header image
 
جنبش انجمنين در نهضت مشروطه‎*‎ چاپ
خسرو شاكري (زند)‏   
رفتن به
جنبش انجمنين در نهضت مشروطه‎*‎
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7

نقش انجمن ها در جنبش دفاع از مشروطيت آن قدر نيرومند بود که، چنانکه در بالا اشاره رفت، مورد توجه نمايندگان دول ذينفع را به ‏خود جلب می کرد، بويژه توجه خاص دولت روسيه تزاری را که در شمال با انجمن های متعددی روبرو بود و هم گوش به زنگ تأثير نمونه ‏انقلابیون روسيه در ايران بود (در اينجا مراد از انقلابيون فقط بلشويک ها نيستند، زيرا ديگران چون منشويک ها و سوسيال-انقلابيون در ‏جنبش ايران شرکتی فعال داشتند).‏
برای روشن شدن موضوع، بهتر است که به برخی از گزارش های سفارت روس در ايران پيرامون اين مطلب اشاره بريم.‏
در يکی از اين گزارش ها آمده است که تعداد انجمن ها در شهر رشت هر روز افزايش می يافت و به هنگام تهيه ي گزارش به 12 می ‏رسيد. «طبقات مختلف اهالی و حِرَف» اعضای اين انجمن ها را تشکيل می دادند. نقش رهبری در آن شهر، به عهده انجمن ملی يا انجمن ‏ايالتی بود. هدف اين انجمن رهبري «دفاع از منافع مردم و تخفيف هزينه ي زندگی» بود (18). مسؤولان انجمن نه تنها در امور داخلی ‏دخالت مستقيم داشتند، که حتا با مأموران سياسی دول خارجی وارد مذاکره می شدند. از جمله، انجمن ملی رشت، به منظور تأمين يکی ‏از اهداف بالا از کنسول روس در آن شهر خواست تا بهای نفت وارداتی از باکو راتخفيف دهند. همچنين، بنابرگفته ي نماينده ي ايشان، از ‏جمله ي امکانات در اختيار انجمن سهم داوطلبانه ای بود که تجار محلی، بمثابه درصدی از کل فروش خود، به آن می پرداختند. اما با اين ‏همه، هنوز انجمن نتوانسته بود بر همه ي دشواری ها و کمبودهای مالی برای تحصيل مقاصد خود فائق آيد.(19)‏
انجمن ها معمولا در اوقات مقرر انعقاد می يافتند و به امور مورد نظر خود رسيدگی می کردند. علاوه بر اين ها، به نوشتن اوراقی به نام ‏‏«شب نامه» اقدام می کردند و آن ها را به ديوار ها نصب يا شبانه در نقاط مختلف شهر می پراکندند. اگر انجمن اصفهان زير فشار آقا ‏نجفی به يهوديان ظلم می کرد، و آنان را از کسب و کار می ا نداخت، در عوض انجمن تبريز با تعيين قيمت نان و گوشت مورد اعتراض ‏ملاکان را فراهم می آورد؛ اما در عين حال، بنابر قول وزير مختار بريتانيا، «تجار و مردم زير دست ... طرفدار و هواخواه واقعی انجمن ‏بودند.» اگر انجمن شيراز که از 30 عضو از طبقات مختلف داير گرديده بود، ولی در ژانويه 1907 کاری از پيش نمی برد، در مقابل در ‏مشهد انجمن تحت نفوذ 35 آذربايجانی ساکن قرار داشت که قَسَم ياد کرده بودند که «در حصول آزادی هر قدر مخارج لازم داشته باشد و ‏هر گونه مخاطرات پيش آيد، به هيچ وجه از بذل جان و مال دريغ نخواهند داشت.»‏
اگر در اصفهان برخی از «تجار و سادات،» در اعتراض به حمل و نقل انحصاری گندم به يزد وارد انجمن شده بودند و از طرف عُمال آقا ‏نورالله مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند، اما نيروی انجمن آن چنان در جامعه افزايش يافته بود که حتا عده ای از ملاکان، شاهزادگان، ‏روسای لشگری و کشوری، با اين که مرتجع بودند، لکن حمايت و حفط مشروطه را از محمد علی شاه خواستار شدند و او را هشدار دادند ‏که، اگر گزندی به مشروطه برساند، «از حمايت آن پادشاه کناره خواهند نمود». در تأييد همين فشار