ترویج اندیشه های ترقیخواهانه و آزادی طلبانه از جانب روشنگران ترقی طلب و آزادیخواه و وطندوست ایرانی از یک طرف و یعضی اقدامات ناگزیر اصلاحی گسسته و جسته و گریخته از بالا و از جانب دولت استبدادی از طرف دیگر در واقع از همان اواسط قرن نوزدهم مسیحی به نحو چشمگیری آغاز می شود. اما حرکات برجسته و پیروزمندانه ی توده ای برای اولین بار در سال 1891 برابر با 1270 هجری شمسی با جنبش اعتراضی توده ای نیرومندی علیه قرارداد معروف رژی-تنباکو و لغو سریع آن، و سپس قتل ناصرالدین شاه صاحبقران پنج سال پس از این تاریخ یعنی اول ماه مه 1896 برابر با یازده اردیبهشت 1275، صورت گرفت که اولی را می توان مظهر خواست و مبارزه ی استقلال طلبانه ی ملی و دومی را فریاد اعتراض علیه استبداد و ندای رهائی و آزادی مردم میهنمان نامید. و سرانجام این دو وجه مبارزه ی مردم، در آذر ماه 1284 (نوامبر – دسامبر 1905) خود را ابتدا در ویران کردن ساختمان بانک استقراضی روس (4 آذر 1284 برابر با 26 نوامبر 1905) و اعتراض عمومی و خونین علیه چوب بستن دو بازرگان به دستور حاکم تهران (20 آذر برابر با 12 دسامبر همان سال) سر باز کرد که از آن پس بدون هیچ وقفه ای ادامه یافت و همچنان اوج گرفت تا سرانجام چند ماه بعد به تسلیم استبداد سلطنتی و صدور فرمان مشروطیت در 14 مرداد 1285 و استقرار نظام مشروطه و قانونی در کشور انجامید. توضیح آنکه پس از این دو حادثه عده ای از روحانیان وابسته به طبقات متوسط و بازار در همان آذر ماه به عنوان اعتراض به قم مهاجرت و در آنجا تحصن اختیار کردند، و عده ای از بازاریان و آزادیخواهان، که عده شان به چهاده هزار نفر رسید، برای استقرار حکومت قانون، در سفارت انگلیس در تهران بست نشستند.
به این ترتیب دوران تازه و بازگشت ناپذیری در حیات اجتماعی-سیاسی مردم و میهن ما گشوده شد که پس از حدود سه سال فراز و نشیب و یک کودتای خونین سرانجام حکومت قانون برای همیشه مستقر و از جانب همه ی نیروها و طبقات اجتماعی، و همچنین دولت های استعماری، برسمیت شناخته شد.
اما حوادث این سه سال را می توان بسیار خلاصه چنین فهرست کرد:
13 مرداد 1285 هجری شمسی برابر با 14 جمادی الآخر 1324 هجری قمری و 24 ژوئیه 1906 میلادی: در این روز فرمان مشروطیت با امضای مظفرالدین شاه صادر می شود. چون این فرمان از نظر مردم ناقص است و نسخه های آن را از دیوارها پائین میکشند و پاره می کنند. سه روز بعد فرمان تکمیلی در تأسیس مجلس منتخبین مردم امضا و منتشر می شود. به دنبال صدور این فرمان ها در 17 مرداد علمای متحصن باز می گردند و اکثریت عظیم بست نشینان سفارت انگلیس نیز از بست خارج می شوند.
26 مرداد برابر با 27 جمادی الثانی: نخستین جلسه ی مجلس شورای ملی مرکب از 77 نفر نمایندگان اعیان و شاهزادگان و حجج اسلام و تجار و اصناف تهران موقتاً در مدرسه ی عالی نظام، در حضور عضدالملک نماینده ی مظفرالدین شاه و مشیرالدوله صدراعظم گشایش می یابد. در میان نماینمدگان مرتضی قلیخان صنیع الدوله نماینده ی «اعیان و خوانین و ملاکین» و استاد کربلائی غلامرضا یخدان ساز نماینده ی صنف های «یخدان ساز، سرٌاج، لبٌاف، ترکش دوز، پالان دوز، چادر دوز، عصٌار، شمٌاع، صابون پز، صابون فروش و نفت فروش» دیده می شوند.
17 شهریور برابر با 19 رجب: نظامنامه انتخابات مجلس شورای ملی پس از تصویب مجلس نمایندگان تهران به توشیح شاه می رسد.
14 مهر برابر با 18 شعبان: مجلس شورای ملی برای اولین بار در کاخ گلستان با نطق مظفرالدین شاه با همان نمایندگان تهران و با ریاست صنیع الدوله گشایش می یابد.
26 مهر برابر با اول رمضان: جلسه ی مجلس شورای برای اولین بار در بهارستان منعقد شد.
2 آذر برابر با 5 شوال: روزنامه ی مجلس با چاپ مذاکرات مجلس منتشر می شود. در مذاکرات جلسه ی مورخ 8 شوال مجلس شورا از تصویب انتشار این روزنامه سخن گفته شده است.
9 آذر برابر با 12 شوال: اعلان تأسیس بانک ملی در جلسه ی این روز مجلس شورا خوانده می شود. بموجب این اعلان، که بامضای مظفرالدین شاه رسیده در همین جلسه با سرمایه ابتدائی سی کرور تومان (پانزده میلیون) و با مشارکت یکصد نفر تشکیل می شود و در عین حال تمام مردم ایران دعوت می شوند که سهام آن را بر حسب توانائی خویش خریداری کنند. تأسیس بانک یکی از بزرگترین و ابتدائی ترین دغدغه ی خاطر مشروطه خواهان بود که ضمن مخالفت و مبارزه ی جدی با استقراض از دولت روس و انگلیس، و گسترش تسلط بانکهای شاهنشاهی انگلیس و استقراضی روس، در جهت استقلال مالی و اقتصادی کشور در برابر هر نوع وابستگی مالی به خارج، تأسیس شد.
8 دی برابر با 14 ذیقعده: نظامنامه یا قانون اساسی شامل 51 اصل پس از تصویب در مجلس شورای ملی به امضای مظفرالدین شاه رسید. وزیر مختار انگلیس در گزارشی به وزارت خارجه نوشته که مظفرالدین شاه با توسل به این ضرب المثل که «رأی العلیل علیل» ابتدا از امضاء آن خودداری کرد ولی پس از دریافت نامه ی سخت تهدید آمیز عده ای از علما، از ترس لعن آنان و اغتشاش عمومی، آن را امضا کرد.
18 دی، برابر با 24 ذیقعده: مظفرالدین شاه در سن 54 سالگی و درست پس از 11 سال پادشاهی درگذشت
28 دی، برابر با 4 دیحجه: محمد علی شاه در مقام پادشاهی تاجگذاری می کند ولی چون از نمایندگان مجلس برای شرکت در مراسم دعوت نشده بود وکلا به شدت اعتراض می کنند و یکی از نمایندگان بنام آقا سید حسین می گوید: « سلطان سلطان ملت است، باید از طرف ملت تاج بگذارند و مجلس نماینده ی ملت است، »به همین دلیل» نمایندگان ملت در تاجگذاری باید حاضر باشند.