|
ديوارهايِ مانع همفکري و همياري
|
|
|
فرزانه عظيمي - فعال سياسي و عضو كميته ي مركزي سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران
|
|
صفحه 1 از 2 تهاجم نظامي به ايران، بيش از هرچيز به نقض حقوق بشر منجر شده و تقويت تسلط قشريون مذهبي را به دنبال خواهد داشت.
جهان ما در سالهاي اخير و به خصوص پس از ۱۱ سپتامبر دستخوش تغييرات شديدي بوده است و سياست آمريکا در قبال منطقه نيز پس از آن با تغيير قابل ملاحظهاي همراه بوده که تاثيرات خود را در سطح منطقه برجاي گذاشته است. اگر در زمان انقلاب ۵۷، سياست امريکا در رابطه با منطقه ايجاد کمربند سبز بود و بدنبال آن پشتيباني از قشري ترين و مذهبي ترين جنبش ها، ۱۱ سپتامبر نقطه عطفي در نه فقط چرخش قاطع از اين سياست، بلکه حرکت در جهت زدودن آثار چنين سياستي که اين بار دامن خود آمريکا را گرفته بود، برقراري ثبات و ساقط کردن حکومتهاي توتاليتر در منطقه بود. پس از ۱۱ سپتامبر، مبارزه با تروريسم در صدر سياستهاي آمريکا قرار گرفت و دولت آمريکا با حمله به عراق به بهانه داشتن سلاح اتمي و عليرغم مخالفت دولتهاي اروپائي و افکار عمومي جهان، نشان داد که در پيشبرد سياست جديد خويش بسيار جدي است و حاضر است بدون همکاري و پشتيباني دولتهاي ديگر نيز، اين سياست را عملي سازد. پشت سر داشتن چنين تجربهاي از يکسو و تلاشهاي دولت جمهوري اسلامي در غني سازي اورانيوم و عدم موفقيت مذاکراتي که بسيار به درازا کشيده است، و بالاخره تهديد آمريکا به حمله نظامي به ايران، شرايط تکرار تجربه عراق در مورد ايران را براي بسياري از ايرانيان وطن دوست و کساني که مسائل ايران را دنبال ميکنند، به يک احتمال جدي تبديل ساخته است. نامه سرگشاده جمعي از ايرانيان به مردم امريکا نيز، درست در بحبوحه مذاکرات بر سر مسأله هستهاي ايران و تهديدات دولت آمريکا به حمله نظامي در صورت عدم توقف اين تلاشها، نوشته شد و طبيعتاً در آن به عواقب و نتايج زيانبارِ چنين حملهاي اشاره شده است. در اين نامه از جمله آمده است: "هر گونه تهاجم به ايران يا بمباران آن به گسترش نظامي¬گري، تقويت تسلط قشريون مذهبي بر دولت و ملت و نقض بيش از پيش حقوق بشر و حقوق دمکراتيکِ مردم خواهد انجاميد. ما شما را به مخالفت با هر گونه مداخلهي نظامي در ايران و فعاليت براي گسترش صلح واقعي در منطقه فرا مي¬خوانيم" من فکر ميکنم که امضا کنندگان اين نامه روي نکته مهمي انگشت گذاشتهاند. و آن اينکه تهاجم نظامي به ايران، بيش از هرچيز به نقض حقوق بشر منجر شده و تقويت تسلط قشريون مذهبي را به دنبال خواهد داشت. مردم کشور ما تجربه جنگ ايران و عراق را فراموش نکردهاند، که طي آن به بهانه شرايط جنگي، هر صداي آزاديخواهانهاي با برچسب خدمت به دشمن، در نطفه خفه شده و سرکوب در عرصههاي مختلف هرچه بيشتر شدت گرفت. از سوي ديگر قربانيان شرايط جنگي فقيرترين و ضعيف ترين آحاد جامعه هستند. منظورم از شرايط جنگي الزاماً حمله نظامي نيست. بلکه فضاي جنگي و تهديدات و محدوديتهاي مختلف را هم شامل ميشود. فقط در عراق در دوران تحريم اقتصادي، به دليل وارد نشدن شير خشک و دارو، نزديک به نيم ميليون کودک عراقي جان خود را از دست دادند. بنابراين من نه فقط با حمله نظامي به ايران مخالفم، بلکه فکر ميکنم ما بايد با هرگونه تحريم و اقداماتي که دامنه ضرر آن مستقيماً به مردم وارد مي شود، مخالفت کنيم. در شرايطي که اکثريت مردم يک کشور با دولت حاکم مخالفند و ما هر روز شاهد ابراز مخالفتها از سوي اقشار مختلف مردم هستيم، دخالت نظامي ميتواند فقط به اين روند و به اين صداهاي آزاديخواهانه ضربات جبران ناپذير وارد سازد. امروز تحولات منطقه نيز نشان ميدهند که ديگر دولتها به سياق سابق نميتوانند حکومت کنند. از انقلابات "مخملين"، تا برگزاري انتخابات آزاد و ساقط کردن دولت و باطل کردن نتايج انتخابات تقلبي از طريق تظاهرات خياباني، و بالاخره پيشرفت هرچند آهسته روند صلح در خاورميانه، همه و همه نمودهاي آشکار رشد دمکراسي در منطقه است. واقعيت اين است که ايران نيز تافته جدا بافته نيست و در زنجيره اين تحولات قرار خواهد گرفت. بيانيه تحليلي ۵۶۵ نفر نيز يکي از نمودهاي بارز اين امر است. در شرايطي که هر «وب لاگ» نويس را براي ابراز انتقاداتي چند به زندان مي افکنند، و هر روز روزنامهاي تعطيل مي شود و در شرايطي که هر تجمع و تشکلي ممنوع است، انتشار چنين بيانيهاي نشان از آن دارد که اولاً اراده براي تغيير بسيار قوي است، ثانيا اين اراده يک جمع انديشمند و فعالين سياسي است که با شجاعت، به ارائه فاکتهاي مشخص پرداخته، بي لياقتي دولت کنوني را به تصوير ميکشد و ثالثاً اين جمع از گذاشتن امضاي افرادش در کنار يکديگر، ابائي ندارد. ارادهاي که وفاق ملي را براي پايان دادن به وضعيت کنوني از يکسو، جلوگيري از دخالت خارجي از سوي ديگر دنبال مي کند و با صدائي رسا اعلام ميکند که "راهکار حتمي و نهائي، گردن نهادن به راي و اراده ملي است". من فکر مي کنم خطاب اين گفته نه فقط به حاکمان جمهوري اسلامي، بلکه به تمام کسان از جمله دولتهاي خارجي است که اراده ملي و خواست مردم ايران را در تعيين تکليف با سرنوشت خود ناديده گرفته، و ميخواهند از جمله با دخالتهاي نظامي، آن چيزي را ديکته کنند که شايد ابدا رأ و اراده و خواست اين ملت نباشد.
|