header image
 
سرکوب سياسي و شکل­گيري نهادهاي سرکوب در ايران چاپ
مژده ارسي‌، محمود خليلي‌، سياوش محمودي   
رفتن به
سرکوب سياسي و شکل­گيري نهادهاي سرکوب در ايران
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5

ايران کشوري با بيش از هفتاد ميليون نفر جمعيت در خاورميانه، از سويي مشخصه­ها و مشکلات مشترک کشورهاي اين منطقه را دارد و از سويي ديگر ويژگي­ها و مشکلات خاصي دارد که ناشي از بيست و پنج سال حکومت جمهوري اسلامي است. منابع معدني و نفتي وسيع،  نيروي کار ارزان، سرکوب سياسي و اجتماعي و بازارهاي وسيع براي شرکت­هاي اروپايي و آمريکايي و نيز موقعيت ژئو-استراتژيک ايران در خليج فارس و آسياي مرکزي، موجبي براي جلب توجه امپرياليست­ها به اين کشور است. منافعي که تامين آن، به بهاي تداوم سرکوب و اختناق در ايران در رژيم­هاي شاه و جمهوري اسلامي بوده است. در 1979 در پاسخ به جنبش انقلابي ايران، رژيم شاه در قيامي مردمي سرنگون شد ولي بدليل ضعف آلترناتيو کمونيستي و انقلابي، حکومتي پا به عرصه حيات گذاشت که قرن­ها عقب­تر از حکومت­هاي قرون وسطي در اروپا بوده و هست.

يکي از مهم­ترين عوامل و حتي در دوره­هاي ويژه­اي مهم­ترين عامل براي بقاي کل رژيم، عامل سرکوب سياسي بود. تصور رژيم جمهوري اسلامي بدون سرکوب، تصوري بي معنا است. جمهوري اسلامي در دوره­هاي مشخصي از تاريخ زندگي اش تنها و تنها با عامل سرکوب بود که توانست خود را حفظ کرده و در مقابل يک انقلاب اجتماعي بايستد. رژيم از فرداي به قدرت رسيدنش فرصت را از دست نداد و دست به تشکيل انواع و اقسام سازمان­هاي سرکوبگر زد. در عين حال که تني چند از سران  ارتش سابق را کشته و بسياري از ژنرال­هاي شاهي را فراري داد، ارتش را دربست و کامل حفظ نمود اما دو سازمان مهم سرکوب ديگر را براي مقابله با تحرکات اجتماعي و به خصوص مبارزه با سازمان­ها و جريانات مخالف به ويژه چپ و کمونيست ايجاد نمود. اولي سپاه پاسداران که قرار بود به موازات ارتش دفاع از مرزها را به عهده بگيرد و دومي کميته­هاي شهري که در ابتداي امر براي مقابله با تحرکات ضدانقلاب، از جمله نيروهاي امنيتي و وابستگان رژيم سابق ايجاد شده بود. اما هر دو اين سازمان­ها به زودي نقش واقعي خود را براي مقابله با جنبش هاي روبه رشد اجتماعي ايفاء نمودند. در تهران، پايتخت ايران، کميته­هاي 28 گانه گرد آمده بودند.بازسازي ارگان­هاي سرکوب با سرعت هرچه بيشتري انجام مي­گرفت. کميته­ها در مناطق مختلف با بهره­گيري از لمپن­ها و بازجوها و شکنجه­گران رژيم سابق به سرعت عناصر مردمي را ايزوله و طرد نمودند تا به راحتي بتوانند در محدوده خود جولان دهند.

هريک از کميته­ها غالبا"، توسط آخوندها يا لمپن­هاي درجه دو که در اثر تغيير رژيم مي­خواستند جاي مافياي سابق را در حوزه سکس و مواد مخدر بگيرند، و يا باج­بگيران از فاحشه­خانه­ها رهبري مي­شد.از اين رو، دستگيري و ضرب وشتم هواداران نيروهاي مترقي و انقلابي در دستور کار تمامي اين ارگانها قرار گرفت. شکنجه در شهرهاي کردستان بيداد مي­نمود. قبل از اعدام پيشمرگان به وحشيانه­ترين شيوه­ها آن­ها را مورد ضرب و شتم قرار مي­دادند. نمونه­هاي آن در عکس­هاي زمان اعدام آن­ها در روزنامه­هاي خود رژيم هم وجود دارد که با دست و پاي شکسته و باند پيچي شده به جوخه هاي اعدام سپرده مي شدند.

