلاب مشروطه درایران نظری بیاندازم.      ‏
جنبش مشروطه و پدیدۀ تجّددخواهی یا ‏مدرنیته درایران با مهفوم ویژۀ "مّلت" رابطه ای ‏دیالکتیکی دارد. بدین معنی که تا پیش ‏ازاینمقطع تاریخی، یعنی دوران سرمایه داری، ‏پدیده ای انسجام یافته به مفهوم مدرن"ملّت ‏ایران"، چه ازلحاظ نظری وچه از نظرساختار ‏واقعی وکانکریت اجتماعی، وجود ندارد. چنین ‏انسجام یافتگی، که رفته رفته تبلورخویش را در ‏پروسۀ جنبش مشروطه نمایا ن می سازد، همانا ‏پدیدارشدن"مّلت" به معنای امروزی و مدرن آن، ‏یعنی بازتابی ازجامعۀ "تجسم یافتۀ" ایران و گذار ‏تاریخی آن به عصر تجّددخواهی و تجّدد گرائی ‏میباشد.  بدین ترتیب، «بِنِدیکت اندرسن» دراثر ‏پربهای خود،"جوا مع تجّسم یا فته" ( ١٩٩١)، به ‏درستی تمامی جامعه های مدرن را جوامعی ‏تجّسم یافته می خواند و موجودیت آنان را منتج ‏از وجود "صنعت و سرمایه داری چاپ" ‏وتشخیص، تعیین وتعمیم زبان و یا زبان های ‏مشترک، و بالأخره تبادل مسّمراجتماعی ـ ‏فرهنگی ـ سیا سی، در خلال انتشار فرا گیر و ‏گستردۀ "روزنامه"، می انگارد.  ‏
پس تمامی مردمانی که دوران زندگی ‏اجتماعی رو در رو و بلاواسطه با یکدیگر را، مثلاً ‏درروستاها، از سرگذرانده اند بی شک درزمرة ‏جوامع تجّسم یافته قلمداد می شوند.  این جوامع ‏هم چنین، علیرغم مبارزات طبقاتی و اجتماعی ‏ناشی از ساختار اقتصادی و ما دّی خویش، غالبأ ‏به ُطُرق "خود مختار" عمل نموده و موجودّیت ‏خویش را با نماد و نمودی از خود مختاری (ساوـ ‏رین ـ تی) عرضه می کنند.  درنتیجه، "مّلت" به ‏عنوان تجّسمی همگانی درحیطة برش افقی ‏جامعه، البّته همراه با برش عمودی طبقات و ‏روابط طبقاتی، تبلوریافته و حکایت از همبستگی ‏‏(تجسّمی) اعضای ندید و نشناخت جامعۀ مدرن ‏می نماید. اماّ پرسش اصلی این است: چه عاملی ‏در بطن و بنیان این نوع از تجّسم اجتماعی نهفته ‏است که قادراست بنام "مّلت" یا "وطن" اکثریت ‏قریب به اتفاق عناصر و افراد را، به ویژه در جوامع ‏مدرن و متمد ن امروزی، به کشته شدن و یا ‏کشتن"قانونی" همنوع خویش وادارنماید؟  یا، به ‏مصداق کارل مارکس، این"فتی شیزم" ملّی یا ‏‏"جادوی" ناسیونالیزم، که خود نیز رابطه ای ‏است اجتماعی، چگونه و از کجا ناشی می شود؟  ‏اندرسن چنین انگیزه ای را محصول ویژگی ‏مادیّت اشاعه و انتشار روزنامه، همراه با گزینش ‏زبان مشترک، در پرتو تکنولوژی (سرمایه داری) ‏چاپ میداند.‏
باید توجه داشت که خودِ تکنولوژی چاپ ‏اگرچه شرطی لازم برای تبلور جامعۀ تجّسمی ‏مدرن به حساب می آید، امّا نمی تواند به خودی ‏خود شرطی کافی باشد. چه، شرط کافی برای ‏توسعه و تکامل این جوامع وجود تحّولات ‏اُرگانیک اقتصادی ـ اجتماعی درونی وآرایش ‏طبقاتی منطبق برآنهاست.  دراواخر قرن نوزدهم ‏و اوایل قرن بیستم میلادی، ایران (یعنی ایرانی ‏که امروزما می شناسیم) عملأ درآستانۀ تجّسم ‏نوین خویش قرارگرفت.  شرایط عینی این تجّسم ‏البته برپایۀ دو تضاد بالفعل وبالقوۀ ساختاری ‏دراین دوره درُشُرف تکوین بوده اند: (١) توسعۀ ‏سرمایۀ تجاری، سازماندهی صنفی تولید و ‏فرماسیون طبقاتی اقشار نوشکفتۀ شهری و (٢) ‏رکود فراگیر، فقر مُطلق و بحران های تولید نیمه ‏فئودالی ـ نیمه عشیرتی درحیطۀ اقتصاد بسته و ‏ناپویای روستا، همراه با فضای پر اختناق و بحران ‏زای ناشی از ساختاراجتماعی ـ اقتصادی به ‏اصطلاح خود کفا وطبیعت گرای ایلی و ایل ‏نشینی. به همین جهت، درجنبش مشروطه، ‏حاملین سرمایۀ تجاری، اصناف وپیشه وران، و ‏بطورکلی اقشارگوناگون تجّدد خواه شهری (نه ‏روستائی) ازعمدگی بسزایی برخوردار بوده اند.‏
