header image
 
گفت‌و‌گو با فرخ نگهدار در بارهی کتابِ «خانه‌ي دائي يوسف» چاپ
یرویز قلیچ خانی   
رفتن به
گفت‌و‌گو با فرخ نگهدار در بارهی کتابِ «خانه‌ي دائي يوسف»
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
پرویز قلیچ خانی : ضمن تشكر از شما براي اين گفت‌و‌گو : چند ماه پيش‌ ، كتابي بنام «خانه‌ي دائي يوسف» ، نوشته‌ي اتابك فتح‌الله زاده ، از كادرهاي قديمي سازمانِ شما (‌اكثريت‌)‌، در سوئد منتشر شده است . او مي‌نويسد : « آن چه كه در اين نوشته مي‌آيد كوششي براي تصوير كردن بي غل و غشِ زندگي، تجربه و يافته‌هاي فردي‌ام از آن دوران است … » و ضمن شرح سرگذشت خود در شوروي ، اقدام به يك سري افشاگري‌هايي در مورد بعضي از اعضاي رهبري و سازمان شما، در شوروي نموده و مدعي است كه به نوعي سازمان اكثريت با سازمان امنيت شوروي «‌كا. گ. ب‌» همكاري مي‌كرده .

 او مي‌نويسد‌: « به نظر من نه تنها رهبران سازمان اكثريت‌، بلكه رهبران حزب توده هم از آغاز قرباني ايدئولوژي اعتقادي خود شدند و به طور كلي در اين چهارچوب مورد سوء استفاده قرار گرفتند‌. » . و ضمناً آرزو مي‌كند كه « دارندگان نقش‌هاي بزرگ و كوچك سازمان اكثريت در بازنگري انتقادي به كارنامه گذشته خويش پيشقدم شده و آنچه را كه در شوروي سابق رخ داد صادقانه به قلم بياورند‌. آنوقت است كه من و ما به لغزش‌ها و اشتباهات خود پي خواهيم برد » .
من فكر مي‌كنم ، پاسخ‌گويي به آن‌ها‌، يكي از اقداماتي است كه سازمان شما مدت‌هاست كه شعار آن را مطرح مي‌كند‌. علنيت و شفافيت با مردم‌ .
من سؤالاتم را هر چند كه ممكن است بعضي از آن‌ها بسيار ابتدايي باشند ، ولي به دليل مطرح بودنش در محافل بيروني‌، شروع مي‌كنم‌. كتاب براي اثبات بي اطلاعيِ‌ رهبري از وضع شوروي‌، مي‌گويد‌ «‌حدود پس از يك سال فرخ از تاشكند عازم مسكو مي‌شود او در مسكو مشتي از مدال‌هاي بدليِ شوروي را خريده و به عنوان هديه به كميته مركزي به آدرس مجيد به تاشكند مي‌فرستد‌… مجيد اعضاي هيئت سياسي و كميته‌ي مركزي را به صف رديف مي‌كند‌… و مدال‌هاي درشت را به سينه‌ي اعضاي هيئت سياسي و … ». انگيزه‌ي شما در مورد ارسال اين مدال‌ها چه بوده است‌؟
فرخ نگهدار
من اهميت اين موضوع را كه بخواهد در يك مصاحبه مطرح شود متوجه نيستم و اين را نيز كه چرا فتح‌الله‌زاده اين موضوع را نوشته است‌؟ حالا من مقداري مدال خريدم و فرستادم و يا نخريدم و نفرستادم‌! اين بستگي به ذوق و احساس من در آن لحظه دارد و اين كه من چه واكنشي داشتم‌. مثل اين كه آدم چيزي را از مغازه‌اي مي‌خرد يا نمي‌خرد ! اين چيز براي ثبت در تاريخ اصلاً معني‌اي ندارد‌! مطابق بودجه يا پولي كه تو جيبم بوده هديه‌اي براي آن‌ها خريده‌ام و حالا مي‌توانست كارت پستال باشد يا مدال‌!
