|
فريدون
|
|
در مصاحبه با عباس هاشمي (هاشم) ، اولين مسئول سازمان در تركمن صحرا ، سؤالي در مورد وقايع تركمن صحرا داشتيم. از آنجا كه بعد از هاشم ، فريدون - از مبارزان قديمي سازمان فدائيان، كه روزهاي اول انقلاب توسط مردم از زندان آزاد شد - مسئول تركمن صحرا شده بود ، به سراغش رفتيم و نظر او را در مورد برخورد كتاب «شورشيان آرمانخواه» به وقايع تركمن صحرا ! جويا شديم !؟ آنچه در زير ميخوانيد پاسخ اوست به پرسش ما . آرش
دوستان عزيز دست اندر كار آرش
برخورد يك جانبه و «تاريخنگاري» سهلانگارانهي آقاي مازيار بهروز در كتاب « شورشيان آرمانخواه» دربارهي بسياري از وقايع سياسي مهم دهههاي اخير ايران بخصوص مسائل مربوط به فداييان خلق، مرا بر آن داشت تا به عنوان فردي آگاه از مسائل تركمنصحرا طي سال هاي اوليه بعد از انقلاب، وقايع مهم آن ديار را بدان گونه كه اتفاق افتاد، و تا آنجا كه حافظه ام ياري كند مختصراً شرح دهم. در اين مختصر به هبچ وجه قصد آن نبوده است كه سياستهاي فداييان خلق در تركمنصحرا نقد و بررسي گردد، كه اين نيز به نوبهي خود ضروري و آموزنده است؛ بلكه منظور ارائهي تصويري در حد امكان واقعي و بيغرضانه از مبارزات مردمي است كه براي رهايي از ستم طبقاتي و ملي به پاخاستند، و جنبش عميقاٌ تودهاي آنها به وسيلهي مدعيان حمايت از « مظلومان» بيرحمانه سركوب شد . بي گمان نقش فداييان خلق در جنبش دهقانان و زحمتكشان تركمنصحرا عليرغم كمي و كاستيهاي آن، ميبايست به عنوان يكي از صفحات درخشان مبارزات تودهگير آنان مورد تاكيد قرار گيرد. ***** تركمنصحرا دشتي حاصلخيز با امكانات كشاورزي بينظيري است. بخش اعظم زمينهاي كشاورزي منطقه طي سالهاي حكومت پهلوي از دهقانان سلب مالكيت شده و به بنياد پهلوي، امراي ارتش شاه، درباريان و نزديكان خانوادهي سلطنتي تعلق گرفته بود. تودهي عظيمي از دهقانان تركمنصحرا در قطعه زمينهاي كوچكي كه به هيچ وجه كفاف زندگي آنها را نميداد به كشت و كار اشتغال داشتند. گروههاي بزرگ ديگري نيز به مرور به كارگران كشاورزي تبديل شده بودند . مهاجرين زابلي بخش ديگري از كارگران كشاورزي منطقه را تشكيل ميدادند و در شرايطي غيرانساني و سخت زندگي ميكردند. با اوجگيري مبارزهي آزاديخواهانهي مردم ايران در سال 1357 بسياري از زمينداران بزرگ از منطقه ي تركمنصحرا گريختند، و در آستانهي انقلاب زمينهاي وسيعي بدون سرپرست رها شده و روستاييان با ناباوري سير وقايع را تعقيب ميكردند. زمزمه براي بازپسگيري زمينهاي « غصب شده » به گوش ميرسيد و گروه هاي هوادار فداييان خلق در اين راه پيشقدم شدند. هواداران فداييان خلق در تركمنصحرا كه به طور عمده از مبارزان تركمن تشكيل شده بود، بسيج و سازماندهي دهقانان را آغاز كردند و با پيروزي انقلاب در تماس مستقيم با سازمان امر سازمانگري جنبش دهقانان و زحمتكشان تركمنصحرا را پيش