|
هیچ کس با صراحت حرف نمیزند
|
|
|
فرخ نگهدار - عضو بنيانگذار سازمان فدائيان خلق ,عضو شوراي هماهنگي اتحاد جمهوريخواهان ايران
|
|
صفحه 1 از 3 بهتر است به جای پیشبینی یکدستتر شدن حکومت پس از انتخابات، متفرقتر شدن جمهوری اسلامی، تعمیق شکافهای همیشگی و ایجاد شکافهای تازه در حکومت را پیش بینی کنیم.
پاسخ اول: تلقی بسیاری این است که حکومت جمهوری اسلامی ایران به طرف یک دست تر شدن میرود. این تلقی اشتباه است. چنین چیزی حقیقت ندارد. برعکس حکومت جمهوری اسلامی تا کنون رو به پراکندگی بیشتر پیش رفته و امکان اعمال یک رهبری متمرکز وقدرتمند نیز کاهش یافته است. کسانی که کشاکشهای انتخاباتی دور نهم را یک"نمایش انتخاباتی" تصور میکنند از اوضاع ایران خبر نمیگیرند. انتخابات دور نهم تنها انتخاباتی است که در آن هیچ یک از دو جناح قادر نیستند روی نامزد واحد توافق کنند. وقتی جناح به اصطلاح مسلط تا دو ماه و اندی ماه به انتخابات مانده هنوز با ۵ یا ۶ نامزد در میدان است، و وقتی جناح دوم خردادی حداقل با 2 نامزد شرکت می کند، صحبت کردن از اینکه حکومت دارد به یکدستتر شدن پیش میرود صحبتی غیر مستند و نامفهوم است. هریک از نامزدها که برنده شود قطعا بیش از خاتمی و پیشینیانش در درون حکومت پایگاه نخواهد داشت. همه میدانند که زمینهای به چشم نمیخورد که مردم نیز در این انتخابات به وسعت قبل شرکت کنند. این بدان معناست که آقای رئیس جمهور بعدی از حمایت فعال قشرهای بسیار محدودی از جامعه بهره مند خواهد بود. موقعیت هیچ یک از نامزدها با دیگری در این زمینه تفاوت چندان ندارد. ما بعد از خرداد 84 یک رئیس جمهور خواهیم داشت که نه در حکومت از حمایت وسیع برخوردار است و نه در جامعه. برخی از تحلیلگران بین رفسنجانی با دیگران فرق گذاشته از او به عنوان نامزد "قدرتمند" یاد میکنند. اما این نظر بی پایه است. رفسنجانی هم اگر رئیس جمهور شود، در موقعیتی به مراتب ضعیفتر از بار قبل خواهد بود. در نظر روشنفکران او شخص ناراستی است که دموکراسی را نمیفهمد و توده مردم او را "ناکس" و "سردسته دزدها" و "فساد پرور" تصویر میکنند. در درون حکومت نیز هیچ یک از دو جناح با او چفت نیستند. آقای خامنهای دلش میخواهد یکی از دستبوسانش، مثل حداد یا لاریجانی، "رئیس جمهور" شوند. اما این چنین افرادی را نه اکثریت بزرگ مردم به عنوان رئیس جمهور قبول دارند و نه استوانه های نظام مثل موتلفه. اگر آقای معین یا کروبی هم رای بیاورند، باز این وضعی که تا کنون داشتهایم تشدید خواهد شد. لذا بهتر است به جای پیشبینی یکدستتر شدن حکومت پس از انتخابات، از امکان متفرقتر شدن جمهوری اسلامی، از امکان تعمیق شکافهای همیشگی و ایجاد شکافهای تازه در حکومت صحبت کنیم و نه عکس آن. این نوع نگاه به ما کمک میکند که دریابیم که شورای نگهبان در انتخابات پیش رو امکان کمتری برای حذف کاندیداهای رقیب و صاف کردن جاده برای "نورچشمی" خود دارد. من زمینهای نمی بینم که شورای نگهبان، مثل انتخابات مجلس هفتم، به ضرب نظارت استصوابی، بتواند بالکل یک طرف را حذف کند. به احتمال زیاد طیف گستردهای از گرایشهای درون