header image
 
جنبش انجمنين در نهضت مشروطه‎*‎ چاپ
خسرو شاكري (زند)‏   
رفتن به
جنبش انجمنين در نهضت مشروطه‎*‎
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7

انجمن هاي دوران مشروطيت از ديد يك مورخ شورويست‎***‎
از مورخان نادري كه به امر انجمن ها در آن دوران پرداخته اند م.س. ايوانُف است كه در كتاب خود به نام انقلاب ايران در سال هاي ‏‏1911-1905 (‏M.S. Ivanov, Iranskaia revoliutsia, 1905-1911, Moscow, 1957, pp. 145-55 ‎‏) صفحاتي چند را به ‏آن ها اختصاص مي دهد. ايوانف با اين مي آغازد كه توسعه ي سريع فعاليت «توده هاي مردم» به سال 1907 در پيدايش انجمن ها، كه ‏در همه ي نقاط ايران ريخت مي گرفتند، باز مي تابيد. در اين زمان انجمن هاي گوناگون سازمان مي يافتند؛ در كنار اين انجمن هاي ‏ايالتي و ولايتي و نيز شهري (كه از همه شان به عنوان انجمن ملي ياد مي شد) انجمن هايي نيز پديد مي آمدند كه بيشتر به «كلوب هاي ‏سياسي و جمعيت هاي گوناگون» شباهت داشتند. در تابستان 1907، در سالگرد اخذ مشروطيت، بيش از چهل انجمن وجود داشت. تعداد ‏اين انجمن ها در آخر همان سال ميلادي به صدو چهل رسيد. بانفوذترين و كوشنده ترين اين ها انجمن آذربايجاني هاي مقيم تهران بود. ‏در سپتامبر 1907 (شهريور 1286) انجمني نيز از زنان تشكيل شد. حتي كارمندان سفارتخانه ها و كنسولگري هاي خارجي در تهران نيز ‏به سازماندهي انجمن ويژه ي خويش دست زدند.‏
در رشت، در همان تاريخ، دوازده انجمن وجود داشت: انجمن مجاهدان؛ انجمن مالكان به نام صفا؛ حقيقتِ جوانان؛ انجمن كبيرِ پيشه ‏وران؛ انجمن فاطمه ي سيد ها؛ انجمن نصر آذربايجان،ِ اشراف؛ انجمن صداقت و انجمن روحانيِِ طلاب؛ انجمن شرافتِ ملايان؛ انجمن ‏خيريه ي كارمندان؛ انجمن حسينِ پيشنمازان؛ و دوازدهمين آنان همان انجمن ملي رشت بود. در كرمانشاه انجمن حقوق به همت ‏سليمان ميرزا اسكندري برپا شد. انجمن هاي طلاب، سادات، تجار، شاهزادگان، انجمن خان ها و اربابان به نام حكمت، انجمن دلالان ‏بازار، انجمن ساكنان محله اي به نام فيض، و محله ي شهر نو به نام مودت، انجمن محله ي عباس علي به نام مساوات نيز در آن شهر ‏پديد آمدند. در اواخر 1907 انجمن مركزي (يا محلي) شهر كرمانشاه مركب از نمايندگان انجمن هاي گوناگون شهر به همت سليمان ميرزا ‏اسكندري ريخت گرفت.‏
در مشهد، در كنار ديگر انجمن ها، كاركنان دون پايه ي مسجد امام رضا براي دفاع از حقوق خود در برابر خودكامگي متوليان، انجمني بر ‏پا داشتند. در كرمان نيز، افزون بر انجمن هاي شهر، انجمن شالبافان و قاليبافان به وجود آمدند. در شهر جيرفت انجمن ده نشينان آزاد و ‏‏«بردگان» (كه ايوانف معناي آن را به دست نمي دهد) تشكيل شدند. در بندر لنگه انجمن هاي شيعيان و سنيان در كنار انجمن هاي ديگر ‏به وجود آمدند. ايوانف ادمه مي دهد:‏
انتخاب نمايندگان انجمن هاي ايالتي و لايتي و شهر، معمولاً توسط اعضاي اصناف انجام مي گرفت. نمايندگان تجار (به قول ‏ايوانف «بوژوآزي»)، اربابان زميندار و روحانيون اكثريت قريب به اتفاق انجمن هاي ايالتي و شهري را تشكيل مي دادند. تعداد ‏پيشه وران و خرده مالكان در اين انجمن ها بسيار اندك بود. ‏