بردند. شوراهاي روستايي با شركت فعال اهالي در روستاها تأسيس و ادارهي كشت و كار و توليد زمينهاي بزرگ زمينداران فراري را به عهده گرفت. بلافاصله« ستاد مركزي شوراهاي تركمنصحرا» به عنوان ارگان سازمانده، هدايتگر و هماهنگكنندهي شوراهاي روستايي تأسيس شد. شور و شعفي باورنكردني در منطقه حاكم بود و روستاييان ستم كشيدهي تركمنصحرا فداييان خلق را ناجيان خود يافتند. اين پيوند كه روز به روز عمق و وسعت مييافت به هيچ وجه خوشايند حاكمان جديد نبود. عوامل جمهوري اسلامي، مرتجعين محلي و زمينداران بزرگ در جبههاي وسيع عليه طليعهي آزادي در روستاهاي تركمنصحرا به توطئه پرداختند، و جنگ تحميلي اول گنبد را در فروردين ماه 1358 به مردم محروم تركمن صحرا تحميل كردند. دهقانان تركمنصحرا كه ناباورانه مورد هجوم پاسداران مسلح جمهوري اسلامي قرار گرفته بودند به دفاع از خود ايستادند و در نبردي نابرابر تعداد زيادي از فرزندان و پيشاهنگان خود را از دست دادند. فداييان خلق در تركمنصحرا متحمل تلفات سنگيني شدند. فداييان در تلاشي سياسي و با اعزام هيئتي به منطقه از ادامهي جنگ جلوگيري كردند و درگيري پس از مدت كوتاهي خاتمه يافت. جنگ اول گنبد، دهقانان را هشيار و در حفظ و تعميق دستاوردهاي خود مصمم كرد. فداييان كادرهاي بيشتري به منطقه اعزام داشتند تا به همراه همرزمان تركمن خود از بروز خشونت جلوگيري كنند و جنبش دهقاني را تعميق بخشند. مبارزهي دهقانان و زحمتكشان تركمنصحرا پس از جنگ اول، عمق بيسابقه يافت. شوراهاي دهقاني تقريباٌ تمام روستاهاي منطقه را دربرگرفت و كنگرهي سراسري شوراهاي دهقاني تركمنصحرا كه نمود برجسته اي از اتحاد شوراهاي دهقاني بود برگزار گرديد. ارگان ديگري كه از همان آغاز فعاليت روشنفكران و مبارزان تركمن در منطقه شكل گرفته بود « كانون فرهنگي و سياسي خلق تركمن» بود. البته سابقهي فعاليتهاي فرهنگي و هنري روشنفكران تركمن به زمانهاي دور برميگردد اما كانون توانست تلاشهاي آنها را سازمان دهد و با همت آنها با اشاعه خط و زبان تركمني و انتشار آثار و مقالات شعرا و متفكرين خلق تركمن هر چند در حدي محدود بپردازد. كانون هم چنين به تعليم و آموزش جوانان تركمن ميپرداخت و كتابخانههايي در روستاهاي منطقه برپاكرد. تسلط شوراهاي تركمنصحرا بر مناطق روستايي ، موقعيت آنها در سازماندهي توليد كشاورزي، حمايت وسيع تودهاي از« ستاد مركزي شوراها» و « كانون فرهنگي-سياسي خلق تركمن» ، نفوذ فداييان خلق و استقلال نسبي منطقه از حكومت مركزي، زمينه هاي توطئهي انحصارطلبانهي حاكم براي سركوب جنبش دهقانان تركمنصحرا بود. سران جمهوري اسلامي به هيچ وجه توان تحمل تحولات تركمنصحرا را كه ميتوانست الگويي براي ساير نقاط كشور باشد، نداشتند و از همان آغاز در فكر سركوب آن بودند. در چنين اوضاعي هنگامي كه مردم تركمنصحرا به همراه فداييان خلق درصدد