header image
 
كنفرانس سالانه ي بنياد پژوهش هاي زنان ايراني چاپ
هما عليزاده   
رفتن به
كنفرانس سالانه ي بنياد پژوهش هاي زنان ايراني
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4

بزرگداشت حامد شهیدیان  ‏
برنامه صبح روز اول کنفرانس به بزرگداشت حامد ‏شهیدیان جامعه شناس و متفکری که در سال ‏گذشته از میان ما رفت اختصاص داشت. ‏
نمایش ویدئوئی- کار شهرزاد ارشدی و جواد ‏صاحبی -  فرازهائی از سخنرانی حامد شهیدیان را ‏که در دهمین کنفرانس بنیاد در مونترال (1999) ‏برگزار شده بود، زنده کرد. سپس: ‏
نگار آزموده، دوست و همراه 4 سال آخر زندگی ‏حامد شهیدیان درین بخش خاطرات خود را از ‏حامد با حضار درمیان گذاشت. تجربه زندگی ‏چهارساله نگار با حامد شهیدیان نشانگر این بود ‏که حامد آنچه را آموخته بود و اعتقاد داشت در ‏زندگی فردی خود بکار می برد. ‏
موریس کَپیتورن(‏Maurice Capithorne‏ ) دوست ‏نزدیک و خانوادگی حامد که سال ها نماینده ‏مخصوص کمیسیون حقوق بشر در رابطه با ایران ‏بوده، در سخنان خود گفت: اولین بار 10 سال ‏پیش که در شهر ‏Seattle‏ در کنفرانس بنیاد ‏پژوهشها شرکت کردم با زنده یاد پروانه فروهر ‏آشنا شده و در سفری که به ایران داشتم در خانه ‏فروهرها از من پذیرائی شد. خانه ای که ‏دیوارهایش با عکس های مصدق تزئین شده بود. ‏وی گفت: «دعوت شده ام که چند کلمه ای ‏درمورد حامد شهیدیان دوست عزیزم بگویم، اما ‏چگونه می شود در چند کلمه مردی بزرگ چون ‏حامد را معرفی کرد. حامد یکی از کسانی بود که ‏همواره از ریشه اش دفاع می کرد و همیشه به یاد ‏زادگاهش مازندران بود». وی در پایان بیتی از ‏محمد عزالی خواند و گفت که این براستی توصیف ‏حامد شهیدیان است. ‏
شهرزاد مجاب، محقق و پژوهشگر دانشگاه ‏تورنتو، در زمینه های آموزش سیاسی و روش ‏تدریس فمینیسم،زنان مهاجر و آموزش زنان و ‏دولت، گلوبالیزاسیون و شهروندی، زنان و جنگ، ‏خشونت و آموزش، ضمن گرامی داشت یاد همگار ‏پژوهش گر خود حامد شهیدیان، به بررسی ‏‏«فمینیسم، سکولاریسم و مدرنیته» در آثار حامد ‏شهیدیان پرداخت. ‏
شهرزاد با اشاره به مباحثی که در درون جنبش ‏فمینیستی ، موجب سردرگمی و درجا زدن این ‏مبارزه شده، (بحث هائی ازقبیل: تضاد اسلام و ‏فمینیسم، سازگاری اسلام و فمینیسم، نداشتن ‏تعبیر زنورانه از شریعت، هویت زن ایرانی ویا ‏اینکه هویت زن ایران با اسلام گره خورده) معتقد ‏است که اینگونه مباحثات مسأله جنبش زنان ‏ایران نیست؛ بلکه، برنامه سازش زنان با ‏مردسالاریست. ‏
وی گفت که حامد شهیدیان بجای سازش، ‏گسست از این نظام را میخواست و چکیده کار ‏حامد مبارزه با پروژه آکادمیکِِ سازش زنان بود. ‏
شهرزاد با اشاره به همزمانی مرگ پروین پایدار ‏با حامد، ضمن اشاره به اینکه این دو نفر، همه ‏زندگی خود را صرف مبارزه با نظام ستمگرانه ‏مردسالاری کردند، گفت: «هاله افشار در مورد ‏پروین می گوید: پروین مصمم بود فمینیسم را با ‏اسلام ترکیب کند. پروین پایدار اولین فمینیست ‏سکولار ایرانی بود که زندگی خود را وقف این ‏پروژه کرد». شهرزاد افزود که حامد معتقد بود ‏رهائی زن در چهارچوب روابط جنسی مبنی بر ‏دین میسر نیست. به عبارت دیگر سعی حامد در ‏گسست فمینیسم از اسلام بود. ‏
وی در بخشی از سخنانش اظهار داشت که در ‏شرایطی که روشنفکران دینی خواست جدائی ‏دین از دولت را مطرح می کنند برخی فمینیست ‏های سکولار مقدرات زنان را به اسلام و دین گره ‏می زنند و در شرایطی که روشنفکران دینی ‏خواهان دین بدون روحانیت هستند برخی ‏فمینیست های سکولار از حق زنان برای مجتهد ‏شدن دفاع می کنند.‏
