header image
 
جنبش انجمنين در نهضت مشروطه‎*‎ چاپ
خسرو شاكري (زند)‏   
رفتن به
جنبش انجمنين در نهضت مشروطه‎*‎
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7

در جنوب فعاليت های انجمن از همان آغاز رنگی ضد انگليسی به خود گرفت. انجمن بندرعباس مسئله ي خريد و واگذاری تلگراف خانه ‏انگليسی و حفاظت راه پستی بندرعباس–کرمان را که در دست انگليسيان بود، به مجلس عرضه داشت. انجمن ها و تجار جنوب كشور، در ‏اواخر سال 1907 و آغاز سال 1908 تحريم شرکت کشتی «برتيش اينديا» را که بين بنادر خليج فارس و هندوستان در رفت و آمد بودند، ‏سازمان دادند. در اين جا نيز انجمن ها به گشودن دبستان، کتابخانه دست زدند. در بندرعباس انجمن شهر برای تأسيس مدرسه ای گام ‏برداشت و برای تأمين بودجه ي آن به گردآوری پول، و از جمله بستن يک شاهی ماليات بر هر محموله ي وارداتی يا صادراتی دست زد. ‏انجمن شهر بم در پايان سال 1907 توفيق يافت حکم عزل حاکم شهر را از ناصر الملک والی کرمان به دست آورد. سپس حاکم جديد که ‏نيز بر ضد مردم اقدام کرده بود، با مخالفت مردم روبرو شد. انبوه مردم شهر، تحت هدايت انجمن، حاکم را که يکی از مبلغان انجمن را به ‏فلک بسته بود، سنگ باران کردند.‏
بنابر گفته ي رفعت نظام، پايه گذار انجمن، هدف آن عبارت بود از «جلوگيری از تضييقِ مقامات نسبت به مردم و دفاع از مردم در برابر ‏فشار حکومت ثروتمندان و پرداخت عوارض.» پس از تشکيل، آن انجمن از کدخدايان منطقه ي بم و نرمشير خواست که در تمام موارد ‏دشوار از انجمن کمک بخواهند و به آنان وعده داد که بدون هر گونه نظر خاصی، ايشان را از مدد قضايی بی بهره نگذارد.‏
ايوانف سپس می نويسد که نمونه های ياد شده از کوشش ها و گام های انجمن ها، همچون کاهش و تثبيت بهای نان، نظارت بر گردآوری ‏ماليات، مبارزه با خودکامگی حکومت و اقدامات «ضد امپرياليستی» جوابگوی منافع اکثريت توده های مردم بود. به نظر او، انجمن ها در ‏مجموع در جهت تغيير و دموکراتيدن بورژوامآبانه وضع موجود می کوشيدند. به ديد او، همه ي انجمن ها «بورژوآيي» بودند، لکن در اوضاع ‏و احوال فرمانروايی بقايای مناسبات زميندارانه (به قول او فئودالی) و موقعيت نيمه مستعمره ي ايران، بايد سرشت آن انجمن ها را بدون ‏ترديد پيشرو دانست.‏
اما همو، در عين حال می افزايد که در وضعيت ايران که «بورژوازی» تازه پا به عرصه وجود می گذاشت و با زمين داری «فئودالی» پيوند ‏داشت، انجمن ها، به عنوان سازمان های بورژوايی از بين بردن بقاياي نظام «فئودالی» را هدف خود قرار نمی دادند؛ بقايايی که همراه با ‏فشار امپرياليست ها بر ايران، مانعی بر سر راه انکشاف سرمايه دارنه ي اقتصاد ايران راتشکيل می دادند. ايوانف تأکيد می ورزد که حتا ‏انجمن تبريز که پيشروترين آن ها بود، برنامه ای در راستای تقسيم اراضی کشاورزی ميان دهقانان را رد کرد. بنابر نظر او، انجمن ها حامی ‏حفظ مناسبات روابط «فئودالی» بين ارباب و رعيت بودند. انجمن، مگر آن هايی که نطفه های اتحاديه کارگری بودند، گامی به سوی ‏حمايت از منافع کارگران بر نمی داشتند.‏
