header image
 
گفت‌ ‌و‌گو با حيدر در باره ی کتابِ «‌شورشيان آرمانخواه‌» چاپ
پرويز قليچ‌خاني   
رفتن به
گفت‌ ‌و‌گو با حيدر در باره ی کتابِ «‌شورشيان آرمانخواه‌»
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14

حيدر‌
من مي‌خواهم اينجا نكته‌اي را بگويم در مورد چه قبل و چه بعد از انقلاب ، ضمن اين كه ما بايد به افراد رجوع كنيم تا ببينيم چه مي‌گويند بايد ببينيم به چه فردي هم رجوع كرده‌ايم و چقدر در جريان بوده . اين فرد تا چه حد دقيق صحبت مي‌كند‌. افرادي هستند كه دقيق به خاطرشان نمانده‌. افرادي هستند كه به عمد و يا به سهو چيزهايي يادشان رفته و يا چيزهايي غيرواقعي مي‌گويند ، اين‌ها محتمل است . مثالي مي‌زنم، ما در مورد انشعاب اقليت-اكثريت مصاحبه‌هايي كرديم ، ولي مي‌بينيم افراد مختلف حرف هاي مختلف زده‌اند كه در مواردي با هم نمي‌خواند. يعني در مورد رجوع به افراد مطلع‌، گفته‌ها را بايد حتي‌الامكان به اسنادي متكي بكنيم كه در تفاوت گفتارها بفهميم كدام درست و كدام نادرست است‌. و كار ساده اي نيست‌.
س : در واقع بايد روايت‌هاي مختلف را شنيد تا ديد كه كدام روايت به واقعيت نزديك‌تر است‌. ولي اين كاري است كه اين كتاب به هيچوجه انجام نداده و ديدگاه‌ها و روايت‌هاي گوناگون را كنار هم نگذاشته‌، و تازه منابع اطلاعاتي‌ آن هم افرادي‌ست كه يا از جريان فدايي بسيار دور بوده‌اند و يا خود از ديگران شنيده‌اند‌. نظر شما‌، در مورد اطلاعاتي كه در اين كتاب مطرح شده چيست‌؟
حيدر‌
در كتاب اطلاعات زيادي راجع به سازمان فدايي مطرح شده و حكم‌هاي مختلفي نيز عنوان گرديده است. در بخش يادداشت‌هاي متن نيز خواننده به اسناد زيادي رجوع داده شده است. در نگاه نخست چنين به نظر مي‌رسد كه كار تحقيقي بسيار پردامنه و مستندي صورت گرفته است و تاريخچه‌اي كه نوشته شده، به لحاظ تاريخي مستند و دقيق است. حال آن كه اگر كتاب را دقيق‌تر بخوانيم و حول آن تأمل كنيم، روشن مي‌شود كه چنين نيست. در كتاب در مواردي اطلاعاتي مطرح شده كه براي دانستن نادرستي آنها نياز به تحقيق چنداني نيست و حتا كساني كه از دور هم دستي بر آتش داشته‌اند با مرجعه‌اي ساده به اسناد معتبري كه منتشر هم شده مي‌توانند به نادرستي اين اطلاعات پي‌ببرند. من فقط به نمونه‌هايي از آن اشاره مي‌كنم كه به نظر غلط‌هاي بسيار پيش‌پاافتاده است ولي در يك كار تحقيقي و مستند اهميت دارد: كتاب مي‌نويسد عمليات حمله به پاسگاه سياهكل را يك تيم شانزده نفره چريكي به رياست علي اكبر صفايي فراهاني انجام داد و در يادداشت‌هاي متن نيز اسامي اين شانزده نفر را آورده است. بگذريم از اين كه دسته چريكي رييس نداشت و صفايي فراهاني فرمانده دسته بود ولي همه مي‌دانند كه دسته چريكي كوه 9 نفر بودند نه 16 نفر. در تاريخچه گروه جزني كه رفيق بيژن نوشته، در جمع‌بندي سه ساله اينها همه به روشني ذكر شده، هر ساله در سالروز نوزده بهمن هم تكرار مي‌شود‌. 16 نفر از كجا آمده؟ مجموع تعداد اعضا گروه جنگل( شهر و كوه) هم كه ۲۲ نفر بوده است.