عمومی اجتماعی بود که وزير مختار ‏بريتانيا در تهران در مورد انجمن «اكابر» نوشت: «ايجاد اين هيأت نتيجه ي انجمن اعيان است که کناره جويی آنان از فرقه ي استبدادی ‏وضع داخلی را به کلی تغيير داده است؛ هيأت مزبور مرکب است از مأموران عاليه با برخی از صاحب منصبان نظامی تحت رياست امير ‏اعظم و نايب رئيسی حسين قلی خان نواب،» كه يکی از رهبران بعدی فرقه دموکرات ايران در مجلس دوم شد. باز، اگر در تربت حيدريه، ‏‏«مردم از انجمن دفاع» می کردند، در تبريز رياست شهربانی را يکی از اعضای مهم انجمن ايالتی به عهده داشت و برگزيده ي انجمن برای ‏آن سمت بود. انجمن شهر بودجه شهربانی را تأمين مي کرد، و پاسبانان آن با «ملبوس فاخر» و «حمل» يک تفنگ و پنجاه «فشنگ» ‏انجام وظيفه می کردند. باز اگر در اصفهان مردم از انجمن رضايت نداشتند، زيرا کارهايی را که مردم رأی به آن ها می دادند انجام نمی ‏داد، اما در همان شهر تبريز، انجمن مواجب فراش های حکومتی را منظماً می پرداخت و رئيس آن به نماينده ي سياسی بريتانيا از لزوم ‏برکناری «فرمانفرمای بی حال و ناقابل» از ايالت سخن می گفت. اگر انتخابات انجمن کرمان در اکتبر 1907 دچار اغتشاش شد، اما انجمن ‏تبريز، «کمپانی تلگراف هندو اروپ را مجبور نمود که تمام مديونی خود را به انجمن محلی بپردازد»، يا به دول خارجی در برابر خبر اعطای ‏وام به محمد علی ميرزای متجاوز «هشدار می داد». (در اين مورد، نگاه كنيد به كتاب آبي، ، ج. ا، به ترتيب، صص 44، 38، 29-28، 24، ‏‏34، 84، 92، 187، 178، 95-94، 94، 11، 399.)‏
مورد خاص بسيار جالب ديگری از کوشش های انجمنين، نمونه ي فعاليت طلاب مدرسه ي اصفهان بود. موافق گزارش وزير مختار روسيه، ‏نارضايی طلاب از روحانيون، که بر تمام املاک موقوفه مساجد دست برده بودند، بزودی ريختی تنش آميز به خود گرفت. اقدامات آقا کمال ‏‏(فرزند بزرگ آقا نجفی، ملای ثروتمند اصفهان) بر ضد طلاب موجبات تشنج هرچه بيشتر ايشان را در برابر روحانيون بزرگ فراهم آورد؛ ‏قسمت اعظم اهالی شهر جانب طلاب را گرفتند که در اثر اقدامات خودکامانه ي مجتهدان بزرگ از امکان ارضای خواست های اوليه ي ‏خويش محروم مانده بودند. در نشست های متعدد طلاب و هواداران آنان به بست در کنسولگری روس و حتی اقدامات جدی تری برضد ‏روحانيون بزرگ رأی زده شد. اما به زودی نيروی انجمن طلاب روحانيت بزرگ را چنان در هراس کرد که اعطای امتيازاتی چند به طلاب ‏را پذيرفتند (20)، تا آنجا که به پخش وجوهی در ميان طلاب معترض دست زدند.‏
دخالت انجمن ها در امور حکومتی (محلی) تا حد سرکشی به امور نظامی نيز پيش رفت. بنابر نظر كنسولگري روسيه، انجمن ايالتی مشهد، ‏نه تنها به «بی نظمی» در امور قوای نظامی دامن می زد، بلکه حتی از تهران پيرامون اختصاص بودجه به نيروهای محلی توضيح مي ‏خواست. به نظر انجمن مشهد، قوای نظامی که بودجه سنگينی را می بلعيد به هنگام نياز در اختيار نبودند. افزون بر اين، انجمن مشهد ‏خواستار بر کناری وزير داخله، آصف الدوله شد، زيرا بنا بر نظر انجمن، امور نظامی خراسان به هنگام مأموريت شخص اخير در هم ريخته ‏شده بود.(21)‏
گاه دخالت انجمن ها، که اراده ي سرکوب شده ي مردم را باز می تابيد، تا حد دخالت در امور مهمی چون توقيف سياستمداران بزرگ ‏مملکتی پيش می رفت. نمونه ي آن دستگيری ناصر الملک توسط اعضای انجمن شهر قزوين بود(22).‏
