header image
 
چشمِ عقل دیدِ خدایی دارد (گذری از جهانِ هفت اثرِ دوران مشروطیت) چاپ
بهروز شیدا   
رفتن به
چشمِ عقل دیدِ خدایی دارد (گذری از جهانِ هفت اثرِ دوران مشروطیت)
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4

 

     ۹

۹

میرزا ملکم­خان ناظم­الدوله دفتر تنظیمات32 را خطاب به مشیرالدوله، رئیس شورای وزیران دوران ناصرالدین­شاه، نوشته است. میرزا ملکم­خان نخست بر چند نکته­ی مهم تأکید می­کند: بر خلاف آن­چه گروهی عنوان می­کنند، سرزمین ایران نظم­پذیر است؛ چه نه خدا طالب اغتشاش است نه در طول تاریخ اسباب ترقی­ی ایران این­قدر فراهم بوده است. ایران همه­ی عوامل پیش­رفت را در اختیار دارد؛ از جمله شاه­پرستی­ی ملت و دولت­خواهی­ی علما. با این همه اگر کسی شرایط ایران را با شرایط فرنگ مقایسه کند، غرقِ شگفتی می­شود. به روایت میرزا ملکم­خان عیب­های سرزمین ایران از آفتاب آشکارتر است: گرسنگی نوکر، تعدی حکام، ذلت رعیت، هرج و مرج دستگاه دیوان، نقصان عیار، افتضاح و خطرات خارجه. راه درمان این عیب­ها عقلِ انسانی است. عقل انسانی حاصل جمع عقل­های همه­ی حکیمان روی زمین است. ایران تنها در زمینه­ی صنعتی از غرب عقب نیفتاده است؛ که در زمینه­ی عقل انسانی نیز فرسنگ­ها فاصله هست. میرزا ملکم­خان اصرار می­کند که عقل انسانی، که باید خود را در دستگاه دیوانی متبلور کند، هیچ تناقضی با دین اسلام ندارد، تنها با دین کسانی در تناقض است که به جاه خویش می­اندیشند. عقل و دین اسلام اما، باید با چیز دیگری نیز هم­نوا شوند: سلطنت مطلق منظم. میرزا ملکم­خان سلطنت مطلق منظم را برای ایران توصیه می­کند. سلطنت مطلق منظم سلطنتی است مانند سلطنت­های روسیه، اطریش و عثمانی. در این نوع سلطنت­ها شاه هم قوه­ی مقننه را در اختیار دارد هم قوه­ی مجریه را. با­ این­همه این دو نوع اختیار را با یک­دیگر نمی­آمیزد.­ چه در صورت آمیزشِ این دو اختیار وزیران بر پادشاه مسلط می­شوند. میرزا ملکم­خان در پایانِ دفتر تنظیمات قوانین­ خود را ارائه می­کند. بیست­وچهار بند از این قوانین را ما در فقره­های گوناگون می­خوانیم؛ از قانون اول: ترکیب حکومت دولت ایران تا قانون هفتادوچهارم: بر ترتیب بانک.

 

۱۰0

سه مکتوب33 نامه­ی شاهزاده کمال­الدوله است به شاهزاده جلال­الدوله. شاهزاده کمال­الدوله نخست اظهار پشیمانی می­کند از این­که پس از سفر انگلستان، فرانسه و آمریکا به خاک ایران آمده است. آن­گاه از شاهان آرمانی­ی دوران کهن یاد می­کند؛ از کیومرث و گشتاسب، انوشیروان، خسروپرویز. میرزا آقاخان کرمانی معتقد است شاهان آرمانی­ی دوران کهن اقتدار داشتند، اما توان انحراف نداشتند، به رعیت تکبر نمی­فروختند، عدل را با عظمت می­آمیختند، حاکمان امروز ایران اما، جز چپاول نمی­کنند، جز دروغ نمی­گویند. میرزا آقاخان کرمانی معتقد است تباهی­ی سرزمین ایران از دوران حمله­ی اعراب آغاز می­شود. میرزا آقاخان کرمانی از بیانِ هیچ واژه­ای برای تحقیر اعراب کوتاهی نمی­کند، اما اصرار دارد که زشتی­ی اعراب را نباید به پای اسلام گذاشت؛ چه پیغمبر اسلام هرگز نمی­خواسته است کار امت اسلام به این­جا برسد. میرزا آقاخان کرمانی آن­گاه به مجتهدین دوران صفویه حمله می­کند، از کشتار بابیان سخن می­گوید، از درنده­خویی­ی مردم داستان­ها حکایت می­کند؛ از خنجرها و چهره­های خونین. مردم ایران یک­دیگر را سر می­برند. ساکنان کشور­های متمدن اما، به دلیلِ حاکمیتِ عقل، انسان را دوست دارند. سه مکتوب با گفت­وگوی سوسمارالدوله، حاکمِ کرمان، با کلانتر پایان می­پذیرد. سوسمارالدوله به محل حکومت خود رسیده است. باید بداند چه­گونه ملت را غارت کند، گردن ملت بزند، طناب به گردن ملت بیندازد، ملت را در دهانه­ی توپ بگذارد. کلانتر شرایط محل را برای او تصویر می­کند.