در نتيجه ما شاهد آن بوديم که حکومت اسلامي بيش از هر چيز ديگر سازماندهي نهادهايي را در دستور کار خود قرار داد که مي­بايست حکومت را در مقابل جنبش انقلابي حفاظت کند. و اين چيزي جز ساختن دستگاه عريض و طويل سرکوب نبود. جنگ با عراق (1980 تا 1988) فرصت تاريخي استفاده و گسترش اين نهادها را ايجاد کرد.

 

حمله به کردستان

حمله به کردستان و سرکوب جنبش دهقاني در ترکمن صحرا  و نيز سرکوب صيادان انزلي  در سال­هاي 1979 و 1980، اولين آزمايش بزرگ و در عين حال جدي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بود. به موازات اين جريان، کميته­هاي شهري انقلاب اسلامي نيز وظيفه مبارزه با نيروهاي راديکال و انقلابي تازه نفس در شهرها و روستاها را به عهده گرفتند.

سال 60 و آغاز دوره جديدي در تاريخ جنبش هاي اجتماعي در ايران

سال 1360 را مي توان به عبارتي آغازي بر پايان يک دروه تاريخي نام نهاد. جنبش انقلابي در اين دوره به چالش نهايي­اش نزديک مي­شد. نه تنها نيروهاي سياسي مخالف رژيم نتوانستند به يک سازماندهي و وحدت نويني دست يابند تا خود را براي دور جديد مبارزه آماده سازند، بلکه به چنان درجه­اي از پراکندگي و بي­سازماني رسيدند که حتي ارتباطات توده­اي دوره­هاي اوليه شکل­گيري­شان را نيز از دست دادند. در نتيجه با هجوم جنون­آساي رژيم به گروه­ها و سازمان­هاي مخالف، علي­رغم جانفشاني­هاي بسيار، قادر به مقابله با اين هجوم فاشيستي نشدند. در عين حال نهادهاي سرکوب رژيم نيز به چنان درجه­اي از پيچيدگي و مهارت دست يافتند که توانستند حضور نيروهاي سياسي مخالف رژيم را از صحنه سياسي جامعه ايران پاک کنند.

در اين دوره، يعني سال­هاي 60 تا 64 مي­بايست هر آن چه که بوي مبارزه و تشکيلات مي­داد، نابود شود تا هيچ خاطره و تجربه­اي از قيام 57 باقي نماند. نيروهايي که دوران قيام و مبارزات آن دوره تجربه اندوخته بودند، در مبارزات روزمره همچنان حضور فعال داشتند. اين نيروي بزرگ و تازه نفس که درس­هاي قيام را پشت سر گذاشته بود، مهم­ترين نيروي بازدارنده تثبيت رژيم جمهوري اسلامي بود که مي­بايست به هر قيمتي از ميدان به در مي­شد.

در طول چندين ماه از خرداد سال 60 به بعد، هزاران هزار تن از آنان يا روانه سياه‌چال­ها شدند، يا در خيابان­ها ترور‌، و يا در زندان­ها اعدام و يا در زير شکنجه به قتل رسيدند. بر طبق حکم خميني که پيشواي مذهبي رژيم بود هيچ رحمي بر نيروهاي مخالف به ويژه کمونيست­ها و انقلابيون جايز نبود و مي­بايست همگي­شان به طور فيزيکي نابود مي­شدند.

شايد به جاي توضيح کلي، گفته سران رژيم وضع را روشن­تر تشريح کند. احکام اسلام توسط سردمداران رژيم جمهوري اسلامي چنين در رسانه­هاي عمومي منتشر مي­شد:

«اما محارب بعد از دستگيرشدن توبه­اش پذيرفته نمي­شود و کيفرش همان است که قرآن بيان مي­کند، کشتن به شديدترين وجه، حلق آويزان کردن به فضاحت­بارترين حالت ممکن و دست راست وپاي آن­ها بايد بريده شود... تعزير بايد پوست را بدرد و از گوشت عبور کند و استخوان را درهم شکند.» (کيهان 28 شهريور 1360 محمدي گيلاني رئيس دادگاه­هاي انقلاب اسلامي آن زمان وعضو شوراي نگهبان کنوني )


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.