|
«حسین اقدامی»ها و «فاخته های عقیم»
|
|
|
عباس صدرایی
|
|
صفحه 1 از 4
حسین هرگز گمان نمیکرد که آن چه در سیاهکل آغاز شد به جلق فکری روشنفکرانه زدن در گوشه و کنار غرب بیانجامد! هر بار، در سالگرد کشتار اوین، برخی از قلم بدستان، به آنان که در آن روز جان باختند ارج می نهند، و یادشان را گرامی می دارند. امسال ناصر رحمانی نژاد این پیام را از جانب پرویز قلیچ خانی به من رساند که به عنوان یک برادر، در باره ی حسین، که به همراه برادر دیگرمان علی، از جان باختگان آن فاجعه بود، چیزی بنویسم. در جریان نگارش، حضور یک پرسش، که دیر زمانیست چون وسواسی مُزمن ذهنم را آزار می دهد، مانع از آن شد که صرفاً به توصیف شخصیت و ویژگی های اخلاقی حسین بسنده کنم. و آن پرسش این است که آیا هدف از جانبازی های امثال حسین چه بوده است؟ این که سرانجام آنان که به جا ماندند و به گوشه و کنارِ غرب پناه آوردند، جلقِ فکری روشنفکرانه بزنند و اعمال سابق و دگردیسی های لایق خود را توجیه کنند؟ به راستی دیدم که قادر نیستم شرح حالی از حسین را ارائه دهم بدون این که آن پرسش آزاد دهنده را مطرح کرده باشم. پس آن چه می خوانید نوشه ای است در دو قسمت: 1 – حسین صدرایی (اقدامی) در سال 1326، به عنوان آخرین فرزند خانواده اش- هفت ماهه- بدنیا آمد. همزادش که یک دختر بود، با توجه به قابلیت های محدود مامای محله، سرِ زا رفت. به زنده ماندنِ حسین هم که جثه ای بسیار ضعیف داشت، امیدی نمی رفت. اما، به باور اطرافیان، البته، در اثر دعا و توسٌل، زنده ماند! حسین، بالطبع، در فضای سیاسی- مذهبی محیط خود پرورش یافت: پدر مادری سخت «مذهبی» از یک سو، و نزدیکانی سخت «تودهای» از سوی دیگر. در نتیجه «دگماتیسم» که وجه مشترک مذهب و ایدئولوژی است، از همان ابتدا چنان جذب وجودش شد که تا واپسین دم به همراهش باقی ماند. به این صورت که او شخصیتی یافت غیر قابل انعطاف در برابر افکار و رفتارهای متفاوت از خود، که از همان کودکی به او شهرت «یک دنده» بودن داد. و این همان خصیصه ای بود که سرانجام تبدیل به آن همه مقاومت و پایمردی شد که به مدت چند سال در برابر شکنجه گران اوین از خود نشان داد. گفتم که حسین در محیطی سرشار از تضادهای مذهبی و ایدئولوژی رشد کرد. اما باید تأکید کنم که گرایش فکری او از همان آغاز به سوی ایدئولوژی بود. او به همراه برخی از هم سن و سال ها و همبازی هایش، مثل كامران بنده خدا که بعدها به نهضت سیاهکل پیوست که معتقد به مبارزه ی مسلحانه در برابر رژیم شاه بود، و با مذهب و طرز برداشت ایدئولوژیک حزب توده، هر دو، تضاد داشت. با وجود هوش و استعدادِ سرشارش، حسین از نوجوانی به درس و مدرسه علاقه چندانی نشان نمی داد. در عوض به مطالعه تاریخ و ادبیات در بیرون از مدرسه می پرداخت و یادداشت می نوشت. او به تشویق خانواده که انتظار داشت تا یک پزشک شود، در رشتهی طبیعی دیپلم گرفت هر چند که سر از مدرسه عالیِ حسابداری درآورد. بعد از لیسانس هم حتا برای یک روز هم کار حسابداری نکرد. حسین که به