header image
 
شكنجه چاپ
بهروز ارمقاني   
رفتن به
شكنجه
صفحه 2

آن شب كف پاهايم متلاشي شده بود و مچ‌هاي پايم در اثر لغزش درون طناب زخمي بود . مرا به بهداري منتقل كردند و پاهايم را تا زانو پانسمان كردند‌. بعد از پانسمان مرا به راهرو منتقل كرده و به نكهبان گفتند كه اين نبايد تا صبح بخوابد .
صبح مرا به اطاقي كه آپولو در آن بود بردند‌. نا گفته نماند كه روز قبل از من پرسيدند كه آيا تا به حال بيماري قلبي داشته‌ام يا نه ؟! كه من در جواب گفته بودم نه . در اطاق آپولو‌، علاوه بر بازجوها و شكنج‌گران ، پزشك و پرساري هم بود و برانكارد و آمبولانس هم آماده نگهداشته بودند .
آپولو چيست ؟
از اپولو در زندان‌هاي اسرائيل عليه مبارزان فلسطيني استفاده مي‌شود . چگونگي استفاده از آپولو را ساواك شاه از موساد (‌سازمان امنيت اسرائيل‌) آموخته بود .
آپولو تشكيل شده است از يك نيمكت (‌كه محصلين مدارس روي آن مي‌نشينند‌) كه مرا روي آن نشاندند كه پشتم رو به ديوار بود و پاهايم روي نيمكت درازكش . مرا كاملاً لخت كردند . پاهايم را از مچ پا زير پرس گذاشتند ؛ اين پرس مانند آچارهاي لوله‌گير مي‌باشد كه لوله كش‌ها براي بريدن لوله‌هاي فلزي – لوله فلزي را با آن محكم نگهميدارن تا لوله را ببرند – از آن استفاده مي‌كنند‌. دو طرف نيمكت دو تخته‌ي چوبي قرار داشت كه دست‌ها را در فاصله‌ي بين مچ تا بند انگشتان زير پرس قرار دهند‌. دست چپم را طوري زير پرس قرار داده بودند كه تا دو ماه عصب دستم كار نمي كرد . عملاً بند جديدي در فاصله‌ي مچ‌ تا بند انگشتانم ايحاد شده بود‌. يك تيم شكنج‌گر همراه با بازجويان‌، چندين شكنجه را همزمان پيش مي‌بردند‌.
مچ هر دو پا و هر دو دستم زير پرس بود‌، از سقف ظرف فلزي سنگيني – مانند ديگ كه از سقف آويزان بود – پايين مي‌آمد و طوري روي سرم قرار مي‌گرفت كه سر و صداي خودم در گوشم منعكس مي‌شد . يك نفر كف پاهايم را شلاق مي‌زد‌، پرس‌هاي دست و پايم را محكم مي كردند ، آتش سيكار را روي بازوهايم مي‌گذاشتند تا خاموش شود ، با باتوم برقي به بازوهايم مي‌زدند كه جريان الكتريسته بدنم را به رعشه در مي‌آورد ؛ آلت تناسلي‌ام را داخل دو تكه تخته كه توسط لولا به هم متصل شده بود قرار داده و فشار مي‌دادند‌؛ يك نفر شمع روشن مي‌كرد و قطرات شمع را روي سينه و شكم و رانم مي‌ريخت‌؛ وقتي ديگ فلزي را از سرم بر مي‌داشتند فرياد مي‌كشيدم و در اين حال كبريت روشن را درون دهانم مي‌ريختند .
از كف پاهام و مچ هام و از اكثر بدنم خون جاري بود و در اين حال چشم‌هايم نيز بسته بود . اين برنامه از صبح شروع شده بود و نمي‌دانم تا چند ساعت ادامه‌ داشت . بعداً يكي از زندانيان سياسي كه با من هم بند بود برايم تعريف كرد كه آن روز در اطاق بازجويي بوده و تا ظهر صداي فرياد مرا از اطاق شكنجه شنيده است .
در اثر اين شكنجه‌ها حدود 2 ماه همراه ادرارم خون جاري بود و در مدت ده روز اول كاملاً خون بود . دستگاه گوارشي‌ام مختل شده بو‌؛ در اثر شلاق و آويزان شدن اكثر بدنم سياه شده بود‌، در اثر سيلي‌ها پرده هر دو گوشم پاره شده بو. براي رفتن به دستشويي و اطاق بازجويي دو نفر مرا حمل مي‌كردند‌، در اطاق بازجويي هم تنها مي‌توانستم بنشينم .
در اين نبرد نابراي ، شكنجه‌گران شكست خوردند و صدها مبارز راه آزادي به پيروزي رسيدند .



« مطلب قبلی
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.