header image
 
سرکوب سياسي و شکل­گيري نهادهاي سرکوب در ايران چاپ
مژده ارسي‌، محمود خليلي‌، سياوش محمودي   
رفتن به
سرکوب سياسي و شکل­گيري نهادهاي سرکوب در ايران
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5

اعدام مصنوعي:

زنداني را در شرايطي قرار مي­دهند که مي­خواهند او را اعدام کنند. تقريباً تمامي مراحل اعدام را به اجرا در مي­آورند و در بيشتر مواقع زنداني را به جوخه هم مي­سپارند. بستگي به محل و زمان اجراي اين عمل دارد که به سمت او تير اندازي کنند يا نه، کسي قبل از شليک واسطه گردد. يکي از رفقاي نويسنده اين مقاله، رفيق محمود خليلي، که به دليل محدوديت­هاي پناهندگي توسط دولت آلمان قادر به حضور در اين جلسه نشده است، مي­نويسد:

«تقريباً نصف شب بود که از روي سکوي حمام (از وقتي که به اين محل براي شکنجه­شدن منتقل شده بودم، جايم روي اين سکو بود البته مدتي با دست­بند و چشم­بند، اما بعد از کتک مفصل فقط با چشم بند) که چمباتمه خوابيده بودم، بيدارم کردند و گفتند خوب حالا وقتشه برويم.

با پاهاي ورم کرده و سري زخمي، پابرهنه مرا از پله ها پايين آوردند و سوار ماشين کردند. پس از مدتي در اثر صداي لاستيک ماشين متوجه شدم که وارد منطقه­اي خاکي شده­ايم. با طي مسافتي ماشين توقف کرد و مرا پياده کردند.از صدا هاي اطراف متوجه شدم حداقل يک ماشين ديگر هم همراه ما آمده است، در حالي که به سختي روي خاک و سنگلاخ راه مي­رفتم، مرا در محلي قرار دادند و لحظاتي بعد کسي با صداي بلند شروع به خواندن کرد: "بسم الله القاسم الجبارين ... به حکم دادگاه انقلاب محمود خليلي فرزند .. . .... به جرم قيام عليه نظام برحق اسلامي و هواداري از گروهک اقليت، مفسد في­الارض، محارب با خدا، و مرتد اعلام مي­گردد و نامبرده در دادگاه عدل اسلامي به اشد مجازات محکوم گرديده و حکم اعدام او اجرا مي­گردد. صداي تکبير و سپس کشيدن گلنگدن به گوشم رسيد و سپس فرمان آتش... و شليک شد.

متوجه نشدم چند تير شليک کردند ولي ناخودآگاه پس از صداي شليک روي زانوانم نشستم ولي برايم عجيب بود که دردي احساس نمي­کردم و اين برايم عجيب بود که مردن به اين سادگي باشد. در همين حين شخصي زير بغلم را گرفت و در حالي که کمک مي­کرد بلند شوم، گفت:  "من ضامن مي­شوم اين جوان حيف است کشته شود. من قول مي­دهم او را قانع کنم که از جمهوري اسلامي ضد امپرياليست­تر در دنيا وجود ندارد"»

همواره در اين خيمه شب­بازي­ها يکي در نقش ميانجي ظاهر مي­شد تا وساطت کند و مراسم به پايان برسد. صحنه­سازي­هاي مختلف و اجراي اعدام مصنوعي تا بدانجا پيش مي­رفت که زنداني را در اوين به اتاق وصيت و حمام غسل مي­بردند و در صف اعدام­هاي جمعي قرار داده و حتي به اطراف او شليک مي­کردند و يا تعداد زيادي به­جز او را اعدام مي­کردند تا شاهد تير باران­شدن هم بندانش باشد. اين موضوع تاثيرات روحي رواني شديدي بر زنداني دارد، به­طوري که تا مدت­ها درگير کابوس­هاي شبانه  آن مي­شود.

اين شيوه شکنجه از ابتداي حکومت جنايت و شکنجه جمهوري اسلامي مورد استفاده قرار مي­گرفت براي مثال در کردستان و ترکمن صحرا وخوزستان. اين شکنجه وحشيانه حتي در مورد کودکان خردسال نيز گزارش شده است.

کابل­زدن:

کابل­زدن موثرترين و شناخته­شده­ترين و مرسوم­ترين شکنجه زندان­هاي جمهوري اسلامي است. در نظام جمهوري اسلامي به ندرت زنداني­اي را مي­توان پيدا کرد که کابل را تجربه نکرده باشد . در سال 1360 هيج معيار و اندازه خاصي را نمي­شد، براي کابل­خوردن در نظر گرفت.در اتاق­ها و راهروهاي شکنجه و در هر گوشه وکنار زندان پاهاي ورم کرده و متلاشي شده از کابل را مي­شد مشاهده کرد .پاهاي باندپيچي شده و باندپيچي نشده، پاهاي باندپيچي شده با باندهاي خونين و چرک­آلود، کف­پاهاي دريده و پاچه­هاي شلوار پاره­شده (در اثر ضربات کابل و ورم بيش از حد پاها مجبور بودند پاچه شلوار را پاره کنند تا جريان خون در پا قطع نگردد)، تقريبا"در و ديوار اوين پراز ناله و فرياد مشتي پوست وگوشت و استخوان بود که در زير ضربات کابل سلاخي مي شد. گزارش يکي از زندانيان در اين دوره چنين است:

«براي زدن چند جور شلاق داشتند.يکي قطرش کم بود.يکي متوسط و يکي کلفت. کلفت­ها سه تا کابل بود که به هم بافته بودند. اين­ها را مي­گفتند چيفتن. زنداني را مي بستند روي تخت.دستش را بالاي تخت و پايش را به پايين. بعد حوله کثيف، گوني، قاب دستمال، پتو  يا هر چيزي که دم دستشان بود، مي­کردند توي دهن آدم. و شروع مي­کردند به زدن. هيچ حساب کتابي هم توي کار نبود... يک دفعه مي­ديدي سه نفر افتاده­اند به جانت. اين جوري هم نبود که مثلا" اول با کابل نازکه بزنند و بعد با کلفته. سه نفري شروع مي کردند به زدن. يکي از چپ يکي از راست يکي از بالا مي زد. بعد وقتي مي­ديدند دارد حالت خفگي بهت دست مي­دهد پتو را از دهنت در مي­آوردند که حالا ميگي يا نه؟...

...پوست پا بعد از چند ضربه تاول مي زند.وقتي شلاق مي­زد احساس مي­کردم چرک و خون از کف پاهام به ديوار شتک مي­زند. تخت از اين چوبي­ها بود که لاش شکاف داشت. زير تخت را همان وقتي که دراز کشيده بودم مي­توانستم از زيرچشم بند ببيينم که پراز لکه­هاي خون بود.»

اين روش­هاي شکنجه در طي دوره­هاي مختلف شديدتر و وحشيانه­تر مي­شد، که گزارش همگي آن­ها در اين زمان محدود امکان­پذير نيست.

گسترش دور جديد مبارزات

علي رغم پيروزي رژيم در مقابله با بحران سياسي و اجتماعي سال هاي بعد از قيام 57، در سال هاي 66 و 67 ما شاهد مبارزات متعددي حول محورها مختلف هستيم. مهمترين آن ها عبارتند از:

1) مخالفت با جنگ هشت ساله که عرصه را بر مردم ايران تنگ کرده بود (توده ها، برخلاف تبليغات و جوسازي رژيم در ابتداي جنگ، بدان پي برده بودند که به بهانه جنگ فرصتي براي دستگاه هاي سرکوبگر رژيم ايجاد شده است که به تمامي خواسته هايشان با خشن ترين شيوه پاسخ دهند)

2) اعتراضات و اعتصابات کارگري براي بدست آوردن خواست­هايشان گسترش پيدا کرده بود.

3) مبارزه براي آزادي زندانيان سياسي در حول حرکت­هاي خانوادهاي زندانيان سياسي گسترش بيشتري يافته بود.(لازم به يادآوري است که در طي 40سال اخير مبارزه براي آزادي زندانيان سياسي هميشه يکي از عرصه هاي مهم و تأثير گذار در مبارزه و سازماندهي اعتراضات سياسي عليه رژيم هاي وقت بوده است و نقشي فعال در زنده نگاه داشتن و تحرک در بخش هاي ديگر مبارزاتي بوده است.

در اين دوره بود که بوي گسترش مبارزات سياسي در جامعه به مشام سران جمهوري اسلام رسيد و مي­بايست چاره­اي در مقابله با آن مي­انديشيدند.رسيدن به نقطه­هاي پاياني جنگ نيز بر تشديد بحران سياسي جامعه مي­افزود. جنگ با رژيم عراق فرصتي براي رژيم فراهم آورده بود تا بتوانند تمامي نهادهاي خود را سازمان داده و به عبارتي خود را تثبيت کند. ادامه جنگ، اما، اکنون مي رفت که به ضد خود تبديل شده و خود عاملي بر تشديد بحران سياسي در جامعه شده بود. هم زمان با پذيرش قطعنامه 598، تمامي نيروهاي خود را بسيج کرده و تمامي ترفندهاي سياسي خويش را بکار گرفت. در اين دوره بود که زمينه­هاي پيش برد نقشه­هاي از پيش تعيين شده تئوريسين­هاي رژيم براي نابودي و کشتار سراسري زندانيان سياسي فراهم شد.نيروهايي که تنها بازماندگان نيروهاي مبارز و انقلابي در داخل کشور بودند که از بعد از قيام که شکل علني در مقابل رژيم صف آرايي کرده بودند.

در تابستان 1367هم زمان با پذيرش آتش­بس با رژيم عراق، جمهوري اسلامي کشتار زندانيان سياسي را با شدت و سرعت در تمامي شهرها به پيش برد. همان طوري که اشاره شد مي­بايست به يک دوره تاريخي پايان مي­داد يعني تمامي تجربيات نسل آموخته از جنبش انقلابي سال­هاي 57-55 به بعد را نابود مي­کرد. نسلي که در کوران مبارزات دهه گذشته به بسيار آموخته بودند و هر يک مي­توانستند نقش فعال و تعيين کننده­اي در مبارزات اجتماعي رو به رشد جامعه ايفاء کنند.

تجربه نشان داد که ضربه­اي که رژيم با دست زدن به کشتار زندانيان سياسي در سال 67 بر جامعه و رشد مبارزه طبقاتي وارد ساخت، کارسازترين و مؤثرترين شيوه­اي بود که رژيم را به به ثبات موقتي مي­رساند. وادار کردن مردم به عقب نشيني، در اثر ايجاد هراس در ميان مردم و نابود سازي پيشروترين و پرشورترين عناصر جنبش کمونيستي و انقلابي بود که تنها با زهر چشم گرفتن از آن­ها چنين امري امکانپذير بود.


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.