او گفت که هدف وی از بررسی آثار حامد ‏شهیدیان، شناخت درک او از آینده است. وی ‏افزود که حامد معتقد بود که «به محدودیت ها ‏نباید اندیشید، نباید به بندهائی که ما را در قفس ‏نگه داشته بپردازیم بلکه به دشواریهائی باید ‏پرداخت که برای پریدن از قفس باید بر آنها چیره ‏شد». او معتقد به مداخله آگاهانه در وضع موجود ‏بود.‏
‏ شهرزاد مجاب افزود که برای پایان دادن به ‏اسارت زنان و رسیدن به رهائی به بیان حامد  :‏
‏«باید بلند پرواز کنیم». ‏
وی سپس با اشاره به کشاکش مدرنیته و سنت ‏گرائی و همزمانی مبارزات برابری طلبانه زنان ‏گفت که این مبارزات تنها کنترل مردسالاری را ‏محدود کرده است و این کنترل را از حوزه ‏خصوصی (خانه) به حوزه عمومی کشانده است. ‏وی گفت که حامد معتقد بود که هدف ‏فمینیست های اسلامی مدرن کردن و تغییر ‏دادن چهره مردسالاری ایرانی است و تحقق ‏بخشیدن به پروژه مدرنیسم، مستلزم آزادی از ‏قبدوبند اندیشه و زبان و عمل است. حامد با ‏اعتقاد به اینکه سلطه ولایت فقیه و حتی سلطه ‏دین بر انسان سرنوشت محتوم ما نیست، ره یافت ‏های سکولار و اسلام را نقد کرد و تأکید داشت ‏که اگر به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی، ‏شکست مدرنیست ها محسوب میشد اما بسیاری ‏از پیامدهای مدرنیسم به حیاتشان ادامه داده اند ‏و تضادهائی را دامن زده اند که حل آن در ‏چهارچوب جمهوری اسلامی میسر نیست. ‏
او  افزود که حامد شهیدیان اگرچه دو سیستم ‏میرنده ی سنت و ساختار نوین مدرنیسم را ‏پدرسالار می داند ولی برای چگونگیِ ساختنِ ‏آینده، رهنمودی نمیدهد؛ اما از بررسی آثارش ‏می توان برداشت کرد که وی نگاهش به ‏سوسیالیسم رهائی بخشی است که هم فمینیست ‏و هم ضد راسیست باشد. ‏
حامد همانند خانم هایده مغیثی سیاست ‏جنسیتی سازمانها و احزاب کمونیست و ‏سوسیالیست را به نقد کشیده است. حامد ضمن ‏نقد مارکسیسم به درک محدود و مکانیکی ‏سازمانهای کمونیستی از تئوری مارکسیستی ‏اشاره می کرد.‏
‏ شهرزاد مجاب در ادامه سخنانش افزود که ‏آلترناتیو بسیاری از منتقدین چپ و سکولار ‏غیرمارکسیست که پروژه جدائی دین از دولت، ‏رفرم قانون، پلورالیسم سیاسی و فرهنگی، ‏گسترش جامعه مدنی و تعدد احزاب دولتی و ‏غیردولتی زنان را پیشنهاد می کنند، از چارچوب ‏یک فمینیسم لیبرال پا فراتر نمی گذارد. وی ‏معتقد است که رفورماسیون نتوانسته است مانع ‏دخالت دین در زندگی اش بشود. ‏
او با بررسی دورانی که حامد در آن میزیست و ‏همزمانی این دوران با سقوط بلوک شرق و ‏برافتادن سرمایه داری دولتی و مسلح شدن ‏نیروهای بنیادگرا به تئوری حکومت اسلامی و هم ‏چنین موج ضدکمونیستی، اظهار داشت که این ‏شرایط و چالش های آن بر کار حامد اثر گذاشت ‏ولی وی مرعوب سیاست سازشگرایانه تئوری های ‏پسامدرنی، پساساختگرائی، نسبیت گرائی ‏فرهنگی و سیاست هویت که به تقدس تعلقات ‏دینی، قومی، ملی، نژادی و قبیله ای می ‏پرداختند نشد. «چشم اندازی که حامد تریسم ‏کرده چشم انداز رهائی زن ایرانی از اسارت قرون ‏و اعصار است که از دید جریان های پسا هنوز ‏یک روایت بزرگ است». وی افزود که رهائی زنان ‏مستلزم نفی مردسالاریست و با انتقاد از جنبش ‏کمونیستی ایران و ناتوانی آن برای مبارزه با ‏مردسالاری، مدعی شد که «بی اطلاعی و حتی ‏مقاومت در برابر تئوری فمینیستی یکی از ‏مشخصات جنبش کمونیستی است و عدم درک ‏درست از تئوری فمینیستی بیش از هر چیز ناشی ‏از عدم درک درست از مارکسیسم است».‏
‏ شهرزاد مجاب سخنان خود را با این جمله ‏خاتمه داد که: «درمبارزه پیچیده زنان، جای ‏حامد بسیار خالیست و حامد همچنان با همه ما ‏خواهد بود. یادش گرامی باد». ‏