ايوانف می نويسد که، افزون بر اين، از همان آغاز سال 1907 انجمن های ايالتی– ولايتی می کوشيدند از طرح خواست های طبقاتی ‏زحمتکشان، که برضد اربابان، تجار و روحانيون همدست اينان بود، جلوگيرند. در نتيجه، تضادی بين مردم و رهبری های اين انجمن ها ‏پديد می آمد. ايوانف به نزاع بين مردم و رهبری انجمن تبريز به عنوان نمونه ای از اين تضاد اشاره می برد. او مورد دفاع مردم تبريز از ‏دهقانان قره چمن را (روستائی درصد کيلومتری جاده ي تبريز–تهران)، که مورد آزار کشتار و غارت ارباب قرار گرفته بودند، متذکر می ‏شود. در اثر اعتراض گسترده ي مردم، انجمن هيأتی مرکب از چهار نفر را مأمور رسيدگی به اين امر کرد. اما پس از پراکنده شدن مردم، ‏انجمن به تحريک مجتهد و والی، شيخ سليم يکی از کوشندگان راديکال را حکم به بيرونی از شهر داد. مردم مانع خروج شيخ سليم شدند. ‏نزاع به دخالت مسلحانه کشيد. مجاهدان و فدائيان نقش مهمی در تغيير تصميم انجمن ايفا کردند. (ما پيش ازين به اين رويداد که موجب ‏اخراج حاج حسن مجتهد از تبريز شد، اشاره برديم. نگاه کنيد به بالا) ايوانف به نقل از آستروگرادسکی روسی در گزارش خود به پترزبورگ، ‏مورخ 2 آوريل 1907، می آورد: عناصر راديکال خواستار انتخاب جديد [هيأت مديره ي] انجمن شده اند که منحصرا از افراد چپ باشند. ‏ايوانف نتيجه می گيرد که اين رويداد ها حاکی از تغيير تناسب نيروهای طبقاتی در داخل اردوگاه طرفداران جنبش مشروطه و دور شدن ‏روحانيت اربابان و مالکان از انقلاب بود.‏
در ديگر نقاط کشور نيز اربابان و «بورژواها» (تجار) انجمن ها را در دست می گرفتند و می کوشيدند مانع تعميق جنبش انقلابی شوند. از ‏جمله ايوانف به نقل از بايگانی سياست خارجی روسيه می آورد که انجمن رشت در بهار 1907 آقا رحيم، رهبر مجاهدان، را به مناسبت ‏تهييج مردم و تشويق دهقانان به پرهيز از پرداخت سهم ارباب از پيله ابريشم توقيف كرد و به زندان افکند. در عين حال، ايوانف می افزايد ‏که انجمن ها برای شاه و اربابان بزرگ و امپرياليست ها خطر بزرگی را تشکيل می دادند. از همين رو مقامات دولتی و اربابان مرتجع در ‏تلاش بودند يا مانع تشکيل انجمن ها شوند، يا آنها را تابع خود سازند و از آنها به سود خود بهره برند.‏
چنانكه کسروی در چند مورد به خوبی نشان داده است (تاريخ مشروطه ي ايران، صص 83-481)، ايوانف نيز با تکيه به بايگانی دولتی ‏تزاري می آورد که حاکم گيلان در فوريه 1907 در کنار انجمن انقلابی گيلان، انجمن خود را به هدايت «شريعتمدار مرتجع» تشکيل داد. ‏در همان زمان در شيراز نيز قوام الملک، مالک بزرگ و مرتجع، در رو درروئی با انجمن دمکراتيک شهر، انجمني ارتجاعي به وجود آورد. ‏گفتن ندارد كه انجمن هاي ارتجاعي ازين دست، چون جوابگوی خواست های بيدار شده ي مردم  نبودند، در مبان ايشان نفوذ چندانی ‏نمی بافتند و بزودی از مبان می رفتند.‏
در پايان ايوانف تأکيد می ورزد که کوشش ملاکان و خان ها در جهت ايجاد انجمن های انحرافی و ضد مردمی نتوانست گسترش انجمن ‏های طرفدار مشروطيت را مانع شود.‏

انجمن های دهقانی در شمال
