header image
 
چرا فرياد نزدم؟ چاپ
نجمه موسوي   
يادآوري كشتارهاي رژيم اسلامي‌،  به همه‌ي عدالت‌خواهان زمين مربوط است‌ . 

ديگر پس از گذشت سال ها مي‌خواستم به ياد نياورم اين همه درد را كه زندگي كرده بودم- كه زندگي كرده بوديم . اكنون كه نيمه جاني دربرده ام مي‌خواستم به پشت سر كمتر نگاه كنم. چرا كه نمي خواستم آينده را از دست بنهم . مي خواستم پيش رو را چون افقي تابان ببينم كه در آن فرزندانمان چون شاخه‌هايي سبز در كنار ريشه‌هاي سوخته اي كه ما باشيم سر بكشند. مي‌خواستم فرزندم دردم را نخوانُد‌.
و حالا تازه چند وقتي بود كه خواب‌ هاي آشفته رهايم كرده بودند‌‌، ديگر از سوختنِ ايران در ميان آتش و دود خبري نبود‌. ديگر در خواب گلويم را گلوله‌اي نمي شكافت تا در نيمه‌ هاي شب عرق‌ريزان و پريشان از خواب بيدار شوم و تا صبح بيدار بمانم.
ديگر هر صدا مرا به كوچه‌ هاي كودكي‌ام نمي‌كشاند . ديگر كم‌ كم عكس آن عزيز هم‌، با لبخندٍ جاودانهٍ و نگاه زنده‌ اش كه همه تيرهاي جهل قادر به كشتن‌اش نيستند ، از روي ميز كارم به كتابخانه منتقل شده بود‌.
ديگر تازه مي‌خواستم از بادي كه چهره‌ ي آب را نوازش مي‌كرد بنويسم كه يكي گفت‌ : ميداني كه سالگشتٍ سي خرداد 60 است‌.
سري تكان دادم تا حرفي نزده باشم،
من مي‌خواستم كنار درياچه ي نزديكٍ خانه‌ام بنشينم و فقط به آب نگاه كنم و هيچ به ياد نياورم كه در سال 60 چه گذشت و سال 67 و سال 70 و همه سال‌ هاي ديگرٍ اين بيست سال‌، اما خيالم از من گريخت ، رفت به خواب‌ها‌، به يادها‌، خاطره‌ ها، به محبس‌ها ، فريادها‌، به پرتاب سنگ‌ ها‌، گلوله‌ ها‌، به نسرين ها‌، سعيد‌ها، به فرارها‌، گم كردن‌ها‌، دوباره يافتن ها‌، نيافتن ها‌، سخن نگفتن‌ ها‌، سر بلند مردن ها ، سخن گفتن‌ها ، دريده شدن‌ها‌ ، بردار شده ها .
آه‌، مي‌خواهم به آب نگاه كنم و باد‌- مي‌خواهم آب را ببينم و باد را‌. مي‌خواهم نوازش كردن‌ها‌… اما سر بريدن‌ ها‌، تجاوز كردن‌ ها‌.
مي‌خواهم سبز را ببينم  …اما زمين را سرخ كردن‌ها .
مي‌خواهم شعر بگويم‌، از آب و از باد‌، از آواز و از سار‌… اما دوباره داس ديدن‌ها‌ .

*****
تاب مي‌خورم‌. از يقين به مرگ ، از مرگ به ترديد و سپس به تبعيد مي‌رسم‌. به زماني كه صداي برزمين افتادن‌ ، صداي ايستاده مردن‌ ، صداي آونگ شدن‌ ، صداي نبودن ، شب‌ هايم را بيداري كرده بود‌. كلام ، جاي خواب راگرفته بود‌، پرسش جاي پاسخ را‌ : طبلٍ شب كي دريده مي‌شود‌؟
« مي‌سوزد و گُر نمي‌گيرد شب
رطوبتٍ خونِ مانده
در هر رگش ، مي‌تپد‌.
طبلٍ شب كي دريده مي‌شود‌؟ »

طبلٍ شب دريده نمي‌شود‌.. طبل شب با دست‌ هاي نامرئي نواخته مي‌ شود‌- روز و شب‌- شب و روز‌. به آهنگٍ تك تير‌، به آهنگٍ رگبار‌ . به ضرب زنجير‌. به ضرب شلاق‌.
طبل نواخته مي شد تا صداي صف‌ هايي كه به سمت چوبه‌ هاي دار مي‌روند را همساز كنند .
تا آونگٍ هياكلِ آويخته از جرثقيل‌ها را به ساز كند .
تا صداي زنداني « آخرين صداي صداها » نباشد‌.
طبل نواخته مي‌شد‌. كميسيون دفاع از قورباغه‌ هاي حومه‌ي لندن تشكيل مي‌شد‌. چپ و راست تقسيم مي‌شد‌. زندان‌ هاي جديد ساخته مي‌شد‌. زندان‌ ها پرتر مي‌شد‌. چپ به چپ و چپ‌تر تقسيم مي‌شد‌. طبل نواخته مي‌شد‌. كميسيوني براي نجاتِ اعدامي‌ها ساخته نمي‌شد‌. خوراندنِ سم ، به حلزون‌هاي جنوب فرانسه ممنوع مي‌شد‌. حكم اعدام لغو نمي‌شد‌. طبل نواخته مي‌شد‌. بي‌دين از منافق جدا مي‌شد‌. اما در مرگ درهم مي‌شد‌. تحليل داده مي‌شد‌. انقلابي و ضدانقلابي دوباره تعريف مي‌شد‌. جنگ مي‌شد ‌، ملي و ميهني مي‌شد‌. اما كميسيوني براي قطع جنگ تشكيل نمي‌شد‌. كميسيوني براي قطع طبل تشكيل نمي‌شد‌. سال 60‌، سالِ 67 مي‌شد‌. طبل نواخته مي‌شد‌. پوينده خفه مي‌شد . سيرجاني دستگير مي‌شد‌. كيانوري مسلمان مي‌شد‌. سيرجاني توبه‌ كار مي‌شد‌. انسان شكسته مي‌شد‌. طبل نواخته مي‌شد‌.در لندن كودكِ چهار ساله‌اي با ضرب و شتمِ دو كودكِ پرسال‌تر كشته مي‌شد‌. عزاي عمومي اعلام مي‌شد‌. در ايران 246 جوان در يك شب تيرباران مي‌شد . طبل نواخته مي‌شد‌. طبل نواخته مي‌شد و از صداي گوش خراشش ، ايران هر لحظه خالي‌تر مي‌شد. و هيچ كميسيوني براي دفاع از حقوق بشر تشكيل نمي‌شد‌.
بشر لگدمال مي‌شد‌. بشر ناديده گرفته مي‌شد‌. نفت فروخته مي‌شد‌. طبل نواخته مي‌شد‌.

طبل شب دريده نشد اما‌!
تا آن كه درد
جذب ذره‌هاي هوا شد
و حسرت
تا هميشه ، باقي ماند‌
حسرتِ آن فريادي كه براي نجاتِ جانِ اولين اعدامي نزديم!

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.