تاريخ شهادت رفيق پرويز پويان ارديبهشت ۵۰  ذكر شده حال آن كه خرداد سال ۵۰ است.
عليرغم اين كه در پيوست گاه شمار اعدام رفيق مسعود احمدزاده به درستي اسفند ۵۰ذكر شده در اغلب جاهاي ديگر ۵۱ آمده كه نادرست است.
تاريخ اعدام عباس شهرياري در متن كتاب فروردين سال ۵۴ و در گاه‌شمار، اسفند ۵۳ ذكر مي شود كه اولي نادرست است.
نقل قولي از رفيق بيژن كه در رابطه با خميني آورده است نادقيق است و با كمي دقت روشن مي‌شود.
در رابطه با نظرات رفيق بيژن گفته شده كه اين رفيق تبليغ سياسي را پاي دوم جنبش مي‌ناميد. حال آن كه چنين نيست و رفيق سازماندهي مبارزات سياسي-صنفي و كنار گذاشتن بخشي از رفقا براي سازماندهي اين مبارزات را پاي دوم جنبش مي ناميد.
در موارد زيادي كتاب اطلاعاتي را مطرح كرده و حكم‌هايي را صادر كرده است كه نادرست مي‌باشند. بخشي از اين اطلاعات متكي به هيچ گونه سندي نيست و معلوم نيست از كجا اخذ شده است. بخشي هم به منابعي رجوع داده مي‌شود كه معتبر نيستند.
فقط به نمونه‌هايي چند اشاره مي‌كنم. حكم‌ها و اظهار نظرهايي كه كتاب درباره‌ي نظرات و كاراكتر و نقش حميد اشرف مي‌كند، بر چه پايه‌اي و بر اساس كدام گفته‌ها و نوشته‌ها استوار است؟ منابع آن كدام است؟ معلوم نيست‌.
در كتاب دوره 57-1349 به دو مرحله تقسيم مي شود و گفته مي‌شود كه در مرحله اول، بين سال‌هاي 54-49 كه حميد اشرف هنوز زنده است، تزهاي احمدزاده خط مشي رسمي سازمان تلقي مي‌شد و در مرحله دوم، بين سال‌هاي 57-55 خط مشي جزني پذيرفته شد. اين مرحله‌بندي كه كاملاَ غلط است بر كدام اسناد متكي است؟ مراجعه به نبرد خلق شماره 6 سال 54 و نبرد خلق شماره 7 سال 55 كه قبل از شهادت رفيق حميد اشرف انتشار يافته و نظرات رفيق بيژن مورد تأييد قرار گرفته نادرستي اين حكم را روشن مي‌كند كه اتفاقاَ خود كتاب به نبرد خلق 7 در جاي ديگر اشاره مي‌كند. كتاب عنوان مي‌كند كه چريك‌ها در ابتدا جبهه‌اي از گروه‌هاي ماركسيستي بود و بعداَ به سازمان تبديل شده است و ما را به كتاب مهدي تهراني رجوع مي‌دهد. آخر مگر مهدي تهراني از درون سازمان خبر داشته كه بتواند در اين مورد نظر بدهد؟ ده‌ها نفر ديگر هستند كه مي‌توانند در اين مورد نظر بدهند. همه مي‌دانند كه از همان اول چريك‌ها يك تشكيلات واحد و منسجم و متمركز بود و نه يك جبهه وگرچه كلمه سازمان بعداَ به نام اضافه گرديد ولي اين نه تبديل از يك جبهه به يك سازمان، بلكه مرحله‌اي از تكامل سازمان بوده است.
تعداد و اسامي اعضا مركزيت و هيئت اجرايي سازمان كلاَ غلط ذكر شده است.يا عنوان شده كه حيدر در جلسات كميته مركزي شركت نمي‌كرد، اينها را از كجا آورده؟ معلوم نيست. رفقا مي‌دانند تا موقعي كه استعفا دادم يك جلسه هم نبود كه شركت نكرده باشم.

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.