|
حسن شريعتمداري فعال سياسي، فرزند آيتالله شريعتمداري، از بنيانگذاران جمهوريخواهان ملي
|
|
صفحه 2 از 2 حل بحران اتمی ، قبول صلح خاورمیانه، رعایت حقوق بشر و دوری از گروههای تروریست به یک سخن یعنی پایان انقلاب و آغاز نظامی که مدعی نبرد با دنیای متمدن موجود نیست. در چنین حال و هوائی دلیلی بر عدم حضور آمریکا در صحنه سیاسی ایران وجود ندارد. آمریکا در صدد ایجاد چنین حال و هوائی است و برای این منظور رفسنجانی شخصی مناسب به نظرنمیرسد. او حتا اگر مشکلات ذهنی خود را حل کرده باشد، با شناختی که از گذشته او وجود دارد بعید بنظر میآید، بدون تسویه و سرکوب اساسی در صف جبهه ضد آمریکائی و خانه نشین کردن ولی فقیه و نشان دادن ضرب شصت به مدعیان، از عهده تحقق این خواسته که جرج دبليو بوش مُصِر به انجام آنست- و حاضر نیست دیگر زمان بیشتری صرف دفع الوقت بکند- بر نخواهدآمد. به این جهت هم پیمانان او در روحانیت نیز که وجود او را بهعنوان رئیس جمهور مفید میدانند از بال و پر گرفتن زیادش بیم دارند. او دیگر رفسنجانی سابق نیست ، افشای فساد مالی خانواده او و شرکت یا حداقل آگاهیاش از قتلها و ترورهای دگراندیشان و مخالفین سیاسی چهره او را آلوده و به موقعیت و اعتبار اجتماعیاش ضربهاي اساسی زده است. او آنروزها ولی فقیه و سپاه را که امروز با آنان رودرروست با خود داشت. دربهترین حالت، انتخاب او به عنوان رئیس جمهور بحرانهای حاد فعلی نظام را برای مدتی محدود به تأخیر میاندازد ولی چون علاوه بر مسائل لاینحل گوناگون، فشار بین المللی در جهت جوابی اساسی برای مشکلات دیرینه فیمابین، روز افزون است و مسائل از مرحله چانه زنی به مرحله تعیین تکلیف فراروئیده و چون همه نگاهها متوجه تاثیر حضور رفسنجانی برای حل این مسائل میباشد بنا بر این او ناگزیز است نیامده با موانع داخلی نزدیکی با آمریکا دست و پنجه نرم کند. این رودرروئی الزامی با ولی فقیه و دیگر نیروهائی که بنا بهر دلیل جبهه امتناع را تشکیل میدهند در تعادل قدرت موجود خود را به چالشی بی سرانجام و فرسایشی فرو خواهد کاست و مشکلات ساختاری و حقوقی مدیریت موازی نظام را عیانتر خواهد نمود و زبونی آخرین مرد قدرتمند نظام را در حل بحرانهای دامنگیر آن بنمایش جهانیان در خواهد آورد. خلاصه اینکه ، نظام در بین دو سنگ آسیاب فشار روزافزون اجتماعی و فشار بین المللی در شرائط تعادلی لغزان و ناپایداراست . طرح خاورمیانه بزرگ چه بخواهیم وچه نخواهیم در بعضی کشورها با قهر نظامی و در برخی دیگر با انقلابات مخملین و در پارهاي دیگر با فشار دیپلماتیک برای انجام اصلاحات سیاسی و اجتماعی پیش میرود و این تغییرات هرروز دامنه خود را بیکی از کشورهای منطقه میگستراند. میتوان با احتمال بسیار گفت که جبهه امتناع را در ایران و منطقه، این توان نیست که جلو پیشرفت این طرح مهم استراتژیک را بگیرد و تکیه بر روسیه، چین و اروپا حاصلی جز باج دادن و باختن ندارد. این تغییرات در زمانی نه چندان دور دامن ایران را نیز خواهد گرفت . به خصوص که نوک حمله پیکان دیپلماسی آمریکا با شدتی بیسابقه ایران را آماج گرفته است . برای خروج ایران از بن بست کنونی و دور باطل جنگ فرسایشی پر مخاطرهاي که منافع ملی ما را بتاراج میدهد، موقع آن رسیده است که اپوزیسیون نامزدی جدی خود را برای کسب قدرت سیاسی