header image
 
سوء قصدهاي ۱۱سپتامبر چاپ
سمير امين Samir Amin/ برگردان‌: بهروز افشين   
سوء قصدهاي انفجاري ۱۱ سپتامبر در نيويورك به تفسيري غير از آن چه رسانه‌ هاي خبري را اشغال كرده نياز دارد . دغدغه‌ي عمده ي اين رسانه‌ها اين است كه بهره برداريِ نظام هژموني طلب آمريكا را از اقدامات مزبور مشروع جلوه دهند.

نفرت و وحشتي كه هر انسان معمولي از مشاهده‌ي كشتار اين همه انسانِ بيگناه به طور طبيعي احساس مي‌كند نبايد باعث گردد مسئوليت سياستي كه آمريكا و متحدين آن (‌هفت كشور ثروتمند و صنعتي جهان G7) تا كنون تعقيب كرده‌اند به فراموشي سپرده شود . اين كشتار گرچه براي اولين بار در خاك آمريكا رخ داد ، اما اولين نوع از اين كشتارها نيست . توجه كنيم كه رسانه‌هاي خبريِ مورد نظر‌، سرنوشت مردم عراق و يوگسلاوي كه ناتو آن‌ها را بمباران مي كرد ، يا كشتار فلسطينيان به دستور شارون – ديروز در اردوگاه صبرا و شاتيلا (‌لبنان 1982) و هم اكنون به طور روزمره – و يا قتل خونسردانه‌ي زندانيان جنگي مصري را هرگز با چنين پيگيري به نمايش نگذاشته‌اند . تروريزم دولتي نيز همانقدر وحشت انگيز است كه تروريسم عاملين سوء قصدهاي 11 سپتامبر .
به همين دليل افكار عمومي مردم آمريكا بايد بداند كه اين وقايع، آن موج رسوايي مطلق و عمومي را كه اين رسانه‌ها مي‌خواهند به دنيا بباورانند به همراه نداشت‌. آن‌ها بايد بدانند كه انتخاب هدف – يعني مركز مالي نيويورك و پنتاگون – تنها باعث استقبال مشتي « اُمّل اسلامگرا » نشد ، بلكه اكثريت عظيم افكار عمومي در آسيا و آفريقا و بخش غير قابل انكاري از افكار عمومي اروپا نيز از آن استقبال كردند .
ميزان مسئوليت مجريان مستقيم اين عمليات انتحاري -  كه بسيار ماهرانه سازمان يافته بود – هنوز روشن نشده و با اطمينان نمي‌توان گفت كه يك يا چند شبكه مي‌باشند؛ شايد هم سازمان‌هاي سيا و موساد آن‌ها را بازيچه‌ي دست خود قرار داده ، يا در عمل ازادشان گذارده‌اند (‌يدون اين كه لزوماً ابعاد خسارت‌ها را سنجيده باشند‌) . شايد هم اين نكات هرگز روشن نشود . مگر نه اين است كه 20 سال وقت لازم بود تا معلوم شود كه موساد در بمب‌گذاري معابد يهوديان در كشورهاي عربي دست داشته است . بايد تعمق كرد و پرسيد كه چرا مقامات اسرائيلي (‌شارون ، باراك‌، پرز‌) بلافاصله با چنين لحن خشني خواستار «‌كشتار‌» حماس و حزب‌الله شدند ؟ دليلش اين است كه دقيقاً حماس و حزب‌الله عليرغم تعلق به حركت ايوئولوژيك اسلام‌گرا ، سازمان‌هايي هستند كه تنها عليه اشغالگران اسرائيلي عمليات انجام داده‌اند .
نويسنده‌ي اين سطور از زمره‌ي روشنفكران فراواني‌ست كه معتقدند نخستين قربانيان اسلام سياسي ، خلق‌هاي عرب و مسلمان مي‌باشند ، چرا كه جهان بيني ارتجاعي‌اي كه مورد اتكاي اسلام سياسي‌ست ، هيچ راه حل مؤثري براي مشكلات جامعه ارائه نداده و روش‌هاي عملي آن غير قابل قبول و حتا نفرت‌انگيز است‌. توجه كنيم كه دقيقاً به همين دليل است كه استراتژي‌هاي واشنگتن ، اسلام سياسي را با نگاه مثبت نگريسته و غالباً آن را متحد خويش ارزيابي مي‌كنند . آن‌ها طالبان و اسامه بن‌لادن را « رزمندگان آزادي‌» Freedom