|
تداوم خشونت و كينه (پاسخ جمعي از زنده ماندگان شهريور ۶۷ ، به داريوش همايون)
|
|
|
امضاهای...
|
|
صفحه 2 از 2 شما هر چه ديوار كينه است بر سر چپ قدرت نگرفته و هميشه خون داده آوار مي کنيد. خانواده سياسي که هميشه در صف اول عدالت خواهي، مورد تهاجم دو حاکميت رفوزه شيخ و شاه قرار داشته است. به راستي آقاي همايون چرا دلتان از اين کشتار خنک شده است و اين بي احساسي و بي "معرفت "ي غيرقابل درک را در چه معنايي بايد جستجو کرد. نکند به جهت تکميل کار ناتمامي باشد که تاريخ خونبارمان به تباهي آن شهادت داده است. ماجراي تپه هاي اوين را که فراموش نکرده ايد. آن جا که خوب خواهان اين ملک را سر بريد يد. آيا تفاوت ها را بايد در ارقام کشته شدگان و تعداد صفرها و اين که چه کسي بيشتر کشته است، جستجو کرد و نه نفس جنايت؟ آقاي همايون لطفا به ما نگوييد خميني بيشتر از شاه کشت . ما را به مهماني و ضيافت قصاب ها فرانخوانيد. آخر قرار نيست ميان آن ها ملکه زيبايي انتخاب کنيم. طنز تاريخ و گزندگي آن شايد در درستي اين گفتار نهفته باشد که هيچ چيز نمي تواند سيستم جنايت را در خفا و اسارت خطا نگاه دارد. مرور زمان و فرسايش تاريخ و ارقام جنايت از نفس جنايت نمي کاهد. 16 سال پس از شهريور 67 و 30 سال پس از تپه کشي شاهانه لازم است تکرار کنيم که بررسي جنايت شامل مرور زمان نخواهد گشت. ده ها نمونه از اين دست را مي توان شماره کرد. آقاي همايون ما جان به دربردگان و زنده ماندگان کشتار سياه شهريور 67 به عنوان مثال حق داريم يقه محمد خاتمي وزير ارشاد وقت در سال 67 را گرفته و بپرسيم تا اين لحظه چرا کلامي از آن ذبح انساني بر زبان نرانده است و دروغ جامعه مدني و مدنيت را آشکار کنيم.آقاي همايون اجاز ه مي دهيد از شما به عنوان وزير اطلاعات و سخنگوي دولت و معاونت تك حزب موجود در جامعه آن روز ايران كه کينه تاريخي تان را در پوشش دموكراسي خواهي امروزتان پنهان کرده ايد. سوال كرده وبپرسيم چرا شما كه از پيروزي کينه وخشم مي گوييدو از تداوم آن که ساليان دراز با خود حمل كرده ايد، هيچ نمي گوييد؟ تا آن جا که به امضاکنندگان اين متن که برخي تجربه دوزندان شاه وشيخ رادارند و از شاهدان زنده آن جنايت هولناک هستند برمي گردد، به شما مي گوييم که حداقل در مورد ما به تاريخ راست نمي گوييد آن جا که "دژخيم و قرباني به آساني مي توانستند-درسال67- جاي خود را با هم عوض کنند.با پيام“ وحدت خواني وهمرايي“ مشروطه تان نا سازگاراست شما سالها براي مقابله با چپ جامعه را با مذهب واكسينه كرديد وامروزرجعت خواهي شگفت و ناخردمندي تاريخي تان را بر سر ديگران آوار مي كنيد.
آقاي همايون ما نه تنها د رحال حاضر بلکه در زمان وقوع جنايت هم از کينه مورد اشاره شما نسبت به قا تلان مان دور بوديم. ما اعدام را يک پديده شوم تاريخ ارزيابي مي کنيم که تمام به قدرت رسيدگان تاريخ ميهن مان ازجمله شما با دست و دلبازي آن را خرج کرده اند. آقاي همايون شما در سال 59 با امکاني که برايتان فراهم گرديد از دست صادق خلخالي به سلامتي گذشتيد امروز که همفکران خلخالي و خميني فرادست شده اند ومسابقه قدرت را ازشما برده اند اگر گرفتار سيستم جهنمي آن ها مي شديد، با منطق خودتان بايد با شما آن مي شد که بدان استناد کرده ايد?. آقاي همايون به راستي در فرداي احتمالي به قدرت رسيدنتان ) فرادست شدن دوباره( با مخالفين فکري تان چه خواهيد کرد؟ با شيوه استدلال وتئوري قدرت مدارشما . بايد همه را از دم تيغ بگذرانيد. مگر خود را خارج ازاين قانونمندي ارزيابي كرده و اين قاعده راتنها براي ديگران به رسميت بشناسيد. شما در آزمون قدرت يك بار مردود شده ايد. ما اميدواريم آموختن از تاريخ را فقط به ديگران توصيه نکنيد و سرمنشا اين تداوم کينه در فکر و حوزه انديشه قديم شما که سياهي و چماق تبلور آن بوده نباشد. وگرنه حکايت ما، حکايت ديگر است. سودابه اردوا ن، مژده ارسي ، زهرا استرم ، مهدي اصلا ني ، همايون ايواني ، محمدعلي پيمان ، منصورتبريزي، فريبا ثابت، ناصر خدا پناهي ، محمود خليلي، رحمان دركشيده، فرخ ذاكرزاده ، مينا زرين، شهاب شكوهي، احمد فتح الهي، اسماعيل محمدي، احمد موسوي ، سياوش محمودي، مهران ناظمي، جعفر يعقوبي، قلي يعقوبي.
|