|
بررسي سه كتاب جديد در بارهي تاريخ معاصر ايران و يك هشدار!
|
|
|
آرش
|
مجله ي آرش، بدون هيچ گونه پيشداورياي، صفحاتي از اين شماره خود را، به گفتوگو با تعدادي از فعالين سياسيِ معاصر اختصاص داده كه ديدگاههاي خود را در بارهي سه كتاب تازه منتشر شده – كه هر كدام به نوعي به مسايل سياسي و تاريخيِ معاصر پرداختهاند – مطرح ميكنند. اين سه كتاب عبارتند از: «بر فراز خليج» نوشتهي محسن نجات حسيني، از اعضاي سابق سازمان مجاهدين خلق ايران از سال۱۳۴۶ تا ۱۳۵۵، ناشر: نشرِ ني، تهران. «شورشيان آرمانخواه» يا ناكامي چپ در ايران، نوشتهي مازيار بهروز، از هواداران سابق سازمان فدائيان اقليت در آمريكا. ناشر: انتشارات ققنوس، تهران. «خانهي دائي يوسف» (گفتاري در مورد مهاجرت فدائيان اكثريت به شوروي)، نوشتهي اتابك فتحاللهزاده، از اعضاي سابق فدائيان اكثريت در شوروي. چاپ: توسط خود نويسنده در سوئد. كتاب «بر فراز خليج» بهانهاي شد تا مصاحبهاي داشته باشيم با تراب حقشناس، از مبارزانِ چهار دههيِ اخير جنبش سياسي و انقلابي ايران. در رابطه با كتاب «شورشيان آرمانخواه» نيز به سراغِِ: حيدر، قربانعلي عبدالرحيمپور (مجيد) ، بهزاد كريمي و عباس هاشمی (هاشم)، از اعضاي قديمي- قبل از انقلاب- سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران رفتيم . در مورد كتاب «خانه دايي يوسف» نيز مصاحبهاي داريم با فرخ نگهدار، از رهبران سازمان فدائيان اكثريت. مقاله ای از: توکل یکی از رهبران فدائیان اقلیت در باره ی کتاب «شورشيان آرمانخواه» و مقاله ای از حمبد احمدی در باره یِ مهدی پرتوی، مترجم این کتاب.
***** عناوين متنوع وتيراژ نسبتاً بالاي آثاري كه در زمينهي تاريخ معاصر ايران نوشته مي شود، مصاحبه، خاطره، تأليف و تحقيق، نشانهاي است از توجه و اقبال خوانندگان و پژوهشگران به تاريخ معاصر ايران، در سه دههي اخير. ضمناً تاريخ را هر كس از منظر خود روايت ميكند؛ به همين خاطر نقد و بررسيِ كتابهاي تاريخي، به ويژه تاريخ معاصر كاري آسان نيست. آثاري كه در اين زمينه در ايران منتشر مي شوند نه فقط نشانههاي سانسور و خودسانسوري را باخود دارند بلكه، گاه به مقولهي «تاريخ سازي » و نه تاريخ نويسي، تعلق دارند؛ و اين همه، نقد و بررسي اين گونه آثار را دشوارتر ميكند. تاريخ سازي، جعل آگاهانه و عامدانه و سازمان يافته و هدفمند تاريخ و اسناد تاريخي، از شيوههاي رايجِ جنگ رواني – فرهنگي نظام جمهوري اسلامي است. رژيم اسلامي ايران، تحريف و حافظهي جمعي مردمان را حتا تا جعل و مقلوب كردن اسناد تاريخي گسترش داده است. جمهوري اسلامي از همان آغاز به جعل آگاهانه و عامدانهي تاريخ برخاست و با تشكيل وزارت اطلاعات، بخش فرهنگي اين وزارتخانه نيز فعال شد. تهيه و انتشار كتابهايي در زمينهي تاريخ معاصر، به ويژه در بارهي احزاب و سازمانهاي اپوزيسيون، از برنامههاي اصلي اين بخش بود تا تصويري تحريف شده و يك سويه از اپوزيسيون در ذهن خوانندگان و به ويژه در ذهن جوانان نقش بندد. وزارت اطلاعات در تحقق اين برنامه، از اسناد ساواك و اسناد و اوراق بازجوييهاي خود و دادگاه انقلاب بهرهمند است. و از همكاريِ توابان و برخي محققانِ نزديك نظام خود نيز استفاده ميكند. در اين آثار، اطلاعات سوخته و راست با اطلاعات نادرست، اطلاعاتي كه ساخته و پرداختهي دستگاه امنيتي است، در بافتي به ظاهر بيطرفانه و مستند نما، تلفيق ميشود. اين گونه آثار را وزارت اطلاعات و چند نهاد ديگر، از جمله دفتر اسناد تاريخ معاصر بنياد مستضعفان و مركز تحقيقات و پژوهشهاي استراتژيك و دانشگاه امامِ صادق و… تهيه مي كنند. و البته كار انتشار اين آثار را اغلب به ناشران وابسته ميسپارند. معروفترين اين ناشران، انتشارات ديدگاه است كه ناشر آثاري چون: خاطرات كيانوري، حزب توده از تشكيل تا فروپاشي و… است. اين انتشارات به ظاهر به روزنامهي اطلاعات تعلق دارد ولي به شهادت آثار منتشر شده! به وزارت اطلاعات. اين وزارتخانه، گاه از شيوههاي پيچيدهتري نيز براي استتار بهره ميگيرد، چون تشويق غير مستقيم ناشران بخش خصوصي به انتشار كتابهاي خود؛ اما هشيارانه ميتوان رد وزارت اطلاعات را در اين گونه كتابها ديد. مترجم يا تواب و يا مؤلفي نفوذي، كه با اطلاعات همكاري دارند، جعل هدفمند و آگاهانهي اسناد و رويدادها، و يا چاپ انحصاري و.. از نشانههايي است كه دم خروسِ وابستگي را لو ميدهد. سرمايه و امكانات و نيرويي كه وزارت اطلاعات و ديگر سازمانهاي امنيتيِ رژيم جمهوري اسلامي در كار تاريخ سازي و جعل تاريخ صرف ميكنند، نشانه ي ديگري است از توجه روزافزون مردم ايران به تاريخ معاصر و نمودي است از تلاش جمهوري اسلامي براي بهرهگيري از اين موج به سود خود. به همين خاطر نقد و بررسي كتابهايي از اين دست كه در ايران منتشر مي شود، ضرورتي است مبرم تا نسل جوان ما بر تاريخ جامعه ي خود با چشمي بازتر و نگاهي تيزتر بنگرد. و دست كم جاي اين ترديد و سؤالِ جدي را باز بگذارد كه جمهوري سركوبگر اسلامي كه از نشر يك خبر يا تراكتٍ ساده نميگذرد، و سانسور را تا آخرين حد گسترش ميدهد، با كدام استراتژي و به قصد كدام تحريف تاريخ و فرهنگ رواني، به نشر كتابهايي اجازه و يا خود نشر ميدهد كه ظاهراً تاريخ جريانات ممنوع و مخالف را عرضه ميكنند ؟! با سپاس از دوست و همكارِ عزيزمان سياوش مژدهي، بخاطر پياده كردن نوار اين مصاحبهها.
|