به جامعه مدنی ایران و صحنه بین المللی اعلام و راه حل خود را ارائه دهد. به نظر نگارنده، کارزار انتخابات امکاناتی را به هزینه نظام فراهم میکند که باید از آن استفادهاي بایسته نمود. تحریم انتخابات اگرهم کارساز باشد-که در شرائط کنونی با دیده تردید به آن باید نگزیست- فقط نظام را از تصاحب چند درصد از آرا محروم خواهد نمود بدون این که بر نتیجه کلی آن تاثیر چندانی بگذارد. با سرازیز شدن دلارهای نفتی به جامعه پس از انتخابات، هاشمی سعی خواهد نمود سراب رفاه را جایگزین بحران مشروعیت حاصل از شرکت محدود مردم در انتخابات نماید. کرشمه و ناز با آمریکا نیز مدتی جامعه و جهان را بلاتکلیف خواهد ساخت. آن گروه اپوزیسیون ریشهاي جمهوری اسلامی که سیاست مسالمت و دوری از خشونت را تعقیب میکنند باید از این فرصت استفاده نموده و با معرفی یک کاندیدای مستقل به عنوان نمادین نامزد ریاست جمهوری برای گذار مسالمت آمیز به جمهوری عرفی از امکانات دوره انتخاباتی و حساسیت جامعه، جهان و وسائل ارتباط جمعی بهره گیرد. این نامزد ریاست جمهوری برای دوران گذار باید از حمایت بخش وسیعی از اپوزیسیون برخوردار بوده و دارای وجهه شخصی و اعتبار ملی و محبوبیت مردمی باشد و در قد و قواره نمایندگی اپوریسیون آلترناتیو قدرت بتواند آنانرا در صحنه داخلی معرفی و در صحنه جهانی نمایندگی نماید. او باید طی یک برنامه جامع ضمن ارائه دقیق راههای برون رفت از بحرانهای اجتماعی، ملی و بین المللی دامنگیر ایران بمردم و جامعه جهانی نشان دهد که این مشکلات در چهارچوب این نظام یا هر ترکیبی از دولتمردانش قابل حل نمیباشد و راه حل متمدنانه، گذار مسالمت آمیز از نظام و عمل به برنامه انتخاباتی او در نظام جدید است. او باید اعلام کند که میخواهد از فرصت انتخاباتی صرفاً برای جلب حمایت و پشتیبانی مردم و توجه و همراهی جهانی برای عبور از نظام سود جوید. اپوزیسیون اگر با ارادهاي قاطع و یکپارچه پشت چنین کاندیدائی به ایستد، تعادل لرزان نظام را دچار نوسانات اساسی خواهد نمود و با جلب حمایت مردم و مجامع بینالمللی گامی بلند بسوی معرفی و جا انداختن آلترناتیوی مسالمت جو و مدرن و مقتدر بر خواهد داشت. این کاندیدا و اپوزیسیون پشتیبان او فرصت خواهند داشت که تا رد شدن صلاحیت او که حتماً و بی تردید انجام خواهد گرفت، تبلیغات گستردهاي بنمایند و روز رد صلاحیت را به یک دمونستراسیون ملی برای اعتراض به غیر دموکراتیک بودن انتخابات تبدیل نمایند. این راهکارِ اجرائی نمودن همه خواستهای اپوزیسیون و جامعه مدنی ایران و وسیله وصل و پیوند کوشندگان مدنی، سیاسی و حقوق بشری است و میتواند به عنوان طرح مشترک دیدگاههای مختلف در اپوزیسیون مورد توافق آنان قرار بگیرد. این راه کار صحنه انتخابات را از صحنه چالش بین خودیها به صحنه معرفی اپوزیسیون به مردم ایران و جهانیان تبدیل میکند و هر تلاش نظام برای جلوگیری از این پروژه خود وسیله تبلیغ برای آن خواهد بود . این راهکار میتواند اگر با آن منطقی و بدون تنگ نظریهای رایج برخورد شود طرفداران انتخابات آزاد را به طرفداران رفراندم پیوند زند و از حمایت طیف وسیعی از اپوزیسیون منجمله امضا کنندگان نامه ۵۶۵ نفر در داخل و حمایت کنندگان آن در خارج از کشور برخوردار شود. بکوشیم با دامن زدن به این بحث آنرا عملی کنیم.
|