|
آرش
|
بيست سال از سي ام خرداد سال ۱۳۶۰ گذشت ، و ما اين سال ها را نه به سان زندانيانِ پشت بند 4 كه فرصت شمارش تيرهاي خلاس را نداشتند ، بلكه هر يك سال را به سان عمري زندگي كرديم . زنده مانديم تا هر روز شاهد مرگ عزيزان خود باشيم . عزيزاني چون هيبت الله معيني چاغروند ، بهروز سليماني . روحانگيز دهقاني ، علي رضا شكوهي ، انوش لطفي ، رضا ستوده ، سعيد سلطانپور ، شكرالله پاكنژاد ، محسن فاضل ، فريدون اعظمي، موسي خياباني، تقي شهرام، و هزاران نامدار و گمنامِ ديگر ....
اكنون كه پس از بيست سال از آن سالها و روزها به پشت سر نگاه مي كنم ، به گذشتهاي كه براي جمعي كم رنگ شده و جمعي ديگر ترجيح مي دهند فراموشش كنند و جمعي … چه بگويم . به خود باز مي گرديم . به آن روزها كه اولين اعدام ها صورت گرفت ، من ، و – روشنفكران آن دوره – ما مبارزين ، ما آزادي خواهان ، ما عدالت جويان ، ما ! هيچ يك از ما را اعدام هويدا ، تيمسار رحيمي ، دكتر وليان ، مهندس رياضي ، سرلشگر خسروداد و ربيعي و … آزرده نكرد . از خود مي پرسم چرا آن روزها به خيابان ها نريختيم تا مانع اعدامٍ هويدا شويم ، چرا آن روزها اجازه داديم آن طناب را ببافند و هر روز محكم ترش كنند تا هر زمان كه خواستند ، هر وقت كه نوبت ما رسيد ، به گردن عزيزانمان بياندازند !! به گردن سعيدمان ، به گردنِ حسين اقدامي و گردنِ هزاران نو جوان ديگر . اگر اجازه دهيم آن خونخواري ها فراموش شود ، عزيزانمان را به هيچ گرفته ايم . و اجازه دادهايم كه جنايت مكرّر شود . انگيزه ي تهيه اين پرونده نيز پوزشي است از تاريخ تا با ياد آوري سبوعيت جمهوري اسلامي ايران ، و بي صدايي ما در برابر حكم اعدام . بار ديگر بر ضرورت لغو حكم اعدام پا بفشاريم ؛ پا بفشاريم تا خود ، باني پيروزي زندگي بر مرگ باشيم . آن چه در زير مي خوانيد ، بازگوييِ سبوعيت رژيم اسلامي است از زبانِ زندانيانِ رژيم اسلامي و سلطنتي ( بنفشه ، فائزه فريبا ثابت ، يكي از افرادِ گروه « نودي ها » ، مريم ، عباس مظاهري ، ابراهيم آوخ ، قدرت ) ، مصاحبهاي با ناصر مهاجر در بارهي وضع زندانها ، مقالاتي از : منير برادران ، نجمه موسوي، طيفور بطحايي ، مهدي اصلاني ، يدي ، مجيد دارابيگي ، نعمت آزرم ، بهمن سياوشان ، سياوش ميرزاده ، حسين ابيات و همايون ايراني . شرح كوتاهي از زندگيِ روح انگيز دهقاني و اسمر آذري ، و روز شماري از اعدامهاي سال 60 از مهناز متين و ناصر مهاجر . و در انتهاي پرونده ، شعري از آذر ، زندانيِ سال شصت و دو اوين . * در همينجا از دوستم حيدريان ، كه زحمت پياده كردن تمامِ نوارها را متحمل شده است ، سپاسگزارم ..
پرویز قلیچ خانی
|