براساس گزارش هاي ديپلماتيك وزارت خارجه ي روسيه ي تزاري، ايوانف، در چارچوب ايدئولوژيك ويژه ي مورخان شوروي مي نويسد كه ‏پيشه وران «تجار و يا شخصيت هاي مذهبي را به نمايندگي خود بر مي گزيدند.» امري كه با جزئيات اثبات نمي شود و مغاير با برخي ‏داده هايي است كه ما در انتخابات مجلس اول و انجمن هاي شهري رشت و تبريز ملاحظه مي كنيم. از آنجا که او هميشه جزئيات پژوهش ‏را عرضه نمی کند، اين گفته ي او را بايد به قيد احتياط تلقی کرد. او می آورد: «چنانچه از انجمن ها يی که مستقيماً در روستاها ريخت ‏می گرفتند چشم پوشيده شود، نمی توان گفت که «دهقانان در انجمن ها شرکتی داشتند» و حتا در انجمن های روستايی نيز اکثريت ‏نمايندگان از ميان شخصيت های مذهبی و خرده مالکان بودند». او می افزايد رهبری انجمن ها در سال 1907 تقريباً به طور انحصاری در ‏دست اربابان و روحانيون بود. بدون آنکه خواسته باشيم نفوذ برخی از روحانيون فعال را در نهضت مشروطه و جنبش انجمين را منکر ‏شويم، بايد به داوری ايوانف در اين مورد نيز به ديده ي ترديد بنگريم، زيرا، به ويژه آن جا که انجمن های محلی براساس حرفه، شغل، يا ‏صنف تشکيل می شدند، تا به نيازهای ويژه ي اعضای خود جواب گويند، به سختی می توان پذيرفت که مردم کسانی را برگزيده بوده ‏باشند که از نظر منافع، با خود ايشان در تضاد بودند، يا شناختی از حِرَف ايشان نداشته بوده باشند. مثلاً، به سختی می توان پذيرفت که ‏روستائيان اين يا آن دهکده که، چنانکه در زير خواهيم ديد، به خاطر مبارزه با ارباب به پا می خاستند و امور توليد را در دست خود می ‏گرفتند، خرده مالکی را به نمايندگی خود برگزيده بوده باشند؛ يا اين که ايوانف توقع دارد که دهقانان در انجمن هايی خارج از روستاها ‏شرکت جسته بوده باشند.‏
اما وضع شهرها ديگر بود. ايوانف برپايه ي گزارش های پاخيتونُف، سرکنسول روسيه در تبريز می نويسد که انجمن ايالتی (ملی شهر تبريز) ‏دارای 22 عضو بود. از اينان، 3 نفر از مالکان بودند. از اين سه تن، يکی در عين حال صراف و ديگری تاجر هم بود. 7 نفر ديگر از تجار، 4 ‏نفر از قالی بافی بودند. ايوانف می افزايد که ظاهراً گزارش دهنده از شغل سه تن ديگر بی خبر بود. (براي تداخل ويژه در مناسبات ‏تغييريابنده در کشورهايی چون چين و ايران. در اين مورد نگاه کنيد به اسناد تاريخی، ج. 8 (آثار سلطانزاده، و نيز درآمد مقاله ي مربوط ‏به شيوه ي توليد آسيايی در كتاب جمعه ها، شماره 4)‏
ايوانف همچنين می افزايد که مجتهد بزرگ تبريز، حاجی ميرزا حسن و ديگر شخصيت های مذهبی و نمايندگان «اشراف،» چون نظام ‏الدوله، در موارد مهم، با استفاده از حق رأی تعيين کننده در جلسات انجمن شرکت می جستند. وزنه ي تجار، اربابان و روحانيون در ميان ‏اعضای انجمن های ديگر ايالت و شهرها، باز هم بيشتر بود. به عنوان مثال، در انجمن (ايالتی) کرمان تنها شخصيت های مذهبی کارمندان ‏عالی رتبه، تجار و مالکان به عضويت رهبری برگزيده شدند. در آغاز سال 1907 از 12 عضو انجمن بوشهر، يازده تن تاجر بودند، شغل نفر ‏دوازدهم که قايق رانان عضو شهر را نمايندگی می کرد، روشن نشده است. در خراسان در انتخابات مجدد در ماه مه 1908، شخصيت های ‏مذهبی، اربابان و تجار برگزيده شدند. در اينجا حاجی علی اکبر خشخاشی (نانوا) و حاجی محمد کاظم (تاجر شيشه) نيز از سوی پيشه ‏وران انتخاب شدند. در تابستان 1907، يک سال پس از اعطای مشروطيت، 3 روحانی، 2 پيشه ور و دو خرده مالک به عضويت انجمن ‏شيراز برگزيده شدند. ايوانف سپس در جمع بست خود می آورد که در سال 1907 ميلادی، اکثريت اعضای انجمن های شهری (ايالتی) را ‏تجار، اربابان يا شخصيت های مذهبی تشکيل می دادند. در تبريز، حاجی مهدی کوزه کنانی، تاجری ثروتمند، نظام الدوله و بصيرالدوله از ‏مالکان بزرگ، در دوران های مختلف در رأس انجمن قرار داشتند. در همان سال حاج محمد رضا مجتهد، در رأس انجمن گيلان، و ‏عبدالرسول بزرگ ترين تاجر بوشهر، در رأس انجمن آن شهر قرار داشتند.‏