چنانکه پيش از يین آمد، ايوانف يا ديگر کسانی که به انجمن های انقلابی پرداخته اند، از شرکت دهقانان در انجمن های دوران مشروطه ‏سخن بسيار نگفته اند. ايوانف می نويسد: «چنانچه از انجمن هائی که مستقيماً در روستاها ريخت می گرفتند چشم پوشيده شود، نمی ‏توان گفت که دهقانان در انجمن ها شرکت داشتند، و حتی در انجمن های روستائی نيز اکثريت نمايندگان از ميان شخصيت های مذهبی ‏و خرده مالکان بودند.» (همان كتاب، ص 146) جای افسوس آنجاست که ايوانف نه در تأييد اين سخن خود سندی ارائه می دهد، نه به ‏انجمن هائی که مستقيماً در روستاها ريخت می گرفتند می پردازد، و به آسانی از آنها چشم می پوشد. پرسيدنی است چرا اين چشم ‏پوشی؟
چنانکه در آغاز اين نوشته به ياد آورديم، منابع شناسائی اين حرکت اجتماعی بسيار محدوداند، و بسياری از کسانی که در خفه کردن اين ‏نهضت ذينفع بوده اند، همچنين کوشيده اند بر تاريخ اين رويدادها نيز خاکستر فراموشی بپاشند. دِماغيون صاحب تئوری های پيش ساخته ‏نيز در زدودن اين خاکستر فراموشی سودی نديده اند. اما برغم اين ها، اسناد و مدارک پراکنده ای از اين حکايت می کنند که دهقانان ‏ايران از شرکت در اين جنبش به دور نماندند.‏
مطابق يادداشت های کنسول بريتانيا (29) در گيلان، اقدام دهقانان در آن ايالت نخست از گام های مجزا و فردی آغازيد. دهقانان در آن ‏زمان به کتک زدن اربابان و اخراج ايشان از روستاها دست بردند. در کشوری که تا آن زمان صرف عدم ادای سلام از جانب دهقان به ارباب ‏يا مباشر او به بهای جان دهقان تمام می شد، اقدام های چنين جسورانه از جانب ستم کشان روستايی حاکی از جو انقلابی و خواست ‏روستانشينان برای به دست گرفتن سرنوشت خويش بود. بزودی اين کوشش های فردی و پراکنده جای خود را به حرکت جمعی بخشيد. ‏در ماه مارس 1907 (فروردين 1286) پانصد تن از دهقانان مسجدِ «خواهرِ امام» را به اشغال خود در آوردند. هدف از بست ايشان عبارت ‏بود از اعتراض به ستم مالکان ارضی و رويگردانی از پرداخت بهره ي مالکانه. به نظر می رسد که انجمن شهر رشت (انجمن ايالتی) نسبت ‏به اين خواست دهقانان بی اعتنا نبود. يک ماه بعد، يکی از بزرگ ترين مالکان شمال عازم تهران شد تا از انجمن شهر رشت که سمت ‏دهقانان را گرفته بود، شکايت بَرد. او که ملائی را به همراه برده بود اعلام داشت که آماده بود تمام ثروت خود را به مصرف داغان کردن ‏انجمن شهر رشت برساند.‏
در واقع، انجمن های روستايی شمال، افزون بر رويگردانی از پرداخت بهره ي مالکانه، در امر تقسيم آب و امور مربوط به ابريشم بافی، ‏صنعتِ بزرگِ دستکارانه ي گيلان نيز دخالت مستقيم می کردند. (وزير مختار بريتانيا در گزارش «خلاصه ي وقايع يك ماهه ي ايران» در ‏باره ي روستائيان و انجمن رشت مي نويسد: «در ظرف اين ماه [آوريل1907] انجمن ولايتي گرفتار چندين پارتي مخالف گرديد، بطوري ‏كه رقابت و ضديت با ايشان سبب اغتشاش و بي نظمي بسيار گشت. ... اهالي دهات مايل به دادن اجازه به صاحبان املاك نيستند. جمعي ‏از ايشان در مسجد پناهنده شدند و غرضشان از تحصن آن است كه بيش از آنچه بين ايشان و صاحبان املاك قرار داده شده است ‏نپردازند.» اين مبارزه تا ماه ژوئيه ادامه يافت.( كتاب آبي، ج. 1، صص 37 و 66.)‏