در بعد از ظهر روز اول، خانم ها: ژانت آفاری با ‏عنوان «سه تغییر الگویی در گفتمان های ‏مربوط به مدرنیت: عدالت، طهارت و ‏جنسیت» و منگل بیات به زبان انگلیسی با ‏عنوانِ «نگاه دیگری به نقش زنان در انقلاب ‏مشروطیت» به سخنرانی پرداختند. سپس خانم ‏هایده مغیثی سخنرانی خود را با عنوان «از گام ‏های محتاطانه تا گام های ناموزون، به گام ‏های سنجیده: یک قرن مبارزه زنان ایران» ‏برگزار .‏
خانم هایده مغیثی استاد جامعه شناس و ‏پژوهش های زنان از دانشگاه یورک ‏‎(York)‎‏ ‏ایالت انتاریوی کانادا، در گفتار خود «از گامهای ‏محتاطانه تا گامهای ناموزون به گامهای سنجیده: ‏یک قرن مبارزه زنان ایران»، به مسائل و بغرنجی ‏های فمینیسم سکولار پرداخت و از این که جستار ‏مورد بررسی هفدهمین کنفرانس سالانه بنیاد ‏پژوهشهای زنان ایران «فمینیسم سکولار» ‏گزینش شده است ابراز خرسندی نمود. ‏
وی در فراز آغازین گفتارش به رشد و گسترش ‏بنیادگرائی مذهبی- اسلامی در ایران و سایر ‏کشورهای اسلامی اشاره کرد و پی آمدهای ‏ناگواری همانند فساد، فحشا و سایر بدبختی ها و ‏تیره روزی ها را به رژیم های اسلامی این جوامع ‏نسبت داد. ‏
مغیثی هم چنین به کارنامه درخشان صدساله ی ‏زنان ایران نگرشی داشت و مبارزات زنان جهت ‏دستیابی به حقوق برابر شهروندی را ستود. ‏
او از دیگر سوی «جمهوری اسلامی ایران» را ‏بعنوان رژیمی قدرتمند که در شرایط کنونی ‏موجبات رشد و کمک رسانی به بنیادگرائی ‏اسلامی در کل منطقه را در اهداف تاکتیکی و ‏استراتژی خود دارد، مشخص کرده و امکان ‏جایگزینی آن را با یک دولت دمکراتیک سکولار ‏در کوتاه مدت غیرممکن ارزیابی نمود. ‏
هایده هم چنین به مشخصات شرایط کنونی ‏ایران پرداخت و ابراز داشت در شرایطی که تمامی ‏امکانات و ابزارهای موجود در کشور دراختیار ‏حکومتگران اسلامی است، آیا طرح خواسته ی ‏سکولارسیم، واقع بینانه وامکان پذیر است یا ‏خیر؟! ‏
هم چنین با طرح پرسشی که آیا منظور از ‏سکولاریسم دین زدائی از جامعه و افراد است یا ‏دین زدائی از حاکمیت سیاسی، به تفاوت های آنها ‏اشاره نمود.‏
وی سخن خود را با تعریفی از سکولاریسم چنین ‏پی گرفت: ‏
‏«سکولاریسم بعنوان یک مفهوم و نیز یک ‏ایدئولوژی سیاسی عبارت است از توافق یک ‏جامعه به این که زندگی سیاسی و قوانین و ‏مقررات حقوقی و اداری جامعه از احکام و دُگم ‏های مذهبی آزاد شده و قوانین اجرائی و مدنی ‏شمول همگانی داشته باشد. بعضی ها این توافق ‏ها را وظیفة مدنی و عقلی، ‏‎“The Duty of ‎Civility”‎، نامیده اند». ‏
هایده مغیثی در بخش دیگری تأکید کرد که ‏مبارزات ما باید جهت جدائی دین از دولت باشد ‏نه دین زدائی از جامعه و شهروندان آن. ‏
او در فرازی دیگر از گفتارش به تجربه های ‏سکولار الجزایر و ترکیه اشاره نمود و خواهان ‏بررسی دقیق آنها شد. ‏
وی در فراز پایانی گفتارش بیان داشت که ایجاد ‏دولت دمکراتیک و سکولار برای زنان و اقلیت های ‏جامعه زمینه های مناسبی را فراهم مینماید تا ‏خواسته های خود را طرح و برای دستیابی به آنها ‏کوشش نمایند. و نیز ابراز داشت که نسخه یا ‏رهنمود مشخصی را هم برای دیگران در چنته ‏خود ندارد. ‏
و سرانجام با ارائة دو پرسش زیر سخن خود را به ‏پایان برد. ‏
پرسش یکم: آیا تشکیل یک دولت دمکراتیک ‏سکولار بدون استقرار یک نظام دمکراتیک امکان ‏پذیر است؟ ‏
پرسش دوم: آیا دولت دمکراتیک و سکولار از ‏طریق رفرم تشکیل می شود و یا در فرآیند انقلاب ‏رخ مینماید. و اگر از راه رفرم مسئله پی گیری ‏شود چه تضمینی برای تحقق آن وجود دارد؟ ویا ‏اگر از راه انقلاب است چگونه میتوانیم از امکان ‏پیدایش استبداد و دیکتاتوری جلوگیری نمائیم.‏


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.