فعاليت انجمن های تهران پس از رکود ناشی از کودتای نخستين و نافرجام محمدعلی شاه بر ضد مشروطه از سر گرفته شد. در آن هنگام، ‏بنابر گزارش جرج چرچيل، دبير شرقی سفارت بريتانيا در تهران، در پايتخت از يك صد انجمن صورت برداشته شده بود، که مهم ترين آن ‏ها انجمن آذربايجان بود (به رياست تقی زاده و با 2962 عضو). «انجمن ها اتصالاً به کار[ها]ی پليتيکی می پردازند. (کتاب آبی، ج. 1، ص ‏‏165) همين انجمن های تهران به دعوت انجمن طلاب پايتخت در جلسه ای که در مسجد مروی برگذار شد مجازات قاتلان فريدون ‏‏(زرتشتی مشروطه خواه مقتول) را خواستار شدند. در همين هنگام ملک المتکلمين، که مدتی بود ممنوع الخطابه شده بود، طی سخنرانی ‏مفصلی در حمايت از انجمن های شهر ،نه فقط مجازات قاتلان را، که حتی تنبيه وزير جنگ را نيز خواست (تا دو ماه پيش از آن در ‏سخنرانی های او تا چهار هزار نفر شرکت می جستند—در شهري كه 200 هزار جمعيت داشت!). افزون بر آن، اين نشست مشترک انجمن ‏ها اخراج احتشام السطنه، دستيار محمدعلی ميرزا را نيز طلب کرد. (23)‏
در اين هنگام با افزايش خطر هرچه بيشتر مقابله رو در روی و اجتناب ناپذير با دربار محمدعلی شاه و ترس و رعب محافظه کاران درون ‏مجلس، نقش انجمن ها در تهران، رشت و تبريز روز به روز بيشتر می شد.‏
بنابر گزارش وزيرمختار روسيه، عناصر محافظه کار مجلس شورا پس از درک ناتوانی خود در برابر انجمن ها به بحث پيرامون چگونگی ‏سرکوب آنها روی آوردند(24). حرکت محمدعلی شاه نيز در همين سمت بود. هنگامی که او به ناتوانائی خود و يارانش در برابر انجمن ها ‏پی برد، از طريق ميانجی های درباری امتيازاتی به جناح محافظه کار مجلس اعطا کرد، و در مقابل، از جمله تحديد اختيارات انجمن ها را ‏از مجلس خواست(25).‏
چنان که موارد بالا نشان می دهند، نفوذ انجمن ها آن چنان افزايش يافته بود که نه فقط محمدعلی شاه و نه تنها عناصر محافظه کار ‏مجلس را در هراس کرده بود، که حتی نمايندگان خارجی در ايران ناگزير از تن دادن به نفوذ آن ها در پهنه سياسی ايران بودند. يک ناظر ‏روسی در همان دوران در مورد نفوذ انجمن ها در ميان مردم نوشت که زندگی به محمدعلی شاه نشان داد که خرد کردن «نوآوری ها» در ‏جامعه ي ايران آسان نيست.(26) عدم تحويل اعضای پيشين انجمن تبريز، که در کنسولگری روسيه در تبريز بست نشسته بودند، به ‏هواداران محمدعلی شاه، امری که در مورد تأييد وزارت خـارجه در سن پترزبورگ نيز بود،(27) نشانه ي ديگری از وزنه ي انجمن ها در ‏پهنه سياسی ايران بود.‏
چنان که پيش از اين نيز اشاره برديم، انجمن های دوره ي اول مشروطيت ستون فقرات قدرت سياسی جديد را تشکيل می دادند. وزير ‏مختار بريتانيا در ارزيابی از اين قدرت جديد در سپتامبر 1907 نوشت: «انجمن های سياسی، که در حقيقت حکومت و فرمانفرمائی ‏مملکت را می نمايند، کمال بی اعتمادی را از شاه و وزرای او دارند.» در اکتبر همان سال همو افزود که: «اقتدار و نفوذ معنوی اساس قديم ‏به واسطه انجمن های محلی لغو، بلکه منهدم گرديده و مجلس نيز نمی تواند احترام و نفودی برای خود ايجاد و احداث نمايد.» وزير مختار ‏بريتانيا، با مشاهده ي قدرت روز افزون انجمن ها در دسامبر همان سال تأکيد ورزيد که «قوه ي حقيقی مجلس بر انجمن ها اتکاء يافته» ‏بود.‏
