|
گفت وگو با حيدر در باره ی کتابِ «شورشيان آرمانخواه»
|
|
|
پرويز قليچخاني
|
|
صفحه 13 از 14 البته كم نبودند رفقايي كه اين راه حل برايشان قابل هضم نبود. حتا رفقايي كه خود اين ترورها را انجام دادند برايشان اين كار آسان نبود و يك بار با رفيق خشايار سنجري راجع به يكي از اين تصفيهها صحبت ميكرديم و هر دو از پيش آمدن چنين مسايلي ناراحت بوديم. البته آن موقع نگرشها نسبت به مسايل متفاوت بود و اين را بيشتر به حساب سخت مبارزه ميگذاشتيم و به انحراف خودمان واقف نبوديم ولي به هر رو ناراحت بوديم. رفيق خشايار گفت با يكي از رفقا كه يكي از اين تصفيهها را انجام داده بود در اين باره صحبت داشته و آن رفيق (كه من اسماش را نميدانم) به خشايار گفته بود وقتي تصميم گرفته شد اين عمل را انجام دهد، قادر به اين كار نبوده است ولي، براي آن كه بتواند اين عمل را انجام دهد چهرهي رفقايي را كه ميشناخته زير شكنجه پيش خود مجسم ميكرده تا بتواند اين عمل را تمام كند. او مدتها حالت عادي نداشته و اين عمل به صورت كابوسي رهايش نميكرده است. اين را هم بگويم كه موارد ديگري از اين قبيل پيش آمده كه برخورد درستي صورت گرفته است. يكي از اين موارد در مورد رفيق انوشيروان لطفياست. رفيق انوشيروان در طول مبارزه خود نشان داد كه آدم بسيار مقاومي بود. در سال 53 پس از آزادي از زندان با سازمان ارتباط گرفت و قرار شد كه تحت مسئوليت رفيق خشايار سنجري همراه محمود نمازي و فرشيدي در تيمي سازماندهي شوند. در روند تشكيل تيم، رفيق لطفي خيلي صادقانه با رفقا مطرح ميكند كه دچار ترديد شده است و مطمئن نيست كه بتواند بكشد و در تيم قرار بگيرد. رفقا برنامه را تغيير ميدهند و در جهت تدارك امكاناتِ ديگري براي تشكيل تيم حركت ميكنند. به رفيق لطفي هم ميگويند مسئلهاي نيست و روي مسئله فكر بكند و در حدي كه آمادگي دارد در ارتباط با سازمان فعاليت خود را ادامه دهد. رفيق لطفي پس از مدتي به رفقا گفته بود كه بر ترديد خود غلبه كرده و آمادگي قرار گرفتن در تيم را دارد. او در تيم قزوين قرار گرفته بود. در جريان ضربه به تيم قزوين رفيق انوشيروان لطفي زنده دستگير شد و قهرمانانه زير شكنجه مقاومت كرد تا بدان حد كه تهراني بازجو در دادگاه پس از انقلاب كه از تلويزيون پخش شد از رفيق لطفي به خاطر شكنجههاي وحشيانهاي كه در مورد او انجام داده بود معذرت خواست. مسئله تصفيههاي فيزيكي موضوعي بود كه بين رفقا بحث مي شد. رفقايي موافق بودند، رفقايي مخالف. و رفقايي هم ترديد داشتند و من خودم جزو اين بخش سوم بودم. مسئله تصفيهها به تدريج به بحثي جدي بين رفقاي داخل و رفقاي خارج و گروه ستاره تبديل شد. قضيه از اين قرار بود كه رفقا چنگيز (محسن نوربخش) و داداشي (خسروي اردبيلي) از مرز عراق براي حمل سلاح رفت و آمد ميكردند. اگر اشتباه نكنم بارآخري كه به ايران ميروند در خانهاي كه بودند رفيق علي اكبر جعفري به آنها ميگويد فلان رفيق را ترور كرديم. آن رفيق را رفيق چنگيز ميشناخته و به شدت ناراحت ميشود. پس از بازگشت به خارج اين مسئله را با رفقاي خارج و رفقاي گروه ستاره مطرح ميكند. و مسئله تصفيهها به بحثي جدي بين رفقاي خارج، رفقاي گروه ستاره و رفقاي داحل تبديل ميشود. از آنجا كه بين گروه ستاره و سازمان، بحثي حول استالين و استالينيزم جريان داشت، آنها اين تصفيهها را نشاه استالينيزم و تصفيه نظري در سازمان قلمداد ميكردند. ولي واقعيت اين است كه اين تصفيهها ارتباطي به مسايل نظري نداشت و اساساً تصفيه نظري نبود. بلكه در رابطه با مسائل امنيتي بود. رفقاي خارج و گروه ستاره با چنين ديدي به تصفيهها انتقادات جدي داشتند كه طي نامه به داخل فرستادند در پاسخ به اين انتقادات رفيق حميد اشرف نامهاي به رفقا حرمتيپور و اشرف دهقاني در باره توضيح تصفيهها و دلائل آن و اين كه تصفيهها جنبهي نظري نداشته است مينويسدو اين احتمالاُ همان نامهاي است كه بدست پليس آلمان افتاد و كتاب «شورشيان آرمانخواه» به آن اشاره ميكند و اشتباهاً نامه جعفري به حرمتيپور ذكر ميكند. در سازمان نطرات مختلف وجود داشت و درج نطرات مختلف در نشريه تبليغ مسلحانه كه نشريه ويژه بحثهاي دروني بود. اين موضوع را اثبات ميكند. س : لازم ميدانم هم اينجا نكتهاي را در مورد مصطفي شعاعيان مطرح كنم. او با شخصي به نام پرويز صدري زندگي ميكرد كه فارقالتحصيل پليتكنيك بود و نارنجك دستيها را ميساخته. مادر شايگان ميگويد كه او فقط دو بار پرويز را ديده. و مرضيه اسكويي هم او را ديده بود. در اواخر سال 53 (اگر تاريخ درست يادم باشد)، حسن صدري كه از بچههاي پليتكنيك بود و حسين صدري كه قهرمان شيرجه تيم ملي ايران در دانشگاه تهران و خواهرشان كه دكتر بود، توسط ساواك24 ساعت بازداشت شدند. بعد از آزادي، حسين- كه از لحاظ سياسي، تاثير زيادي روی من داشت-گفت كه ساواك در آخرين لحظه كه آن ها را آزاد مي كرد گفته است اسنادي به دست ساواک افتاده كه مصطفي و پرويز را سازمانشان مي خواهد تصفيه كند. و گفته بودند كه اگر به شما پناه آوردند ما حاضر به كمك به آنها هستيم. در ضمن بعدها مصطفي شعاعيان در نامههايي كه با سازمان گفتو گو دارد، اشارهاي به اين موضوع مي كند. حالا معلوم نيست در مورد مصطفي شعاعيان تصميمهايي گرفته شده بود يا نه؟
|