|
یک جنبش انتخاباتی آلترناتیو
|
|
|
مرتضی ملک محمدی - فعال سياسي، عضو شوراي همآهنگي اتحاد جمهوري خواهان ايران
|
|
صفحه 2 از 2 در این رابطه بیاد بیاورید چگونگی حل مسئله گروگان گیری را و یا پذیرش آتش بس در جنگ هشت ساله, یا چشم فرو بستن بر بمباران سکوهای نفتی ایران توسط نظامیان آمریکا, سکوت در برابر ورود نیرهای نظامی آمریکا به منطقه در کوران جنگ و آزادسازی کویت, حمایت ضمنی ازحمله به عراق و سرنگونی صدام حسین, همراهی با سیاست جهانی ضد تروریسم, و همسویی با آمریکا درجریان برچیدن نظام طالبان. عمل کرد جمهوری اسلامی در رابطه با مسئله بحران هسته ای و جریان گفتگوها با طرف های درگیر در غرب نشان نمیدهد که در این روش برخورد جمهوری اسلامی تغییری رخ داده باشد و آنها درفکر به بن بست کشاندن ماجرا و پذیرش خطر محاصره اقتصادی یا جنگ باشند. علاوه بر این بر سر بحران هستهای اخیر میان جناحهای نظام اتفاق آرای زیادی به چشم میخورد و دامنه همکاری و توافقات آنها حتا جریان اصلاح طلبان را هم دربر میگیرد. بنا براین من با این پیش بینی چندان موافق نیستم که چشم انداز بحران هستهای آغاز یک دوره تازه محاصره نظامی و تحریم اقتصادی در سیاست خارجی و بگیرو ببند درداخل خواهد بود. تا آنجا که به هدفها و شرایط تحقق منافع آمریکا و اروپا مربوط میشود, آنها نیز آمادگی پیش برد موثر چنین سیاستهایی را ندارند. در استراتژی مداخله نظامی آمریکا تزلزلهای جدیی به چشم میخورد و آنها در باره عواقب یک چنین مداخلهای که دستاوردهای تا کنونیشان را به زیر سؤال خواهد برد نگرانند. با این حال اینها همه در حوزه احتمالات است, به نظر من جنگ و مداخله نظامی و محاصره اقتصادی محتملترین شق نیستند, ولی بنا به فرضی که در سؤال شما پیرامون مداخله نظامی هست و موضعی که نیروهای سیاسی ایران باید اتخاذ کنند, باید بگویم که چنین مداخلهای بکلی به زیان جریان دموکراتیک در ایران خواهد بود. و این نیروها باید با تمام قوا با این سیاست مقابله کنند. توجه داشته باشید که نه جمهوری اسلامی آنقدر ضعیف است که با این گونه مداخلهها از پا درآید و نه اپوزيسیون دموکراتیک آن قدر نیرمند است که بتواند از این مداخله برای تحول دموکراتیک ایران سود جوید. بنا براین نتیجه چنین رویدادی اگر به تقویت جمهوری اسلامی منجر نشود تنها به آشفتگی و تلاشی شیرازههای جامعه منتهی خواهد شد, چیزی مشابه آنچه عراق پس از شکست در جنگ کویت گرفتار آن شد و این فقط یک کابوس برای مردم ایران خواهد بود و نه پروسه آزاد سازی ایران. بنا براین اهمیت انتخابات ریاست جمهوری عمدتاً از منظر روابط نیروها در درون کشور مطرح است .مشغله اصلی و دغدغه خاطر جمهوری اسلامی این است که چگونه به قول خودشان "رای حداکثری" مردم را به این انتخابات جلب کنند. با توجه به پیشینه منفی جریان اصلاح طلبی که مهمترین منبع جلب نظر مثبت مردم به امر انتخابات بود امکان تحریم گسترده انتخابات لااقل در شهرهای بزرگ و درمیان اقشار شهرنشین بسیار بالاست هیچ علایم و نشانهای به چشم نمیخورد که مردم در این انتخابات موضع متفاوتی از انتخابات شوراهای شهر و روستا و انتخابات مجلس هفتم در پیش بگیرند. بحران برنامه و کاندید در همه جناح ها وجود دارد. ژست های اصلاح گرایانه و عوام پسند رفسنجانی هم نمی تواند به تغییر مهمی در ذهنیت انتخاباتی مردم بیانجامد. ممکن است برخی گروهای اجتماعی و صنفی که از عملکرد این مجلس و ضعیف شدن اصلاح طلبان آسیب دیدهاند به برنامههای رفسنجانی امید هایی ببندد یا گمان کنند که با انتخاب او لااقل از پیش روی بیشتر محافظه کاران جلوگیری خواهد شد, ولی به نظر نمی رسد که این تمایل در مردم عمومیت داشته باشد, لااقل به آن اندازه که مشابه وضعیت انتخاب خاتمی در برابر ناطق نوری را باز تولید و تکرار کند. درفضای کنونی هیچ رقابت جویی جدیاي که به تحریک رأی دهندگان بیانجامد وجود ندارد. مهمترین مسئله این انتخابات نسبت به همه انتخابات پیشین این است که ذهنیت و رأی اکثریت مردم از محدوده برنامهها و نامزدهای جمهوری اسلامی فراتر رفته است. مردم اکنون برای رای خود بیش از کاندیدهای جناح های نظام ارزش قایل هستند. اما تحریم انتخابات باز گشت به دوره انتخاباتی پیش از ریاست جمهوری خاتمی است و آشکارا پایین تر از سطح آگاهی و خواست امروز مردم قرار دارد. بنابراین مسئله این است که این رای را چه کسی و چگونه نمایندگی خواهد کرد.آیا اپوزيسیون دموکراتیک و جمهوری خواه این اراده را خواهد داشت که به این رای مردم هویت سیاسی روشن بدهد. اپوزيسیون تاکنون یا خود را به بازی در بساط انتخاباتی اصلاح طلبان راضی کرده است و یا با تحریم آن خشنود بوده است. اکنون شاید همین انتخابات بهترین فرصت برای نیروهای دموکراتیک باشد که پیرامون یک حرکت انتخاباتی جدید یعنی طرح یک انتخابات موازی و آلترناتیو می اندیشند و خود را از بن بست این دو گزینه تحمیلی برهانند. معرفی یک نامزد معتبر از سوی اپوزيسیون دموکراتیک که از هر لحاظ خارج از موازین و محدودیتهای انتخاباتی جمهوری اسلامی خواهد بود, فقط میتواند به صورت یک جنبش انتخاباتی آلترناتیو نمودار شود. طرح این ایده در شرایط کنونی به هیچ وجه ذهنی و بدور از امکانات عمل اپوزيسیون دموکراتیک نیست. مثلاً آیا چه مانع منطقی و عملی وجود دارد که همان حرکت دانشجویی که طرح رفراندم را به میان کشید و یا آن اقدام سیاسی مهمی که 565 نفر از فعالان سیاسی داخل کشورپای آن امضا گذاشتند, نتواند ابتکار چنین حرکت انتخاباتی بدیلی را در دست بگیرد. این حرکت با توجه به پشتیبانی که از سوی دانشجویان و جوانان برخوردار است شانس آن را دارد که نظر مردم را به سوی برنامه اپوزيسیون دموکراتیک جلب کند و رای شان را به سود کاندید آن ها بریزند. نتیجه این عمل بی شک تاثیر مهمی بر حرکت و قوام گرفتن یک بلوک دموکراتیک خواهد داشت.
|