نظام در انتخابات آتی شرکت خواهند داشت و رقابت میان آنان نه تشریفاتی بلکه واقعی خواهد بود و اصلاح طلبان، برخلاف انتخابات مجلس هفتم، برای تحریم انتخابات یا انصراف خود توجیهات حقوقی کمتری خواهند یافت. این پیش بینی به ما کمک می کند که توجه کنیم برای شورای نگهبان بسیار دشوارتر و پرهزینهتر است که مانع شرکت نیروهای بیرون نظام، که به روشهای قانونی عمل میکنند، بشود. مثلا حذف آقای یزدی نمیتواند اعتراض جبهه مشارکت را برنیانگیزد و آن را به درگیری با شورای نگهبان برای حمایت از یزدی ترغیب نکند. جبهه مشارکت میفهمد که سکوت در برابر آن وضع یعنی از دست دادن بخش بسیار مهم و موثری از آرای خود. علاوه بر این مهمترین شخصیتهای تصمیمگیرنده در جمهوری اسلامی، برخلاف انتخابات قبلی، مایل و حساسند که، در وضعیت بسیار متلاطم منطقهای فعلی، شمار شرکت کنندگان در انتخابات و حد جدی بودن و رقابتی بودن آن ازحد جهان پسند و متعارف پائینتر نرود. آنها به درستی بر این محاسبهاند که کنار کشیدن اعتراضآمیز نامزدها و فرمایشی جلوه کردن این انتخابات به معنای شکستن مهمترین حلقه استراتژی دفاعی آنان در برابر فشار بینالمللی است. از این روی اوضاع داخلی جمهوری اسلامی و روندهایی که در اطراف ایران در حال گسترش است امکانی فراهم آورده است که تنوع وسیعتر نامزدها زمینه پیدا کند و تلاش احتمالی سران حکومت برای محدودتر کردن این تنوع نتیجه عکس دهد. به روشنی پیداست که برای سران حکومت بسیار مطلوب تر بود که آقای یزدی نامزد نمیشد و یا حتی اصلا تحریم میکرد. گزینههای حکومت اکنون به پذیرش یا رد نامزدی ایشان محدود شده است و هر یک از دو گزینه هزینهای به مراتب بیشتر (از کنارهگیری یا تحریم داوطلبانه) برای حکومت خواهد داشت. موثرترین نیروهای عرفی و جمهوریخواه کشور، اکنون که به آستانه انتخابات نزدیک میشویم، هنوز آماده نیستند از سیاست انتخاباتی واحدی پیروی کنند. اگر ما چنین امکانی میداشتیم بهترین ابتکار این بود که به خصوص با یک چهره زن با محبوبیت ملی وارد صحنه میشدیم. در این صورت ما فرصت مییافتیم قدرت جریان جمهوریخواهی، که خواهان دموکراسی و جدایی دین از حکومت است را تحت رهبری و سازمان واحد معرفی، متشکل و نهادمند کنیم. برخی از دوستان در اتحاد جمهوریخواهان ایران چنین پیشنهادی را مطرح کردهاند. اما این کار اکنون از خارج کشور عملی نیست و یا به مقصود نمیرسد. امکانی که فعلا در اختیار ماست آن است که کاری کنیم که اقشاری که از سیاست ما تاثیر میپذیرند تا آنجا که امکان پذیر است متحد عمل کنند که نامزدهایی مثل معین یا یزدی صلاح ببینند اقدامات و سیاست های معینی را در دستور قرار دهند. مهمترین نشانه برای این که بفهمیم تا چه میزان این نامزدها میتوانند رای اقشار مدرن جامعه را جلب کنند این است که آنها نشان دهند که ضروری میبنند و مصمماند با نمایندگان شناخته شده جریان جمهوریخواه کشور در برآوردن مطالبات اقشار مدرن همراهی، همآهنگی و همکاری کنند. مطالبه عمومی این اقشار مساله تطبیق قانون اساسی با اعلامیه جهانی حقوق بشر و در مرکز آن موضوع جدایی دین و حکومت است.
|