|
كشتارِ زندانيان سياسي در تابستان ۶۷ و فريادِ خشمِ دامادِ كودتا
|
|
|
پرویز قلیچ خانی
|
شانزده سال از كشتارِ زندانيان سياسي در تابستان ۶۷، به دست رژيم سياه جمهوري اسلامي ايران ميگذرد. طي اين سالها، علاوه بر خانوادههايِ قربانيانِ اين كشتار، اپوزيسيون رژيم اسلامي نيز در خارج از كشور، ياد اين عزيزان را گرامي ميدارد و نميگذارد بر روي اين فاجعهي ملي گرد فراموشي بنشيند.
اينروزها، پس از گذشت سالها از اين جنايت ضد بشري، اكثر روشنفكرانِِ گروههاي مختلف ايراني و رسانههاي متعلق به آنان، به فراخور موضع و پايگاه طبقاتيشان به اين فاجعه ملي برخورد ميكنند. امسال، داریوش همایون- يكي از روشنفكران راست- براي اولين بار در کیهان لندن، شمارهي ۱۰۲۲ شهریور ۱۳۸۳ در مقالهای با عنوان «پیروزی خشم و کین» یادی از کشته شدگان شهریور سال ۱۳۶۷ کرده است. در ابتدا با خود می گویی این کشتار چنان وحشيانه بوده که هیچ عنصر جان به دربرده از این رژیم، حتا داريوش همايون! نميتواند نسبت به آن بيتفاوت باشد، اما کافی است چند کلمه بخوانیم تا بدانیم نه تنها او به عاملان و آمرين این کشتار حمله نميکند و دندان خشم و کین خود را به آن ها نشان نمیدهد، بلکه هنوز بعد از گذشت این همه سال از انقلاب بهمن ۵۷ ، از این که مردم بر حکومت مورد علاقهاش شوریدهاند، با خشم و كينهاي باور نكردني و با زبانی روشن و بی ابهام میگوید: حق تان است که به دست جنایتکاران جمهوری اسلامی کشته شوید ، سر بریده شوید؛ حتا وقتی محكوميتشان در زندان به پايان رسيده باشد آقاي همایون که کشتارهاي رژيم اسلامي را اين چنین ارزیابی می کند: « نوک تیز سرنیزه جنبش انقلابی، سازمان های چریکی مجاهد و فدایی و سازمان های انقلابی کوچک تر، به چرخ گوشت هولناک اسلام سیاسی خورد و در صحنههایی که «شب کاردهای دراز» نازیها را از جلوه انداخت به پاکسازی استالینی نزدیک شد.» کلامی در ضدیت با عاملان اين جنايت هولناك نميگويد. در عوض تمام حملهی خود را متوجه كساني ميكند که زیر این چرخ گوشت هولناک له شدهاند. ايشان در مورد كودتاي ننگين ِ۲۸ مرداد ۳۲ نيز چنين روشي را سالهاست تبليغ ميكند. او كه در بسیاری از مقالات خود، کودتای 28 مرداد را قماري جهاني بين آمريكا و شوروي ميداند، خود را به فراموشي مي زند كه در اين قمار خونين پشت دست برنده بوده و شيتيلهي قمار را با جقه وزارت و هم خوني نسبي با آن گرفته و داماد كودتاي ننگين شده است! او چنان خشمگين است كه اين خشم را بر سر مبارزینی که برای به دست آوردن استقلال و دمکراسی جنگیدند خالی میکند. آقاي همايون! اگر امروز جمهوری اسلامی با جنايات سهمگين خود روی شاه را سفید کرده است، حقانیت مبارزه علیه شاه زیر سؤال نمی رود. او فراموش میکند که چپها و دمکراتها، اگرچه در اوایل انقلاب با اعدام کسانی چون هویدا و... مخالفت نکردند اما بعدها از خود انتقاد کرده و امروزه یکی از سرسختترین و پیگیرترین نیروهای مبارزه در جهت لغو حکم اعدام هستند؛ اما شما چه؟ شما كه هنوز بعد از گذشت بیست و شش سال از این انقلاب خونین، زندان و زندانی را «دو نیروی سیاسی نابرابر اگر چه ماموريتشان متفاوت بود، در خصلت انقلابي خود تفاوتي با هم نداشتند.» تحلیل میکنید و به این ترتیب نه تنها این کشتار را محکوم نمیکنید بلکه از این مناسبت استفاده کرده تا بار دیگر كينه و خشم ذاتي خود را از انقلاب بهمن 57، بر سر چندین هزار اعدامی خالی کنید. شما بر این باورید که«هر چه درد بزرگتر، درس نیز بزرگتر» پس در بررسي شما همچنان كه در اين مقاله هم میگویید «این کشتار بزرگترین کشتار تاریخ خونبار ایران نبوده»، و «نمازگزاران پرستشگاه خشونت به کشتار هم پرداختند». آقاي همايون! این تعداد كشته برای درسگیری از تاريخ کافی نبوده است؟! جمهوری اسلامی چند هزار نفر دیگر را بايد میکشت تا شما اصل خشونت را نفی کنید و بر علیه آن بیاشوبید؟ شما که هنوز با «سوگواران بهار آزادی» همدردی میکنید!؟ شما که هنوز با كينه و خشمي هيستريك، از سر به دارانِ اوين و گوهر دشت و.. ياد ميكنيد؟! بگویید، در نوشتهي شما در كيهان لندن، چه عنصر سازنده، و یا چه موضوعی برای اندیشه و یا درک نوینی از تاریخ گذشته ارائه شده تا نسل آينده از روش اندیشهی شما که هم حکومت شاه را از نزدیک شناختید و هم تاریخ ایران را در دهههای اخیر زندگی کردید درسی بگيرند ؟ چه گفتهايد تا به اندیشه صلح طلبی و مبارزه با خشونت خدمتی باشد؟ غیر از خشم و کین چه پیامی در مقاله تان بود تا باور کنیم که قلم یک قربانیِ « انقلاب بی فایده» در قلمدان نچرخیده، و این همه خشم نه از سر مبارزه با خشونت ويران کنندهي رژيم اسلامي، بلكه از آن روست که تیغ و شلاق را از دست شما گرفتهاند و به جمهوری اسلامی دادهاند تا ادامه دهنده ی راهی باشد که شما آغازش کرده بودید؟!. *** در اين شماره نيز پروندهاي داريم در مورد قتلعام زندانيان سياسي در تابستان سال 1367، و كشتار پيشقراولان آزادي فرداي انقلاب. با تشكر از دوستان عزيزمان همايون ايواني و مهدي اصلاني- دو تن از شاهدان و زندهماندگان تابستان 67- كه تهيهي اين پرونده بدون همياري آنان، امكان پذير نبود .
|