با توجه به نقش مهمی که تجار و پاره ای از روحانيون وابسته يا نزديک به آنان در جنبش ضد دخالت خارجی از نهضت تنباکو، يا حتا قبل ‏از آن، کسب کرده بودند، شگفت آور نيست که اينان در صف اول نمايندگی قرار گرفته بوده باشند. بايد همچنين توجه داشت که در آن ‏زمان هنوز صنايع مدرنی در ايران وجود نداشت که کارگران آن ها بتوانند نقش مهمی در جنبش ايفا کنند. بيشتر دهقانان و صنعت گران ‏ويران شده نيز به مهاجرت روی می آورند و، بنابر اين، نمی توانستند در انجمن های روستايی يا شهری نقش بسيار فعالی ايفا کنند. افزون ‏بر اين ها، قشرهايی که مستقيماً می توانستند از دخالت خارجی در اقتصاد و سياست ايران متضرر شوند و نسبت به اين ضرر آگاهی ای ‏نسبی کسب کنند، همان هايی بودندکه نمايندگان شان در انجمن ها انتخاب می شدند. با اين همه، اگر غلبه در انجمن ها با مالكان و تجار ‏مي بود، دليلي نداشت كه سفارت هاي ذينفع، مجلس و محمد عليشاه خواسته باشند كه انجمن ها را منحل يا «اصلاح كنند.»‏
اما چنان که دانسته است، با رشد مبارزه و تعميق آن طی سال های 1909 – 1908 و به ويژه شرکت فعال مجاهدان و فدائيان، که عمدتاً ‏از ميان کارگران نوپای ايرانی مقيم قفقاز برخاسته بودند (يعنی همان دهقانان و صنعتگران ويران شده در جلای وطن) و آن هم تحت ‏هدايت اجتماعيون–عاميون قفقاز و ايران، آرايش انجمن ها، به ويژه در گيلان و آذربايجان تغيير يافت.‏
در مورد نوع فعاليت انجمن های انقلابی مشروطيت، ايوانف با تکيه به گزارش های مسؤولان سياسی روسيه در ايران می افزايد که کوشش ‏آن ها در پهنه های گوناگون انجام می گرفت. انجمن ها بر ضد مقامات مرتجع دولتی و «امپرياليست» ها تبليغ می کردند و می کوشيدند ‏احساسات ميهنی را بيدار کنند. برای تأسيس مدارس و کارخانجات صنعتی و نيز بهبود وضع شهرها اقدام می کردند، مدرسه، کتابخانه و ‏درمانگاه می گشودند، برای ايجاد بانک ملی پول گرد می آوردند. برخی از انجمن ها حتا در جهت تأسيس شرکت های تجاری و ايجاد ‏کارخانجات صنعتی و استخراج منابع طبيعی گام هايی برداشتند. برخی از انجمن ها پيشگامان مبارزه با «امپرياليسم» بودند و کالاهای ‏خارجی را تحريم می کردند. (معلوم نيست درك اعضا و كوشندگان آن انجمن ها از پديده ي امپرياليسم كه نخستين كتاب معروف در باره ‏ي آن پس از شكست مشروطه منتشر شد تا چه حد بود. اما نمي توان منكر احساسات ضد خارجي شد كه مبين لطمات مشخصي بود كه ‏بر مردم وارد آمده بود.)‏
ايوانف می افزايد، و ما پيش از اين نيز ديديم، که تقريبا تمام انجمن های ايالتی و ولايتی تلاش می کردند فعاليت حکام و مقامات دولتی، ‏جمع آوری ماليات، و نيز استخدام ماموران حکومتی را تحت نظر خود قرار دهند. آن ها به حساب های ماليات های اخذ شده رسيدگی می ‏کردند. در پاره ای موارد انجمن ها اداره ي برخی از امور را مستقيماً در دست می گرفتند، از جمله حل و فصل مسائل قضايی منطقه يا ‏تعيين قيمت نان را. در پاره ای از انجمن ها، به ويژه در نقاط شمالی کشور. انجمن ها می کوشيدند تا تمام فعاليت های