اين را هم لازم است توضيح دهم كه محرر اين جزوه ، كه من او را به نام «‌صفر‌» مي شناسم از اعضاي ساده سازمان ما بوده‌، و هيچ‌گاه كادر سازمان نبوده‌. كادر در سازمان ما به كساني اطلاق مي‌شده كه يا در دستگاه رهبري مسئوليت داشته‌اند و يا در يكي از كميته‌هاي سازماني عضويت داشته‌اند‌. صفر هيچ‌گاه در اين سطح نبوده است‌. او تنها كسي است كه از ما جدا شده و به حزب دموكراتيك مردم ايران پيوسته‌. او البته در آن‌جا جزو كادرهاي اصلي است‌.
س‌: نويسنده براي نشان دادن اين كه ، بين اعضاي كميته ي مركزي و خانواده‌هايشان با ديگران تبعيضي وجود داشته مي‌گويد : گويا قرار بوده است كه همه سركار بروند و بعد تصميم عوض شده و تنها كادرها و اعضاء سركار مي روند و زماني كه خانمي به اين وضع اعتراض مي‌كند‌، پاسخ شما اين بوده كه سازمان در مورد افرادي كه از ايران خودسرانه آمده‌اند و يا ما اعزامشان كرده ايم‌، تصميم مي‌گيرد چه بكنند يا نكنند‌. دليل اين كار چه بوده است‌؟
نگهدار
خوب مسلم بود كه به خارج از كشور آمدن ما يك تصميم سازماني بود‌. يعني هيئت سياسيِ كميته‌ِ مركزي در آن زمان نشست و تصميم گرفت كه بدليل وضع خطرناكي كه در ايران بوجود آمده‌، بايد ابتدا بخشي از رهبري و بخشي از كادرها كه زير خطر هستند ، فوراً از مملكت خارج شوند . اين تصميم شامل هر كسي كه مي‌خواست از كشور خارج شود‌، نمي‌شد و ما نمي‌توانستيم براي بقيه هم تصميم بگيريم‌. وقتي كه به شوروي مي‌رويم متوجه مي‌شويم كه عده‌اي هم خودشان تصميم گرفته‌اند كه خارج شوند‌، حالا يا وابستگي تشكيلاتي داشتند يا وابستگي فكري و هواداري داشتند‌، ما نزد مقامات شوروي تائيد مي‌كرديم كه اشخاصي كه خود آمده‌اند وابستگي سازماني دارند يا از ما هستند ولي در مورد سرنوشت آن‌ها‌، در مورد زندگي آن‌ها و اين كه چه مي‌خواهند بكنند ، به هيچ وجه تصميم نمي‌گرفتيم‌. در مورد كادرهاي كميته مركزي‌، كادرهاي ايالتي و كادرهاي درجه يك‌، با هم مي‌نشستند و فكر مي‌كرديم چه بكنيم‌! چون آن‌ها كادرهاي حرفه‌ايِ سازمان بودند‌. در آن‌جا تعدادي هم بودند كه كادرهاي حرفه‌اي سازمان نبودند و ما در رابطه با آن‌ها اگر كمكي از نظر تحصيل يا گرفتن خانه و يا امكانات مي‌خواستند‌، پشتيباني مي‌كرديم كه مسايل آن‌ها حل و فصل شود‌.