‏ به شیوۀ اندرسن، من معتقدم که ‏فرماسیون"مّلت"، به منزلۀ پدیده ای ویژه و ‏مدرن، سه آلترناتیو تحلیلی ـ تاریخی را پیش ‏پای ما می گذارد: (١) مّلت درجوامع استقلال ‏یافتۀ، نظیرآمریکای پس ازاستقلال، و درتضاد با ‏نظام های خودکامۀ کهن، (٢) ملّت درجوامع ‏تحت سلطۀ و قیمومیت استعمارودر نتیجه متبلور ‏از بازسازی امپریالیزم، و (٣)  مّلت در نظام های ‏کهن نه کاملأ مستقل ونه مستعمره، نظیرایران ‏زمان مشروطّیت.  انقلاب مشروطه و انطباق آن ‏با مفهوم مدرن مّلت در ایران منتج از خط کشی ‏توأمان و دوجانبۀ تاریخی با نظام خودکامۀ کهن ‏‏(سلسلۀ قاجار) از یکطرف، و استعمار و امپریالیزم ‏‏(دولت های روس و انگلیس) ازطرف دیگرمی ‏باشد.  به عبارت دیگر، تجّددخواهی و جنبش ‏های حامل آن دو هدف سیاسی را همزمان ‏تعقیب می کرده اند: مبارزه با استبداد، و مبارزه ‏با استعمار و دخالتِ قدرت های خارجی.  تبلور ‏بلاواسطۀ این دو تضاد را به خوبی می توان در ‏قالب محاربۀ خونین کهنه پرستان داخلی ‏‏("استبداد صغیر") با "ملّت ایران"، همراه با ‏مقابلۀ فرصت طلبانۀ توافق (١٩٠٧)  دولت های ‏روس وانگلیس درتقسیم ایران به مناطق تحت ‏نفوذ، مشاهده کرد. بنابراین، مفهوم مدرن "ملّت" ‏در ایران اساسأ مفهومی است مستقل، خود ‏انگیخته و متضاد با استعمار و استبداد. به همین ‏منوال، هم از لحاظ تاریخی و هم از نظر تحلیلی، ‏لفظ "ملّی" نیز قطعأ باید شامل چنین ویژگی ‏هائی باشد.      ‏
پس از دفع "استبداد صغیر" و شکست ‏محمّدعلی شاه قاجار، کودتای انگلیسی رضاخان ـ ‏سیّد ضیاء (١٢٩٩ خورشیدی) به مثابۀ نخستین ‏ضربۀ کاری به پیکر مشروطیت بشمار می رود. ‏این ضربه، با اعلام من ـ درآوردی پادشاهی ‏رضاخان و آغاز دیکتاتوری سیاه رضاشاهی، کمر ‏دموکراسی ضعیف و تازه پای را درایران شکست. ‏نکتۀ تحلیلی قابل ملاحظه در اینجا مسئلۀ ‏چگونگی معاوضۀ سلسلۀ قاجار با به اصطلاح ‏سلسلۀ پهلوی است.  اندرسن در تجرّبیات و ‏پژوهش های خویش دربررسی منطقۀ جنوب ‏شرقی آسیا بر دوران انتقال به عصر مدرنیزم تکیه ‏میکند و شرح می دهد که چگونه استعمارسلسله ‏ها و رژیم های پوسیدۀ قدیمی را با سلسله های ‏بازساختۀ خویش تعویض نموده و، بدین سان، ‏دراین گونه جوامع تجسّمی تحت سلطه مفهومی ‏از"ملّت" پدید می آورد. امّا، از لحاظ تاریخی، ‏مفهوم ملّت در جنبش مشروطه در ایران با شکلی ‏مستقل از سلسلۀ قاجار و نیز از استعمار روس و ‏انگلیس متبلور شده است.  بنابراین، "ملّت" به ‏معنای مدرن آن درایران نه تنها از نظر تحلیلی ‏معاوضۀ اسفبار دربار قاجاربا به اصطلاح دربار ‏پهلوی را تأیید نمی کند، بلکه به مثابۀ آنتی تزِی ‏پویا و دوران ـ شمول بیش از صد سال است که ‏با این گونه فرم های حکومتی در ستیز بوده ‏است.  عکس برگردان همین ماجرا را می توان در ‏مورد مفهوم"ملّت"، درایران، در رابطه با کودتای ‏‏٢٨ مرداد ١٣٣٢ به وضوح ملاحظه کرد. آنان که ‏به نطق های شیرین محمّدرضاشاه گوش داده اند ‏احتمالأ به یاد می آورند که وی، به ویژه پس از ‏تظاهرات پانزدهم خرداد ١٣٤٢، دائمأ صحبت ‏از"ناسیونالیزم مثبت" می کرد.  من که در آن ‏زمان نوجوانی بی تجربه بودم از این کلمۀ ‏‏"مثبت" هیچ سردر نمی آوردم و با پدرم، که با ‏نگرانی مرا دعوت به سکوت میکرد، دائمأ کلنجار ‏میرفتم. امّا اکنون، با این چهارچوب تحلیلی، ‏برایم چندان دشوار نیست که این "مثبت" را ‏پاسخی مثبت به کودتا وآن "منفی" را نفرتی ‏علیه کودتاچیان امپریالیست وگماشته گان ‏استبداد در ایران قلمداد کنم.       ‏
