|
در بارهي « مهدي پرتوي »
|
|
|
حميد احمدي
|
|
صفحه 1 از 2 در رابطه با « آقاي مهدي پرتوي » مترجم كتابِ « شورشيان آرمانخواه » يا ناكامي چپ در ايران ، از آقاي حميد احمدي - مدير انجمن مطالعات و تحقيقات تاريخ شفاهي ايران (برلين) – سؤال كرديم كه آيا دربارهي «مهدي پرتوي» و جريان همكاري او با رژيم جمهوري اسلامي در جريان محاكمات شاخهي نظامي حزب تودهي ايران توسط «ري شهري»، ميتوانند اطلاعاتي در اختيار خوانندگان ما قرار دهند يا نه ؟
آنچه در زير ميخوانيد ، مطلبيست كه ايشان براي ما ارسال كرده است .
*** در رابطه با مهدي پرتوي و جريان همكاري او با رژيم جمهوري اسلامي در اشكال مختلف : چون همكاري با ريشهري (رئيس دادگاه شرع ارتش و بعداً اولين رئيس اطلاعات و امنيت جمهوري اسلامي) در جريان محاكمات نظاميان حزب توده ايران تا فعاليت در « مؤسسهي مطالعات و پژوهشهاي سياسي » - يكي از سازمانهاي وزارت اطلاعات كه در نيمه ي دوم سال 1368 ايجاد شده است – به شرح زير از نظرتان ميگذرد : در رابطه با بخش اول، بيمناسبت نميدانم با توضيح مختصر ، تصويري از وضعيت تشكيلات مخفيِ نظامي و قرار گرفتنِ مهدي پرتوي در رأس آن مسئوليت ارائه شود . مهدي پرتوي مسئول تشكيلات مخفي نظامي حزب توده ايران بود كه 114 نفر (نظاميان و مسئولين غير نظامي) در آن عضويت داشتند . اين تشكيلات نظامي به تدريج از اواسط 1358 سازماندهي شد و مهدي پرتوي از سوي نورالدين كيانوري دبير اول آن حزب در رأس آن قرار گرفت . او با چهار نفر از افسران ارشد به نامهاي ناخدا افضلي ، سرهنگ كبيري ، سرهنگ عطاريان و سرهنگ شمس ارتباط انفرادي داشت و با ساير نظاميان از طريق شاهرخ جهانگيري و امير معزز (مسئولين دو سر شاخه) مرتبط ميشد. اين دو نفر از مسئولين سر شاخه به تنهايي با 50 و 55 نفر نظاميان به طور مستقيم و يا از طريق 8 نفر مسئول شاخه در ارتباط بودند . كليه اطلاعات و مشخصات افرادِ تشكيلات با نامهاي مستعار و هدايت آن با مهدي پرتوي بوده است . نگارنده ، اين آمارها و شكل تشكيلات و چگونگي ارتباطات در آن هرم تشكيلاتي را از طريق اظهارات هر يك از اعضاي آن تشكيلات و هستههاي ارتباطي كه در 23 جلسهي محاكمات عنوان شده و در روزنامههاي آن ايام چاپ شد ، استخراج و شماي سازماني آن را ترسيم كردم . در سال 1365، اين مطالعات و اطلاعات خود را همراه با نقدي به سياست حزب توده ايران (1365- 1357) در جزوهاي در 71 صفحه تدوين و به نام ناخدا انور : «سيري از مبارزات درون حزبي» در سال 1366 از آلمان شرقي (محل اقامتام) به صورت دست نوشته نشر بيروني دادم. يك ماه بعد از نشر آن، به اتفاق همسر و پسرم به طور «محرمانه» از آن كشور اخراج شديم. در هر حال، علاوه بر آن دو شاخهي ذكر شده از تشكيلات نظامي، شاخه نظامي مستقل ديگري وجود داشت كه تا اواسط 1359 مستقل از آن تشكيلات نظامي بود. يعني مستقل از آن تشكيلات مخفي نظامي كه تحت مسئوليت مهدي پرتوي بود. پايهگذاري اين جريان مخفي نظامي از سال 1354 با نگارنده بود و حركت اوليه آن مستقل از حزب توده و با پلاتفرم چپ راديكالِ ماركسيستي و البته با الگوي عملياتيِ سازمان افسران آزاديخواه مصر (جريان نظامي عبدالناصر) و در راستاي يك برنامه ريزي بلند مدت بوده است. اين فكر به دنبال نقد چريكي در ايران پيش آمد. با تغيير مختصر در فضاي سياسي ايران، در سال 1355 با رهبري حزب توده در آلمان شرقي تماس و ديدار داشتيم. نورالدين كيانوري پس از بازداشت، اطلاعات و جزئيات اين امر را كه فقط او و من ميدانستيم، آن را در بازجوئيهاي خود نوشته است. (دست خط كيانوري در بازجو.