header image
 
سرکوب سياسي و شکل­گيري نهادهاي سرکوب در ايران چاپ
مژده ارسي‌، محمود خليلي‌، سياوش محمودي   
رفتن به
سرکوب سياسي و شکل­گيري نهادهاي سرکوب در ايران
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5

«يکي از احکام جمهوري اسلامي اين است که هر کس در برابر اين نظام امام عادل بايستد. کشتن او واجب است. و زخمي­اش را بايد زخمي­تر کرد که کشته شود... اين حکم اسلام است، چيزي نيست که تازه آورده باشم.‌» ( کيهان 29شهريور 1360 موسوي تبريزي دادستان کل انقلاب اسلامي د يروزي واصلاح طلب امروزي)       

باري، ما برعليه چنين رژيمي با تمام توان مقابله کرديم و بازتاب خشونت فاشيستي اسلام­گرايان بر کشورمان را در زندان­هاي ايران مي­ديديم.

در اين دوره حمله رژيم از جهات مختلف به نيروهاي سياسي آغاز شد در طي دو سال يعني از سال 60 تا 62 کليه سازمان ها و تشکيلات­هاي مخالف رژيم از ميدان به در شدند. سازمان­هاي چپ در داخل ايران يا نابود شدند و يا نيروهايشان را براي جلوگيري از ضربات بيشتر از کشور خارج کردند.  در عين حال علي رغم جو پليسي و ترور در فاصله سال هاي 60 تا 65، اينجا و آنجا مقاومت­هايي نيز صورت مي­گرفت و اين امر نشان مي­داد که رژيم قادر نشده بود تا جامعه بحران زده بعد از قيام را کاملا" تحت کنترل خود نگاه دارد. 

زندان­ها در اين دروه

به موازات بگير و ببندها و ايجاد ترور و حشت در جامعه، رژيم چنان جوي در زندان هاحاکم نمود که در تاريخ صد و پنجاه سال اخير ايران بي سابقه بود.در اين دوران طولاني، شکنجه، اعدام، تجاوز و کليه شيوه هاي تحت فشار قرار دادن زنداني به امري کاملا عادي تبديل شده بود. بازجويي­هاي طولاني مدت - براي بدست آوردن اطلاعات که بلا استثناء با فشار و شکنجه­هاي جسمي، روحي و رواني همراه بود-به کار روتين مقامات زندان، بازجوها و دادستان­ها بدل شده بود. دادگاه­ها در فاصله چند دقيقه حکم صادر مي­کردند و حتي در تير ماه سال 1360 لاجوردي به عنوان دادستان زندان اوين به خودش زحمت فرستادن زندانيان به دادگاه هاي فرمايشي را هم نداد.بلکه خود مستقيما تصميم مي­گرفت و عمل مي­نمود. روزانه صدها تن به جوخه­هاي مرگ سپرده مي­شدند. حتي در اين دوره رژيم براي ايجاد هراس در جامعه، از نام بردن علني افرادي که تنها به جرم مخالفت با آن­ها اعدام شده بودند، ابايي به خود راه نمي­دهد. چرا که مهم­ترين هدفش در اين دوره از يک طرف اعلام جنگ علني به مخالفين سياسي اش بود و از طرفي ديگر ايجاد جو رعب و وحشتي بود تا حتي توده ها جرأت بيان خواسته هاي صنفي شان را هم نداشته باشند. براي ارائه تصويري از فضاي زندان­هاي ايران از گزارشي کوتاه درباره روش­هاي شکنجه استفاده مي­کنيم.

چشم بند:

شايد به جرات بتوان گفت اولين چيزي که زنداني با آن آشنا مي­شود، چشم بند است. چشم بند مهمترين ارتباط انسان با محيط اطرافش را قطع مي­سازد. يک انسان نابينا هميشه در وضعيتي قرار داشته که مجبور بوده با حواس ديگرش اطراف خود را لمس نمايد ولي چشم بند شرايط ابتدائي نابينا شدن يک شخص است که مدت زماني طول خواهد کشيد تا بتواند از قواي ديگرش براي انطباق با شرايط جديد ياري بگيرد.