در اینجا، پرسش اصلی این است که چرا ‏‏"سلسله بازان"، یعنی رندان پشت پرده، این همه ‏اصرار بر لزوم تسلسل خیالی و غیر واقعی سلطنت ‏محّمدرضاشا ه، یا سلطنت پدرتاج خوار (نه تاج ‏دار) ایشان، در ادامۀ حکومت باستانی پادشاهان ‏هخامنشی دارند. محّمدرضاشاه خود با تبختر ‏فراوان وانمود میکرد که: "کورش بخواب که ما ‏بیداریم"!  کمدی جشن های ٢٥٠٠ ساله در ‏دوران او تنها یک نمونه از نمایش های تراژیک ‏‏«تسلسل پادشاهی» میباشد. امّا بسیار پرسیدنی ‏است که این«تاج کیانی»، همراه با «فرٌ ایزدی» و ‏یا «درفش کاویانی»، چه ربطی به کارگزاران ‏استعمار، مأمورین اینتلجنت سرویس انگلستان، ‏امپریالیزم آمریکا، رضاخان قزّاق و یا آقای ‏محّمدرضا پهلوی دارد؟  پس می بینیم که ‏اینگونه تظاهرات، تبلیغات، و روند منحط فکری ‏ــ که نه تنها به وسیلۀ عوامل رسمی ارتجاع بلکه ‏با تأیید تلویحی بسیاری از نیمچه فرهیختگان به ‏اصطلاح مستقل لیبرال تبلیغ میشد ــ چگونه ‏وتاچه اندازه باعث تحریف حقایق تاریخی، ‏سردرگمی های زیان بخش سیاسی، ‏ورهنمودهای ضّد ونقیض حتا درصف مخالفان ‏واقعی رژیم شده است.  ‏
‏" انقلا ب مشروطه" تا آن زمان می توانست ‏موظف و مشروط به شرط نگاهداری فرم ‏پادشاهی حکومت بوده باشد که کوچکترین ‏خدشه ای به تعّهد مظفرالدین شاه در قبال تجّدد ‏طلبان وارد نشده باشد.  امّا چنان که میدانیم، ‏محّمدعلی شاه این "قرارداد اجتماعی" را با به ‏توپ بستن مجلس و اعلام مجدّد استبداد به ُکلّی ‏فسخ کرد، و بدین ترتیب، وی از این پس نه برای ‏خویش و نه برای "سلسلۀخویش" و نیز نه برای ‏هرگونه "سلسله ای"، آنچنانی یا غیر آنچنانی، نه ‏‏"شرطی"، نه "مشروطی"، و نه "مشروطه ای" ‏باقی گذاشت. در نتیجه، مدّعیان ‏امروزی"مشروطه"، یعنی آنان که به راستی به ‏آرمان های انقلاب مشروطه پای بندی دارند، باید ‏تاکنون، اولأ، به انجام خط کشی قاطعی با هردو ‏کودتای انگلیسی (١٢٩٩) و آمریکایی (١٣٣٢) ‏نائل آمده، و ثانیأ، قادر به اختیار موضعی محکم و ‏مناسب در قبال هرگونه "سلسله سازی" ‏و"سلسله بازی" شده باشند. ‏
لازم به یاد آوری است که دراینجا نیاز به خط ‏کشی دیگری نیز وجود دارد و آن اختیار موضعی ‏است که خودِ انقلابیون مشروطه قبلأ درمقابل ‏‏"مشروعه خواهان" استبداد منش و ارتجاعیون ‏مذهبی آن زمان، نظیرشیخ فضلّ اله ها، ‏اختیارکرده اند. این انقلابیون اگر امروز هم در ‏این زمان زیست می کردند، قطعأ همین موضع را ‏در برابر نظام جمهوری اسلامی در ایران اتخاذ ‏کرده بودند.  بنابراین، انقلاب مشروطه در ایران، ‏از لحاظ تاریخی و نیز از نظر تحلیل تئوریک، نه ‏هیچ گونه الزامی به قبول نظام تحمیلی پادشاهی، ‏آن هم پادشاهی کودتائی پهلوی، دارد و نه هیچ ‏گونه قرابتی یا شباهتی و یا تعّهدی به حاکمّیت ‏
واپس گرای هیچ مذهبی، به ویژه حکومت اسلام ‏ناب محّمدی، دارد. ‏


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.