|
بزرگداشت روز جهاني زنداني سياسي
|
|
|
همايون ايواني
|
|
صفحه 1 از 3
چند سالي است بزرگداشت روز جهاني زنداني سياسي دوباره احياء شده است. در اين روز، زندانيان سياسي سابق و نيز فعالين جنبش¬هاي کمونيستي، چپ و انقلابي تجربياتشان را با يکديگر مبادله کنند. از 14 تا 20 مارس، هفته¬اي براي زندانيان سياسي جهان برگزار شد که روز 17 مارس «شب زندانيان سياسي ايران» تعيين شده بود. 18 مارس تظاهرات و 19 مارس «شب زندانيان سياسي آمريکاي لاتين»، 20 مارس به برنامه¬اي در زمينه وضع اسيران جنگي که آمريکا در گوانتانامو نگهداري مي¬کند؛ اختصاص داده شد. در هامبورگ تجمع جلوي دو زندان هامبورگ تدارک ديده ¬شده بود. در مونستر ميز کتاب و سخنراني به اين مناسبت برگزار شد. آنچه در زير ميخوانيد متن سخنراني همايون ايواني در اين روز است. مبارزه براي آزادي تمامي زندانيان سياسي جهان
همايون ايواني
در اين چند سالي که سنت ديرينه بزرگداشت روز جهاني زنداني سياسي دوباره احياء شده است، فرصت خوبي فراهم آمده که در آن زندانيان سياسي سابق و نيز فعالين جنبش¬هاي کمونيستي، چپ و انقلابي تجربياتشان را با يکديگر مبادله کنند و براي دفاع از حقوق زندانيان سياسي و مبارزه براي آزادي تمامي زندانيان سياسي در جهان به تلاشي در حد امکانات و مقدورات جنبش کنوني بپردازند. بر "امکانات و مقداورات جنبش کنوني" اشاره کردم، از آن رو که تهاجم نيروهاي ضدآزادي و دست راستي در جهان سرمايه¬داري به ابعاد بي¬سابقه و خطرناکي رسيده است. حقوق بشر که دست آورد سال¬ها مبارزه انسان¬ها در کشورهاي مختلف است، به راحتي از سوي حکومت¬هاي جهان به زير پا گذاشته مي¬شود. شکنجه روحي و فيزيکي، توسط حقوق¬دانان دست¬راستي، فاشيست، اسلاميست و غيره توجيحات قانوني مي¬يابد. در همين کشوري که مراسم را در آن برگزار مي¬کنيم، يعني آلمان، تجربيات تلخي را در اين مورد شاهد بوده و هستيم. واقعيت آنست كه زندانيان سياسي آلمان در معرض شديدترين فشارها و شكنجههاي روحي قرار داشتهاند. براي زندانيان سياسي ايران كه سلولهاي انفرادي در رژيم جمهوري اسلامي را تجربه كردهاند، تصوّر سالهاي طولاني و فرساينده ايزولاسيون در زندانهاي سياسي آلمان وحشتناك است. چنين شكنجهاي كه بر روح زندانيان سياسي اثر ميگذارد، بسي ضدانسانيتر و بيرحمانهتر از شكنجههاي فيزيكي است. هدف حكومت و زندانبان، مسخ انديشه و شخصيت مخالفين سياسي در شكنجهگاههاي مدرني موسوم به ايزولاسيون است. رنجآورتر آنست كه صداي اعتراض برعليه شكنجههاي رواني در زندانها، و به طور خاص در آلمان، موجب نشده است كه زندانيان سياسي از چنين شكنجهاي در امان بمانند. هنوز هم، تعدادي از زندانيان سياسي آلمان در شرايط سختي بهسر ميبرند. ما همصدا با تمامي آزاديخواهان و بشردوستان، خواهان رهايي آنان از زندانهاي آلمان هستيم. ايزولاسيون، به عنوان "شکنجه سفيد"، فقط در آلمان کاربست ندارد، بلکه در کشورهاي مختلف و به ويژه آمريکا، اسرائيل، ترکيه و ايران هر ساله گسترش بيشتري مي¬يابد. به گوشه¬اي ديگر در اروپاي متمدن نگاه کنيم: دولت دست راستي اسپانيا، حملات گروه¬هاي دست اسلام¬گرا در مادريد را به مبارزين باسک منتسب مي¬کند تا مخالفت مردمي با کشتار شهروندان عادي را به چماق سرکوب وسيع¬تر مخالفين سياسي در باسک تبديل کند. تکذيب "اِتا" و نيز پذيرش مسئوليت توسط اسلام¬گراها، تغييري در تبليغات دروغين وزير کشور اسپانيا نمي¬دهد. نتيجه چنين تبليغات ناشيانه¬اي، شکست انتخاباتي جناب آزنار (Aznar) و حزب محافظه¬کارش(Volkspatei-PP) است. اعتراض به نقض حقوق بشر سالهاست که عليه ادارات قضايي اسپانيا مطرح ميشوند. آنهم نه فقط از سوي سازمانهاي حقوق بشر خود اين كشور بلكه همچنين از سوي عفو بينالملل، كميسيون حقوق بشر سازمان ملل و اداره ضد كاربرد شكنجه سازمان ملل. تمام اين مجموعه بيش از همه يك چيز را مورد هدف قرار ميدهند: زندان ايزولاسيون، به اين معني كه زندانيان سياسي اسپانيا در دوره بازجويي تا مدت معيني (به عبارت ديگر تا مدت "نامعيني") از هر گونه ارتباط با جهان خارج و هر نوع حمايت حقوقي محروم هستند و مورد بدرفتاري پليس امنيتي قرار ميگيرند. ضرب و جرح، شكنجه با پاكت نايلوني براي خفگي، تيرباران نمايشي، شوك الكتريكي، تجاوز جنسي از جمله موارد بيشماري هستند كه با تأئيد پزشكي مستند شدهاند. همانگونه كه در مورد اعضاي اتا هم گزارش شده است. موضوع به اسپانيا ختم نمي¬شود. امروزه مسئله کنترل تلفني و استراق سمع، امروزه چنان گسترده و بي¬محابا صورت مي¬گيرد که همه ما، فرض را بر اين قرار مي¬دهيم که ارتباطات تلفني ما ضبط مي¬شود و حتي گفتگوهاي "خصوصي"مان را بايستي چند مامور استراق سمع کنترل ¬کنند. به اين ترتيب، بورژوازي خود اولين ناقض حقوقي است که به "حقوق بورژوايي" موسومند. در اين فضاي سياسي سرکوبگرانه، فشار در داخل زندان¬هاي سياسي افزوده مي¬شود و مخالفين پيگير سياسي و مبارزين راه آزادي، تروريست خوانده مي¬شوند. آمريکا و جامعه اروپا، هر کدام بنا به منافع مشترک و يا متضاد خود "ليست¬هاي سياه" تهيه کرده¬اند و با هر تلاطم سياسي، سازمان و يا گروه سياسي ديگري را به ليست سياه خود اضافه مي¬کنند. اين وضع عمومي در کشورهاي جهان، بازتاب به مراتب وخيم¬تري در کشورهاي جهان سوم و به ويژه ايران مي¬يابد.
|