برگزاري مراسمي به مناسبت 19 بهمن ، سالگرد تأسيس سازمان بودند، جنگ دوم تحميلي به مردم تركمن صحرا تدارك ديده شد. (بهمن ماه 135) دو روز قبل از راهپيمايي چهارتن از مسئولان و چهرههاي سرشناس ستاد مركزي شوراهاي تركمنصحرا، توماج، مختوم، واحدي و جرجاني كه نفوذ تودهاي زيادي داشتند، شبهنگام در حالي كه با اتومبيل به خانه ميرفتند توسط پاسداران مسلح ربوده شدند. دو روز بعد تلاشها براي يافتن آنها بينتيجه ماند. شاهدان عيني ربوده شدن آنها را اطلاع دادند و تلاش مسئولان سازمان براي رهايي آنها به نتيجه نرسيد. هشدار مبني بر بروز ناآرامي غير قابل كنترل نديده گرفته شد. پاسداران به تحريك و بسيج نيروي نظامي پرداختند و از ارتش ياري خواستند. اين امر خشم و نفرت روستاييان تركمنصحرا را برانگيخت و باعث شركت هرچه وسيعتر آنها در راهپيمايي روز 19 بهمن شد. راهپيمايي آغاز شد و جمعيت آرام در صفوف منظم به حركت درآمد. عوامل سپاه پاسداران با پرتاب نارنجك تظاهرات آرام مردم را به خون كشيدند و به شيوهي معمول به روي مردم آتش گشودند. روستاييان خشمگين به مغازهها حمله كردند و بدين ترتيب نيروهاي آمادهي رژيم با تانك به مردم بيدفاع حمله بردند. خانههاي آنها را خراب كردند. دفاتر« ستاد مركزي شوراها» و « كانون فرهنگي-سياسي خلق تركمن» را اشغال و به ستاد عملياتي و نظامي خود عليه مردم تركمنصحرا تبديل كردند. تركمنها از وحشت انتقامجويي خانه و كاشانهي خود را رها كرده و به روستاها پناه بردند. خلخالي به منطقه اعزام شد و به فاصلهي كوتاهي اجساد تيرباران شده ي قهرمانان مردم تركمنصحرا، توماج، مختوم، واحدي و جرجاني زير پلي در نزديكيهاي گنبد پيدا شد. بعدها خلخالي به تيرباران رهبران خلق تركمن اعتراف كرد و پرده از اين جنايت رژيم كه بر هيچ كس پوشيده نبود برداشت. پس از جنگ دوم، مبارزهي دهقانان و زحمتكشان تركمنصحرا در روستاها ادامه يافت. رژيم قادر نبود اين دستاورد بزرگ را نابود كند و بعدتر تلاش كرد با پذيرش نسبي هر آنچه كه در منطقه ايجاد شده بود سير امور را به نفع خود تغيير دهد و هژموني خود را به مرور در تركمنصحرا مستقر كند. شوراها به شوراهاي « اسلامي» تغيير نام دادند و ستاد مركزي شوراها را با « ستاد مركزي شوراهاي اسلامي» تبديل كردند. فداييان خلق تا يورش وسيع و سراسري جمهوري اسلامي به احزاب سياسي در سال 1362 در منطقه حضور فعال داشتند اين حضور به اشكال ديگر تا سال 1365 ادامه داشت و از آن پس به صورت محدودتر و غير متشكل تداوم پيدا كرد. من به عنوان مسئول سازمان فدائيان در جنگ دومِ تركمن صحرا ، در مقابل رزمندگان تركمنصحرا، كه در نبردي عدالتجويانه جان باختند، و زنان و مرداني كه زجر و شكنجهي زندانهاي جمهوري اسلامي را تحمل كردند و در برابر مبارزاني كه در نبردي نابرابر مجبور به ترك خلق و وطن خويش شدند سر تعظيم فرود ميآورم.
|