Fighters  توصيف كردند‌. خشم طالبان عليه كساني بود كه آنان را كمونيست‌هاي وحشت‌انگيز مي‌ناميدند (‌و در حقيقت چيزي جز مدرن گرايان ملي و پوپوليست نبودند‌) و جرم اصلي‌شان باز كردن مدارس به روي دختران بود‌. اما در آن زمان اين گونه اعمال نه از سوي ديپلماسي غرب محكوم شد و نه اعتراض جنبش‌هاي فمينيستيِ غرب را بر انگيخت . كساني كه «‌افغان‌ها‌» ناميده مي‌شوند يعني الجزابري‌ها‌، مصري‌ها و ديگران كه آدم كشي را در اردوگاه‌هاي برپا شده با هزينه‌ي آمريكا و با تعليمات متخصصين سيا و متحد پاكستاني آن آموخته بودند ، استعداد آدم كشيِ تروريستي خود را در الجزاير و كشورهاي ديگر به كار مي‌بندند . واشنگتن نه تنها كوچك‌ترين عيبي در آن‌ها نديد ، بلكه آنان را مورد پشتيباني قرار داد و امروز نيز مي‌دهد. آمريكا تنها كساني را محكوم مي‌كند كه با اسرائيل اشغال‌گر مبارزه مي‌كنند . دليل اين موضع‌گيريِ آمريكا صرفاً در حمايتي كه از مناديان «‌ويژگي‌» فرهنگي مي‌كند نبوده ، بلكه علت آن را به احتمال زياد در تحليل صريح و بي‌شرمانه‌اي مي‌توان يافت كه دستگاه حاكمه‌ي آمريكاي شمالي ارائه مي‌دهد { بر اساس اين تحليل‌} اسلام سياسي ، خلق‌هايي را كه قرباني‌اش هستند در مصاف با جهاني شدن سرمايه‌داريِ ليبرال در ناتواني و عجز محبوس مي‌كند ، امري كه خود آب به آسياب سرمايه‌ي مسلط مي ريزد.
من در اين لحظه ، از كم و كيف واكنش واشنگتن در قبال سوء قصدهاي 11 سپتامبر اطلاعي ندارم ولي محتمل‌تر از همه اين است كه اين واكنش ، بمبارانِ گسترده و كشتار هزاران غير نظامي را كه هم اكنون نيز قرباني آمريكا و متحدين اسلام سياسي او مي باشند شامل خواهد گشت‌. سرنوشت بن‌لادن در اين عمليات هر چه باشد ، يك نكته مسلم است و آن اين كه تشديد كينه به آمريكا باعث خواهد شد كه هزاران داوطلب جديد براي شركت در حملات انتقامي عليه هدف‌هاي آمريكايي وارد ميدان شوند. آيا دستگاه حاكمه آمريكا كه نقشي بيش از پيش تعيين كننده و حتا انحصاري به قواي ترور نظامي‌اش داده و مي‌دهد ، هدفي جز اين را دنبال مي‌كند ؟ گذشته از وحشت ناشي از كشتاري كه اين سياست به بار مي‌آورد به اين نكته بايد توجه كرد كه عليرغم همه‌ي اين‌ها ، اين طرح با شكست رو به رو خواهد شد ، زيرا نفرت هر چه بيشتري را در سراسر دنيا عليه آمريكا ايجاد خواهد كرد .
به همين دليل است كه اتخاذ اين روش‌ها در خودِ جامعه‌ي آمريكا نيز يك «‌مك‌كارتيسم‌» جديد مستقر خواهد كرد و هر مخالفتي را در برابر سياست تحميلي سرمايه‌ي مسلط به بهانه‌ي «‌امنيت داخلي‌» و «‌جنگ با تروريسم‌» شيطاني قلمداد خواهد نمود .
جبهه ي واحد عليه تروريسم ممكن نيست . تنها با توسعه‌ي جبهه‌اي متحد عليه بي‌عدالتيِ بين‌المللي و  بي عدالتي اجتماعي‌ست كه مي‌توان عمليات نوميدانه‌ي قربانيان سيستم را بي فايده و حتا غير ممكن گردانيد‌ .
× سمير امين‌، نظريه پرداز اقتصادي و مسئول فوروم جهان سوم است . براي اطلاع بيشتر در باره‌ي او و نظرات و آثارش مراجعه شود به جلد دوم از «‌كنگره‌ي بين‌المللي ماركس‌» از انتشارات انديشه و پيكار، 1998 .

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.