چشم­بند يکي از مخرب­ترين سلاح­هايي است که در تمامي ارگان­هاي پليسي رژيم به کار مي رود از ابتداي بازداشت تا شکنجه و دادگاه‌هاي چند دقيقه اي. شايد بتوان گفت چشم بند جزئي از وجود يک زنداني مي گردد . کساني که مدتهاي مديدي در زير چشم بند نگهداري شدند، اولين عارضه ناشي از اين شکنجه افزايش نمره عينک و يا تبديل شخصي با چشمان سالم به فردي عينکي بود.و يا براي دوري از گزند نور لامپ در شب­ها از آن استفاده کرده­اند. تا مدت­ها پس از خروج از زندان هم، شب­ها با چشم بند مي­خوابيدند.

در نوشته يکي از زندانيان سياسي ايران مي­خوانيم:«چشم بند زدن که يکي از وحشتناک­ترين شکنجه­هاست. کسي که شکنجه­ات مي­کند را نمي­بيني و نمي­داني که ضربه از کجا فرود مي­آيد. تناقض عجيبي که روح انسان را در هم مي شکند: نزديکي بدني شکنجه­گر، و در همان حال ناشناختگي او براي قرباني، بدترين شکنجه­هاست. او بايد شکنجه گر را با صدا ، گام­ها و سايه­اش بشناسد.» ( 5)

فوتبال:

در حالي که زنداني با چشم بسته با دايره­اي از شکنجه­گران محاصره شده و از هر طرف مشت و لگد حواله او مي­شود، او را به سمت يکديگر پاس­کاري مي­کنند. اين شيوه بيشتر در ابتداي دستگيري و به­قولي براي دست­گرمي بازجويان اعمال مي­شود و يا بعد از شکنجه با کابل، براي اين­که دوباره عصب پاي زنداني فعال شود و بتوانند به کابل زدن کف پايش ادامه دهند.

فحاشي:

فحاشي و کاربرد الفاظ رکيک يکي ديگر از بر خوردهاي دائمي است که با زنداني مي­شود. شکنجه­گران با بيان فحش­هاي رکيک سعي بر اين دارند که علاوه بر خردکردن شخصيت زنداني، عقده‌ي شکست­هاي خود را در به زانو در آوردن زندانيان‌، خالي سازند. الفاظي مثل مادر قحبه ، زن جنده ، خواهر کسده ، ديوث و قرمساق از رايج ترين فحش‌هايي است که در ساختمان‌هاي مختلف اوين مي توان شنيد.براي نمونه يکي از گزارشات منتشر شده در اين باره را ذکر مي­کنيم:

«سال 1362 دوبار دادگاه رفتم ودر هردو بار آخوندي به­نام بيدمشکي بر سر مصاحبه کردن با من جدال مي­کرد و هر دو بار، وقتي علت مصاحبه نکردن را خانواده­ام ذکر کردم، آخوند مذکور با گفتن، مادر جنده ، خواهر کسده حالا که به خاطر آن­ها مصاحبه نمي­کني بايد بري به دَرَک. و وقتي در هر دو بار اعتراض کردم و گفتم چرا فحش مي­دهي، وقتي شما که روحاني هستي فحش مي­دهي، پس نبايد از پاسدارها انتظار داشت فحش ندهند. هر دو بار عصباني شد و از اتاق به اصطلاح دادگاه با کشيده بيرونم کرد» (12) 

کمبود غذا و جا:

کمبود مواد غذائي و فشارهاي ناشي از آن همواره گريبانگير زندانيان در زندان­هاي جمهوري اسلامي، به­ويژه بعد از دستگيري­هاي گسترده سال 1360، بوده است. دادن يک نان لواش براي هر نفر در 24 ساعت، دادن يک ليوان سوپ يا آش براي سه نفر، دادن پنير وکره به اندازه دوحبه قند و سه يا چهار قاشق برنج که به راستي مي­توانستي آن­ها را بشماري از نمونه­هاي گرسنگي مداوم دادن به زنداني است.جلاد رژيم، و به اصطلاح دادستان وقت به زندانيان صريحاً مي­گفت: ...ما غذا نمي­دهيم که سير شويد، غذا مي­دهيم که نميريد تا خودمان اعدامتان کنيم...


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.