دولتی را خود ‏انجام دهند، يا به عبارت ديگر، خود امور اداری را بگردانند. اين انجمن ها از پذيرفتن حکام و واليان منتخب شاه سرباز می زدند، و گاه خود ‏ماموران مهم و روسای پليس را رأسا منصوب می کردند، يا در ديگر نقاط از منصوبان دولت مرکزی گزارش امور را می خواستند. مورد ‏برجسته همانا گسترش نفوذ و فعاليت انجمن تبريز بود. چنانکه ايوانف می نويسد، در اغلب موارد تصميم های انجمن ايالتی از احکام ‏جانشين والی ايالت، نظام الملک، اهميت بيشتری داشت، زيرا مردم طبيعتاً دستورهای برگزيدگان خود را به رغبت می پذيرفتند و آنان را ‏در خدمت منافع خود می دانستند. بعدها خود نظام الملک زير فشار انجمن ايالتی ناگزير از ترک تبريز شد.‏
در تابستان 1286، هنگامی که شاهزاده فرمانفرما، که از سوی شاه به سمت والی آذربايجان منصوب شده بود، وارد تبريز شد، به قاطعيت ‏در امر مأموريت خود اشتهار داشت. اما، بنابر گزارش گارتويک، وزير مختار روسيه (مورخ 24 اوت 1908 يک سال بعد) او ديگر متوجه اين ‏نکته بود که «نمی تواند از عهده مسؤوليتی که به عهده اش واگذار شده بود، برآيد. در واقع مدت ها بود که قدرت محلی در دست انجمن ‏ايالتی قرار داشت، انجمنی که با نفوذترين انجمن ها بود و در تهران هم شعبه داشت و همه ي نمايندگان مجلس هم به گفته های آن ‏توجه داشتند.» انجمن تبريز، نه تنها بر ضد مقامات محلی، که حتا بر ضد شخص شاه نيز عمل می کرد. مثلاً، در 28 مارس 1907 (8 ‏فروردين 1286) کاروان حامل سلاح برای شاه توسط انجمن تبريز توقيف شد. همان شب، به دستور انجمن خانه های افراد نزديک به شاه ‏تفتيش شدند و اسلحه های مکشوفه به ضبط انجمن در آمدند. در رشت نيز نقش انجمن بسيار مهم بود. در تأييد آن چه که ما خود در بالا ‏گفتيم، ايوانف نيز به نقل از گزارش های سياسی مأموران روسيه تزاری می آورد که «انجمن رشت اداره کننده ي واقعی ايالت» بود.‏
در مورد خراسان نيز ايوانف همان را که در بالا يادآور شديم، مي گويد و می افزايد: «انجمن بنابر شکايت اهالی محل مقامات محلی دولت ‏را به مشهد فرا می خواند و گاه آنان را به حبس محکوم می کرد. به گزارش های مالی رئيس قشون خراسان رسيدگی می کرد. انجمن بر ‏ضد خودکامگی مقامات دولتی و اخذ ماليات زياده از حد گام برمی داشت. در آغاز سال 1907، انجمن ديوارکوب هايی در شهر نصب کرد و ‏طی آن ها مردم را به اين فراخواند که بدون موافقت انجمن مالياتی نپردازند. به دستور انجمن، صدور گندم از خراسان ممنوع شد، برای ‏نان قيمتی ثابت تعيين شد، ترياک خانه ها بسته شدند، و البته تحت نفوذ روحانيت مشهد، فروش نوشابه های الکلی ممنوع اعلام شد. در ‏اين شهر نيز انجمن دست به کار گشودن مدرسه، کتابخانه، و درمانگاه شد. انجمن های خراسان مسائل سياسی را نيز طرح مي کردند، لغو ‏قانون کاپيتولاسيون را پيش کشيدند، و مردم را به تحريم پوشيدن البسه اروپايی و تحريم کالاهای خارجی دعوت می کردند.» در ديگر ‏نقاط خراسان هم فعاليت بر همين نسق بود. در سبزوار انجمن شهر، حاکم را واداشت تا ماليات های اضافی اخذ شده از مردم را به ايشان ‏باز پس دهد. (در اينجا بايد توجه خواننده را به كوشش براي نگهداري از سنن و آداب ميهن هر جنبه هاي ضد استعماري – دفاع از توليد ‏هاي داخلي در برابر كالاهاي وارداتي ارزان جلب كرد كه ويراني صنعتگران ايراني را فراهم مي آوردند.)‏


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.