دلایلی، از جمله همان «یک دنده» بودنش، از خانواده کمک تحصیلی نمی گرفت، برای امرار معاش در شرکت های مهندسی، نقشه کشی می کرد. در تابستان ها هم به همراه برادر بزرگمان به نقاط دور افتاده ی ایران سفر می کرد و به کار کمک نقشه برداری می پرداخت. این سفرها گویا به شناخت نزدیک او از شرایط اقتصادی و اجتماعی حاکم در ایران به درجه ای افزود که بعدها در کارهایش به عنوان یک نویسنده، پژوهشگر، شاعر و مبارز،تأثیر شگرفی بجا گذاشت. حسین پس از فراغت از تحصیل دورهی نظام را در مشهد و در دایره ترابری ارتش گذراند، که بسیاری از اوقاتش در «زندان» سربازخانه سپری شد. در همین دوره بود که به خاطر تجربهی نقشه کشی که داشت، در زمینه نقشه خوانیِ نظامی و هم چنین استفاده از سلاحِ گوناگون، کارآمد کرد. پس از خدمت نظام و پیش از انقلاب بهمن، حسین دوبار به آمریکا سفر کرد تا در رشته نقشه برداری فوق لیسانس بگیرد؛ ولی هر بار مثل یک ماهی که از آب بیرون افتاده باشد دچار التهاب شد و به ایران برگشت تا فعالیت های سیاسی و سازمانی اش را از سر گیرد. حسین کار نوشتن را به طور جدی، در اواسط دوره دانشجویی آغاز کرد. از نظر سبک، شیوه تلگرافی ارنست همینگوی را که جلال آل احمد هم از آن استفاده می کرد، به کار می برد: از جمله های کوتاه، بریده بریده و چکشی، و اجتناب از جمله های تبعی تا حد ممکن. نوشته های او که به طور روز افزون رنگ و بوی سیاسی و ایدئولوژیک به خود می گرفت، زیر نام مستعار «حسین اقدامی» و به عنوان ترحمه ی آثار نویسندگان آمریکای لاتین، به چاپ می رسید. زمانی که کودتای 28 مرداد رخ داد، حسین 6 ساله بود اما، تحت تأثیر وقایع سیاسی که در جامعه و خانواده اش جریان داشت با نام مبارزینی چون خسرو روزبه و حسین اقدام دوست آشنا شد. بعدها که نام کوچکش با نام اقدام دوست یکی بود، به احترام او، نام مستعار «اقدامی» را برگزید. برخی از نوشته های حسین از جمله پژوهش ها و نمایش نامه ها به نام «حسین اقدامی، چاپ شدند، ولی آن دسته از کارهایی که مضمون سیاسی و ایدئولوؤیک داشتند، برای فرار از تیغ سانسور به شکل ترجمه منتشر شدند. جالب این جاست که نام های نویسندگان آمریکاس لاتین که روی جلد این نوشته ها بود ساخته پرداخته ی خود او بود و هیچ کدام وجود خارجی نداشتند. نوشتههای چاپ شده ی حسین، که غالباً به صورت نمایش نامه بودند عبارتند از: کنسرو یک فلسفه، خدا را هیجی کن، رؤیای یک قو، در نیمه راه یک صحنه، شطرنج یک طرفه، طرح یک نقد، حد دوام، شدت برخورد، دو مقاله از شیلی، قبل از شروع. البته کارهای دیگری که نیمه کاره و یا چاپ نشده باقی ماندند. تنها پس از اعدامش بود که سرودهایش نیز منتشر شد و عنوان شاعر را هم به عناوین دیگرش مانند نویسنده و پژوهشگر افزود. حسین سرودهای دوران زندان را که غالباً مضامین سیاسی دارند، توسط بعضی از ملاقات کنندگانش به بیرون از زندان می فرستاد، که به همراه برخی از سرودهای دیگرش به همت نسیم خاکسار و دیگران به صورت یک دفتر شعر در آلمان چاپ شده است.
|