بنابر گفته ي رابينو، کنسول بريتانيا در رشت، در ژوئن 1907، يکی از اعضای انجمن رشت عازم دشت نشا، ملک امين الدوله (مالک بزرگ ‏شمال و پدر علی امينی) شد. او توفيق يافت 2 تا 3 هزار تن از دهقانان آن ناحيه را بسيج کند و سازمان دهد. دانسته نيست که بنابر چه ‏تصميمی يا حکمی از جانب انجمن ايالتی، اين دهقانان سازمان يافتند و از پرداخت بهره ي مالکانه به مدت هفت سال معاف شدند. اين ‏عضو انجمن در بازگشت به شهر به اتهام تحريک دهقانان به عدم اطاعت دستگير شد، اما دهقانان مورد بحث در دفاع از او اعلام داشتند ‏كه، در صورتی که شخص مزبور آزاد نشود، آنان به شهر هجوم خواهند برد. به دنبال تهديد دهقانان، نماينده ي انجمن فوراً از زندان آزاد ‏شد.‏
اين را نيز می دانيم که در ژوئيه 1907 سه تن از مالکان بزرگ فومن (گيلان) نيز عازم تهران شدند، تا بر ضد اشغال زمين های خود ‏توسط دهقانان که مباشران شان و مأموران دولتی را از روستاها بيرون رانده بودند، به شکايت نشينند. در ماه اوت همان سال، دولت تهران ‏تحت سلطه عناصری، که تاريخ نگاران شوروی «زمينداران ليبرال» خوانده اند، دويست قزاق رابه گيلان اعزام داشت، تا انجمن های ‏روستايی شمال را از هم بپاشانند. اين تصادم بين نيروهای مسلح و دهقانان به پذيرش برخی از خواست های روستائيان توسط انجمن ‏رشت، از جمله لغو تحويل مرغ و تخم مرغ، پرداخت «حق شب اول عروسی» به اربابان انجاميد.‏
اما روستائيان، پس از پيروزی هايی که به دست آورده بودند، به عقب نشينی در برابر ارتجاع تن ندادند و نيروهای دولتی نيز در سرکوب ‏دهقانان توفيقی نيافتند.‏
در منطقه ای ديگر از گيلان، در ديلمان، دهقانان دست به مقاومت در برابر نيروهای حاکم زدند و پس از توفيق پرچم سرخ بر افراشتند. ‏تنها با بسيج نيروی نظامی بسيار نيرومندی بود که دولتيان موفق به سرکوب دهقانان ديلمان شدند و توانستند نظم ستمگرانه را از نو ‏برقرار سازند.‏
اين اطلاعات که توسط کنسول بريتانيا، رابينو، تأمين شده بود، طی مقاله ای به قلم حيدرخان عمواغلی نيز (در روزنامه ي روسی ژيزنی ‏ناسيونال ستی: زندگی ملل) تأييد شد. حيدرخان می نويسد: «تمام اين فاکت ها [ستم ها] همواره دهقانان را به مبارزه برای رهائی خود ‏کشاند، يا دست کم آرزوی عميق آن را در آنان زنده نگه داشت. دهقانان در همکاری تنگاتنگ با فقرای شهری، می کوشيدند نظم اجتماعی ‏عادلانه ای را به کف آورند. پيشاپيش به سال 1905، گاه به گاه، ديده می شد که رعيت مباشر ارباب را از روستا بيرون براند، از پرداخت ‏ماليات و ديگر اخاذی سر باز زند؛ در روستاها، دهقانان انجمن های محلی انتخاب کردند، و مسؤوليت گردآوری يک دهم (عشريه) محصول ‏را که بايد به مصارف ضروری حکومت می رسيد، به آنان واگذارند (30). متاسفانه بايد گفت که اطلاعات ما در مورد انجمن های دهقانی ‏هنوز بسيار اندک است و پژوهش در اين قلمرو شايستگی بسيار دارد.‏


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.