|
تجربه ي مصدق در چشم انداز آينده ايران
|
|
|
هوشنگ كشاورز
|
|
به ياد دكتر حسين فاطمي و پروانه و داريوش فروهر و علت برپايي كنفرانس مصدق
خانم ها، آقايان و دوستان ، اجازه بفرماييد بدون تعارف و تكليف ، مقدمتان را به كنفرانس « تجربهي مصدق در چشم انداز آينده ايران » خوش آمد بگويم و حضورتان را گرامي بدارم . بر شما پوشيده نيست كه سر زمين ما ايران ، سرزمين بهارانِ كوتاه آزادي و زمستانهاي طولاني و سخت استبداد است. هم اكنون بيش از دو دهه است كه گرفتار سياهترين استبداديم ، استبداد ديني . آميزهاي از سوداگران دين و تيمچه نشينان بازار . هم چنين بر شما پوشيده نيست كه ما در شمار نخستين كشورهاي آسيايي بوديم كه حدود صد سال پيش با انقلاب مشروطه بند استبداد مطلقه سلطنت هاي برخاسته از نظام قبيلهاي را كسستيم و صاحب حقوق فردي و اجتماعي، يعني « قانون » شديم و اكنون صد سالي است كه در تلاش اجراي آنيم و از اين نظر ما با چند دوره روبروييم : يكم : عصر نخستين مشروطه ، كه از انقلاب مشروطه آغاز ميشود و به مدت 19 سال تا پايان مجلس پنجم و شروع سلطنت رضا خان پهلوي ادامه مييابد (1906 – 1935م) نگاهي موشكافانه به اين دوره با همه اغتشاشات جهاني و نابسامانيهاي داخلي ايران ، مردم كشور ما موفق شدند در سايه آزاديهاي بدست آمده از مشروطيت به منشور مدون آزادي و حقوق انساني دست يابند . حقي كه قبل از انقلاب مشروطه فاقد آن بودند و فرق است ميان انساني كه صاحب حق است و حق او غصب مي شود و انساني كه مطلقاً حقي براي طلب كردن ندارد . دور دومي كه ما امكان يافتيم آرمانهاي جنبش آزادي خواهانه و استقلال طلبانه مشروطه را دنبال كنيم و روند عصر نخستين مشروطه را تداوم ببخشيم سالهاي 1320 تا 1332 يعني سالهاي بعد از سقوط ديكتاتوري رضا خاني و برداشتن سرپوش اختناق از جامعه و نتيجتاً تشكيل دولت مصدق بود ، دولتي كه ما امروز بعد از 50 سال در اين جا گرد آمدهايم تا عملكرد دوران كوتاه اما پْر بار آن را مورد بررسي و نقد قرار دهيم ، ما مصدق را از آخرين بازماندگان نسل « معتمدان مردم » و ميراث عصر نخستين مشروطهٍ كه اين دوران را رهبري كرد ميشناسيم، كنفرانس مصدق بررسي و تحليل چنين مجموعهاي را مد نظر دارد تا شايد از اين رهگذر و كوششهايي از اين دست بتواند چراغي فرا راه آينده ايرانِ در بند يافت . اما به من به عنوان كسي كه كوشيده است راه و رسم زندگيش را از مصدق سر مشق بگيرد اجازه خواهيد داد تا خصوصياتي ، كه وي را در مقام رهبري بخشي از تاريخ قرار داده است و به گمان من اين خصوصيات، هم اكنون نيز رمز و راز همبستگي با مردم است، بخشي از آن را به اختصار بر شمرم ؛ يكم : وفاداري به اعتماد مردم، او با پشتبانه اعتماد مردم پا به ميدان سياست گذاشت و در راه پاسداري و حفظ آن در زندان و تبعيد چشم از جهان فرو بست. هم چنين نخستين رهبر سياسياي بود كه سياست را از قصرهاي اشرافي و مجامع خواص به ميان مردم كشيد . دوم : تعهد به « اخلاق سياسي » و اين صفت را كسي واجد است كه كردار و گفتار او قبل و بعد از قضيه قدرت يكسان باشد و نيز از قدرت دولتي براي مال اندوزي سوء استفاده نكند و به هر قيمت براي گرفتن و حفظ قدرت نكوشد او، چنين بود و شواهد بسيار گواه اين ادعا است . سوم : اعتقاد راسخ به آزادي و استقلال كشورش ، دو امر به هم پيوسته اي كه حفظ آن برايش هم چون حفاظت از مردمك چشم بود. خانمها و آقايان، در اين چهار روزي كه كنفرانسِ « تجربه ي مصدق در چشمانداز آينده ايران » را پيش رو داريم، 9 سخنران و دو ميزگرد به نقد و بررسي جنبههاي گوناگون دوسال دولت مصدق خواهد پرداخت ، با اين اميد كه حاصل آن در حد توان ، به كار تلاش مردم ايران در استقرار آزادي بيايد. دست آخر به عنوان يكي از مسئولان كنفرانس مصدق ، دو نكته را ضرور ميدانم ، نخست تاٌكيد بر استقلال اين كنفرانس و آزادي آن از هر تعلق گروهي و سازماني و دولتي است. كليه هزينههاي كنفرانس به وسيله ايرانيان به ويژه ايرانيان مقيم آمريكا تامين شده است كه اسناد كامل آن طي گزارشي نهايي در دسترس همگان قرار خواهد گرفت. نكته دوم، انتشار رسالات كنفرانس است كه به صورت كتاب در آينده در اختيار همگان قرار خواهد گرفت. * قرار بود كه قبل از انتشار كتاب ، خلاصهاي از سخنراني ها براي چاپ ، در اختيار آرش قرار بگيرد . متاسفانه تا آخرين لحظه كه مجله راهي چاپخانه بود ، تنها دو مقاله به دفتر آرش رسيده كه در زير ميخوانيد
|