ييها، نگاه كنيد به : سياست و سازمان حزب توده از آغاز تا فرو پاشي، نشر مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي، تهران، 1370، ص 219) در سالهاي بعد، مسايل اين دوره كه جزو اطلاعات سوخته شده درباره حزب توده و فعاليتهاي بعدي آن در افغانستان بود ، از سوي «مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي» انتشار بيروني يافت ( پيش گفتار بر خاطرات ايرج اسكندري، چاپ آن مؤسسه، 1372، صص 2-31 ). بازداشت مهدي پرتوي مهدي پرتوي در جريان محاكمه ناخدا افضلي فرمانده نيروي دريايي به مسئله بازداشت خود – مرداد 1359 – حدود دو سال قبل از يورش به تشكيلات نظامي آن حزب ! اشاره كرده است . ولي به چه علت توسط جمهوري اسلامي بازداشت و زنداني شد ، سكوت كرده و موضوع را به اين شكل بيان داشت : « بار اول ، ارتباط آقاي افضلي را تقريباً اواسط سال 1358 آقاي كيانوري به من دادند و من به آقاي معزز دادم كه ايشان با او شخصاً تماس گرفت و تا اوايل سال 59 بود كه من هم يكي دو بار به اتفاق آقاي معزز ايشان را ملاقات كردم و بعد هم يك بار ترتيب ملاقات ايشان را با آقاي كيانوري داديم. بعد هم اوايل سال 59 من مستقيماً با آقاي افضلي چند ماهي تماس داشتم كه اين تماس با دستگيري من براي چند ماه قطع شد و بعداً در حدود ديماه سال 59 بود كه من مجدداً بااقاي افضلي ارتباط گرفتم. » ( جريان محاكمه ناخدا افضلي، نقل از : روزنامه كيهان 16 و 17 آذر 1362) نورالدين كيانوري در كتاب خاطراتاش به جريان دستگيري مهدي پرتوي در آن ايام اشاره دارد و موضوع را به اين شكل بيان كرده است : در اوايل سال 59، ما اطلاعاتي از فعاليت گروه خادم به دست آورديم كه قصد داشتند در نماز جمعه بمبگذاري كنند. ما در عين اين كه اين اطلاعات را در اختيار نيروهاي امنيتي كشور گذاشتيم ، مستقيماً نيز وارد عمل شديم . در اين ماجرا مهدي پرتوي مشاركت داشت و يك قبضه اسلحه كلاشينكف در اتومبيل خود حمل مي كرد. او و سه تن ديگر از اعضاي حزب توسط يك گروه از افراد كميته دستگير شدند و اين سلاح نيز ضبط شد. آنها 3 - 4 ماه در زندان بودند و پس از مراجعات مكرر ما به مسئولين قضايي آزاد شدند. پس از اين حادثه، ما كه تعقيب و كنترل مهدي پرتوي را محتمل مي دانستيم، او را به سازمان علني حزب منتقل كرديم. در اين دوران ، مهدي پرتوي در سمت معاونت ميزاني كه مسئول شعبه تشكيلات كل بود ، كار ميكرد … پس از بررسيهاي بسيار، باز به اين نتيجه رسيديم {رسيدم} كه كس ديگري به جز مهدي پرتوي شايستگي اداره سازمان مخفي را ندارد و مجدداً او را در اين مسئوليت گمارديم {گماردم} . بدين ترتيب، مهدي پرتوي تا ارديبهشت 1362 مسئوليت سازمان مخفي حزب را به عهده داشت. او در ضربه دوم (7 ارديبهشت 1362) باز داشت شد. پس از دستگيري، پرتوي تسليم شد و ضعف شديد نشان داد و رنگ عوض كرد و «مسلمان دو آتشه» شد و در دادگاه افراد نظامي آن كارها را كرد، و همه جريانات را با آب و تاب شرح داد و مسايلي را كه شناخته نبود توضيح داد. كمتر كسي در اين گونه مسايل چنين برخورد كرده است. او به همين دليل در زندان از طرف افراد حزب طرد شد. » (خاطرات كيانوري صص 553 ، 555 ) در اين گفتههاي كيانوري مسايل متعددي وجود دارد. كوشش ميكنم به اختصار آنها را در رابطه با مهدي پرتوي و حوادث آن دوران كه در مواردي شخصاً در جريان آن قرار داشتم و نيز مواردي كه نتيجه مطالعاتم در طول اين سالها بوده، اشاره كنم : كيانوري و پرسشگران وزارت اطلاعات و تدوين كنندگان كتاب خاطرات او ، نخواستند واقعيتٍ درست جريان دستگيري مهدي پرتوي روشن شود . لذا ، به ذكر واقعيت درست آن ميپردازم.
|