س :در خاطراتي كه تا كنون از مهاجرتِ اعضاي اوليه حزب توده منتشر شده‌، نشان مي‌دهد بيشتر امكاناتي كه حزب كمونيست شوروي -‌در گفته‌هاي اكثر اعضاي كميته‌ي مركزي در زندان جمهوري اسلامي روشن شد كه « كا گ بِ » بوده –  در اختيار حزب قرار مي ‌داده ! اعضاي كميته‌ي مركزي ، از آن‌ها استفاده مي‌كرده است و اعضاي حزب و كادرها در حاشيه بوده‌اند‌. نويسنده كتاب همين مسئله را در مورد كميته ي مركزي اكثريت صادق مي‌داند و عنوان مي‌كند كه كميته ي مركزي در مقابل اندك امكانات شوروي تمكين مي‌كرده و از اين نتيجه مي‌گيرد كه مركزيت سازمان بيشتر به حرف‌هايِ رابطه‌هاي اعضاي كميته مركزي شوروي گوش مي‌داده است ! از جمله براي كنترل نامه‌ها براي اعضاي خانواده‌ها از طريق  اروپا ! او مي‌گويد كه كميته‌ي مركزي سازمان
- شعبه‌ي امنيت - براي كنترل اعضاء‌ سازمان دستور داده بود  سرِ نامه‌ها باز باشد و به اين وسيله نامه‌ها براي ارسال به ايران‌، كنترل مي‌شد‌. آيا چنين چيزهايي صحت دارد ؟
نگهدار
اين سؤال دو نكته دارد : يكي در مورد امكاناتي است كه در اختيار كميته ي مركزي بود‌. خوب همه‌ي كساني كه در آن‌جا بودند هيچ نوع اطلاعي يا گزارشي كه براي كادرهاي حرفه‌اي سازمان در آن‌جا امتيازات ويژه‌اي از نظر معيشتي در نظر گرفته مي‌شد و براي ديگران نمي‌شد ، مثلاً وضع اين‌ها بهتر از ديگران بود يا در منطقه ويژه بودند‌، داده نشد و چنين چيزي وجود نداشت‌. فقط در مورد من كه دبير اول كميته ي مركزي بودم‌، بنا به تصميم كميته ي مركزي ازبكستان‌، خانه‌اي چهار خوابه به من دادند و به اين عنوان كه براي من مرتب مهمان مي‌آيد‌. برگٍه اين خانه بنام من صادر شد و وقتي من رفتم و ديدم كه خانه من با ديگران فرق مي‌كند‌، آن را به سازمان دادم و به خانه‌اي كه مثل خانه بچه‌ها بود رفتم و آن‌جا زندگي كردم‌. آن خانه هم دفتر سازمان شد و سال‌ها هم دفتر بود‌.
در مورد نامه‌ها هم ما تصميم گرفتيم – و فكر مي‌كنم كه تصميم درستي بود – و اعلام كرديم كه نامه‌ها باز باشند‌؛ چون ما يك سازمان مخفي بوديم‌، و تحت پيگرد، امكان نفوذ پليس و تلاش سازمان‌هاي اطلاعاتي براي ضربه زدن – اوايل دهه 60 – بسيار جدي بود‌. برايمان مرگ و زندگي مطرح بود‌. تشكيلات داخل وجود داشت و همه‌ي رفقايي كه در آن بودند‌، به ما اعتماد داشتند كه ما اسرار را حفظ مي‌كنيم و در مقابل تلاش‌هاي نفوذي مي‌ايستيم‌. ما مسئول جان آن‌ها بوديم ولي از سويي ديگر حق نداشتيم نامه‌هايي كه نوشته مي‌شود يا ارتباطاتي كه گرفته مي شود‌، بازكنيم و اين از چشم دوستانمان پنهان باشد‌. بنابراين گفتيم كه ارتباطات علني است‌. تصميم اين بود و گفتيم كه نامه‌هايتان را باز بگذاريد و فرض را براين بگذاريد كه همه چيز علني طرح خواهد شد‌. ما درِ نامه‌ها را باز نمي‌كرديم‌، ما كنترل امنيتي به آن شكل مخفي كه رفقاي خودمان را كنترل كنيم‌، نداشتيم و مخالف اين سيستم بوديم ولي ايشان درست مي‌گويد و ما اعلام كرديم كه ارتباطات شما بايد علني باشد‌.


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.