 

   ۱۱

در آثار ادبی­ی دوران مشروطیت تک­سواران آرزو­های ساده­دلانه و سپاه انبوه واقعیتِ تلخ به تکرار چهره به چهره می­شوند: شاهِ آرمانی در برابر شاه مستبد، اسلامِ مقدس در برابرِ مسلمانانِ درنده­خو، عاقلانِ علم­پرور در برابر ناعاقلان خرافات­­پناه، نخبه­گان ملت­خواه در برابر توده­ی دشنه­ به­دست. تصویر این تقابل­ها در آثار سیاسی- نظری­ی دورانِ مشروطیت نیز به تکرار ساز می­شود؛ که آثار ادبی­ی دوران مشروطیت تنها ابزار خاک­برداری­ی راه­های سخت عبور اند؛ عصای دست؛ تابلوی راه­نما؛ عکسی از شُعاری که بر دیوارها تابیده است: چشمِ عقل دید خدایی دارد.

 

اردیبهشت­ماه 1385

 

پی­نوشت­ها:

 

1- بورنوف، رولان. اوئله، رئال. (1378)، جهان رمان، ترجمة نازیلا خلخالی، تهران، صص 41 - 38

2- لوکاچ، گئورک. (1373)، پژوهشی در رئالیسم اروپایی، ترجمة اکبر افسری، تهران، ص 83

3- مراغه­ای، زین­العابدین. (1362)، سیاحتنامة ابراهیم بیک: یا بلای تعصب او، با مقدمه و حواشی محمد امین، تهران، صص 242 - 241

4- موریه، جیمز. (1376)، حاجی­بابا اصفهانی، مترجم: مهدی افشار، تهران، ص 616

5- طالبوف، عبدالرحیم. (2536)، کتاب احمد، تهران، ص 212

6- نویسنده­ای ناشناخته. (1383)، جهودکُشان، تصحیح: هارون و هومن، استکهلم، صص 344 و 342

7- آخوندزاده، میرزافتحعلی. (2536)، تمثیلات: شش نمایشنامه و یک داستان، ترجمة محمدجعفر قراجه­داغی، تهران، ص 455

8- عبدالهیان، حمید. (1381)، شخصیت و شخصیت­پردازی در داستان معاصر، تهران، ص 55

9- همان­جا، ص 87

10- سودآور، ابوالعلاء. (1384)، فرة ایزدی: در آیین پادشاهی ایران باستان، تهران، صص 141 - 139

11- مراغه­ای (1362)، صص 210 - 209

12- موریه (1376)، ص 159

13- طالبوف (2536)، ص 125

14- نویسنده­ای ناشناخته (1383)، ص 48

 15- آخوندزاده (2536)، صص 442 - 441

16- مراغه­ای (1362)، صص 175 و 59

17- موریه (1376)، ص 395

18- طالبوف (2536)، صص 19 - 18

19- نویسنده­ای ناشناخته (1383)، صص  141 - 140 و 43

20- آخوندزاده (2536)، صص 442 - 441

21- گیدنز، آنتونی. (1378)، تجدد و تشخص: جامعه و هویت شخصی در عصر جدید، ترجمة ناصر موفقیان، تهران، صص 118 - 105

22- مراغه­ای (1362)، ص 135

23- موریه (1376)، صص 94 - 93

24- طالبوف (2536)، ص 126

25- نویسنده­ای ناشناخته (1383)، ص 75

26- آخوندزاده (2536)، صص 441 و 437

27- مراغه­ای (1362)، صص 218 - 217

28- موریه (1376)، ص 489

29- طالبوف (2536)، ص 144

30- نویسنده­ای ناشناخته (1383)، ص 336

31- آخوندزاده (2536)، ص 447

32- اصیل، حجت­اله. (1381)، رساله­های میرزا ملکم­خان ناظم­الدوله، تهران، صص 59 -23

33- کرمانی، میرزا آقاخان. (1370)، مکتوب شاهزاده کمال­الدوله به شاهزاده جلال­الدوله: سه مکتوب، به کوشش بهرام چوبینه، ناجا



« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.