در آستانه ي کودتای محمدعلی ميرزا برضد حکومت مردم، يعنی در سوم ژوئن 1908، وزير مختار بريتانيا گزارش داد که انجمن ها در ‏صدد بودند که بعضی از وابستگان شاه را، که با آن ها اختلاف داشتند، «اخراج نمايند و محض آن که شاه را مجبور به قبول خود نمايند ‏سعی در تخفيف [ترساندن] کليه ي قاجاريان دارند».‏
پس بي سبب نبود كه ايسولسكي، وزير مختار امرپراتوري روسيه، نوشت كه مجلس اول به «انجمن هاي آشوب طلب متكي بود.» همين ‏‏«آشوب طلبي» يعني خلع يد از از ستمگران و دست نشاندگان قدر هاي خارجي بود كه محمد علي ميرزاي متجاوز را واداشت كه پس از ‏سركوب مجلس اول و مشروطه به «دنبال نصايح» ملاياني چون شيخ فضل الله نوري در صدد تأسيس «مجلس مشروعه» بر آيد و در ‏توجيه آن اعلام دارد كه اقدام او براي «جلوگيري از مفسدين» انجمن ها و اشخاص «لامذهب»  و حفظ «قوانين اسلام» و برطرف كردن ‏‏«تمام آثار اغتشاش» و «محو نا امني و انجمن ها انجام گرفته بود. بنابر گزارش وزير مختار بريتانيا، شاه مي خواست «انجمن ها كه بدون ‏هيچ حقي در امور دولت مداخله مي نمايند و مُـخل آسايش عامه هستند برچيده شوند.» (جاي شگفتي است كه مورخي چون فريدون ‏آدميت، به بهانه ي عمليات برخي انجمن ها، كل انجمن ها را مخل دموكراسي بداند. اين اظهار نظر نينديشيده ي او پيرامون انجمن ها و ‏اهميت آن ها هم براي استحكام مجلس خدمتگزار مردم (و نه اعيان و «تحصيل كرده» هاي فرنگستان) و نيز براي جامعه ي مدني از روي ‏عدم مطالعه انجام گرفته است. او در آخرين كتاب خود (ايدئولوژي نهضت مشروطيت ايران، جلد دوم، مجلس اول و بحران آزادي، ‏تهران 2000، صص 48-131) مي آورد كه انجمن ها يكي از مراكز ايجاد بحران مجلس اول بودند. او مي نويسد كه چون انجمن ها مجلس ‏را تحت فشار قرار مي دادند مجلس «به فكر تصفيه ي انجمن ها» بود. نه تنها مجلس، بلكه «همه ي كابينه ها [ي متشكل از اعيان و ‏ثروتمندان] بر كجروي آن انجمن ها اعتراض داشتند.» درست است كه برخي از انجمن ها از سوي عناصر ارتجاعي درست شده بودند، يا ‏برخي عناصر انجمن هايِ مردمي ناپخته عمل مي كردند، اما، چنانكه در بالا ديديم، انجمن ها يكي از اركان اعمال قدرت مردمي بودند. او ‏از مجاهدين مي نالد كه مسلحانه عمل مي كردند. اين شكايت نمي تواند بر شكوه هاي عناصر در قدرت كه ماهيت خود را در دهه هاي بعد ‏نشان دادند استوار شود. چنبن اظهار نظري مطالعه اي جدي و مستند مي طلبد. ضمن به رخ كشيدن تقرير قانون اساسي توسط مشير ‏الدوله (پسر) و مؤتمن الملك، كه به بركت مقام پدرشان در فرنگستان تحصيلات كرده بودند، آدميت مي نويسد «انجمن ها در قلمرو ‏اجتماعي سياسي به اطلاق مايه اي نداشتند. هيچ مقاله يا رساله اي در باره ي نظريه ي انجمن و مسؤوليت مدني آن از طرف هيچ انجمني ‏سراغ نداريم»! گوئي ملت ايران بايد يكشبه ره صد ساله مي رفت. به وارونه، عمدتاً به يمن سازش هاي كساني چون مشيرالدوله ها، و بدتر ‏از آن خيانت مجلسياني چون نايب رئيس مجلس اول وثوق الدوله، مردم ايران پس از صد سال هنوز در خم يك كوچه اند. اينكه مردم بايد ‏نخست بياموزند بعد به آنان دمكراسي داد در اين صد سال بسيار گفته شده است. شنا را در آب مي آموزند نه در خشگي! و در اين فرآيند ‏برخي هم غرق مي شوند، اما عمده ي داوطلبان شنا را مي آموزند. مهمتر اين ها، آيا مي شود منكر شد كه محمد علي شاه بدون فشار ‏انجمن ها به پذيرش متمم قانون اساسي تن نمي داد؟)‏

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.