|
زورآزمايي بين طالبان دلار و طالبان نفت
|
|
|
كارولين مونو ، نيكولا ويل
|
|
مصاحبه با توني نِگري Toni Negri فيلسوف و الهام بخش چپهاي انقلابي ايتاليا در دههي 1970
س : آيا فكر ميكنيد پس از سوء قصدهاي 11 سپتامبر بايد بين ضد امپرياليسم و ضد آمريكايي فرقِ دقيقتري گذاشت ؟ توني نِگري اميدوارم دوران ضد آمريكايي بودن به سر رسيده باشد. من هرگز چنين نبودهام . همان طور كه هرگز ضد روس نبودهام . من هميشه با سياست سرمايه داري امريكايي مخالف بودهام چنان كه با سوسياليسمِ روسي. وقتي از كسي ميپرسند كه آيا ضد امريكاييست يا مثلاً ضد روسي ، بدين معناست كه از او ميخواهند بگويد كه ايا ضد ملت معيني هست يا نه . از نظر من هر ملتي به دو قسمت تقسيم مي شوند : آنها كه فرمان ميرانند و آنها كه رنج ميبرند. من خود را در كنار آمريكاييها و روسهايي ميدانم كه استثمار ميشوند چنان كه خود را مخالف سياست آمريكا در ويتنام يا سياست روسيه در لهستان و چكسلواكي دانستهام . من خيلي خوشوقتتر مي بودم اگر در 11 سپتامبر به جاي دو برج نيويورك كه پر از هزاران زحمتكش آمريكايي بوده و ظاهراً حدود هزار نفرشان از برگهي اقامت قانوني محروم بودهاند ، پنتاگون ويران ميشد و كاخ سفيد هم از خطر نميجُست . دشمنان من «وابستگان به امپراتوري Les imeriaux » هستند كه سابقاً آنها را سرمايه دار ميناميدند ، حالا هر مليتي ميخواهند داشته باشند . س : در كتاب امپراتوري Empire كه با همكاري نويسندهي آمريكايي ميكائل هارت Michael Hardt نوشتهايد ، شما جهان كنوني را هم چون نظامي فراگير از سلطه تعريف ميكنيد ، آيا تروريسم اسلامي خارج از اين «امپراتوري» قرار ندارد ؟ توني نِگري يكي از درسهاي مهم و شگفتانگيز 11 سپتامبر اين است كه معلوم شد آمريكاييها نيز در درون امپراتوري جاي دارند . جزيره نشيني و مصونيتٍ استراتژيك ايالات متحده تمام شد! من با دانيل بن سعيد هم نظر نيستم كه فكر ميكند سرمايهداري هنوز از طريق دولت – ملت بيان ميشود . اين ماجراي وحشتناك كه در نيويورك رخ داد نوعي تراژديِ شكسپيريست ، نه ؟ اين خانوادهي سلطنتي ، يا يهتر بگويم خانواده امپراتوري ست كه از هم گسسته – بگذريم كه اشخاصي مانند بوشِ كوچك و دوستانش در خور اين نمايشنامه نيستند . ما شاهد زورآزمايي بين طالبان دلار و طالبان نفت ايم! هر يك از آنها با ديگري و به اتكاء يك ديگر ساخته شدهاند و حالا كينه است كه فرمان ميراند . اين نه جنگ ، بلكه انتقام است ! آيا فكر نميكنيد كه دوباره فرو رفتن در اين واقعيت كهن از خشونتهاي شكسپيري و در اين جوّ انباشت بدوي ، ان طور كه ماركس ميتوانست بگويد ، چقدر بيرحمانه و خونخوارانه است ؟ س : بازگشت موفقيت آميز دولت – ملت را كه از ان انتظار ميرود در عرصهي ملي و بينالمللي به عنوان يك تنظيم كننده عمل كند ، پس از اين سوء قصدها چگونه تفسير ميكنيد ؟ توني نِگري جالبترين چيزي كه طي اين 30 سال اخير رخ داده حاكميت قانون بازار است . حقوق هر گونه مشروعيتي را از دولت سلب كرده است و حالا ميبينيم كه قانونِ بازار تقاش در آمده است . ميگويند چون فرمولهاي ديگر از كار افتاده ، دولت بايد مداخله كند . يكي از دوستانم فرانسوا اوالد {فيلسوف و ناشر اثار ميشل فوكو كه در حال حاضر با سنديكاي كارفرمايانِ فرانسه همكاري دارد} بايد از خود انتقاد كند ، زيرا او نيز مانند همه دست راستيهايي كه طرفدار فوكو هستند معتقد است كه قانون بازار ، بدون هيچ تضميني از طرف دولت ، ميتواند كاركرد داشته باشد . امروز حق با ميشل فوكوي حقيقيست كه در تحليل كنترل ، راه ماركس را دنبال ميكند . بازارِ آزاد هرگز وجود نداشته و همواره يك فريب بوده است . فوكو چه خوب گفته است كه اين جنگ نيست كه ادامهي سياست است ، بلكه اين سياست است كه ادامهي جنگ است . جنگ شالودهي سياست است ! س: آيا اين وضعيت را ميتوان با وضعيت انقلاب نطفهاي و جنيني مقايسه كرد كه شما به عنوان رهبر جنبش چپ افراطيِ ايتاليا ، موسوم به « استقلال كارگري » ، در سالهاي 1970 در آن مشاركت داشتيد ؟ {توني نِگري به همين خاطر به 13 سال زندان محكوم شد و در حال حاضر با استفاده از يك سيستم نيمه آزاد دوران محكوميتاش را طي ميكند} . توني نِگري سالهاي 1970 آغاز خروج از مدرنيت محسوب ميشد . امروز ما در پسا مدرنيت به سر ميبريم . من هرگز تروريست نبودهام ، اما ميتوانم به شوخي خود را چنين تعريف كنم . از اينها گذشته ، من تاوانش را به طور كامل پرداختهام! ولي مسئله بر سر افراطگراييِ تودهاي بود . ما در ديالكتيكٍ دولت قانون قرار داشتيم ، در ديالكتيك بين سوسياليسم و فاشيسم ، در مبارزه بين سوسياليسم {سوسيال دموكراسي-م} و كمونيسم . امروز ديگر حاكميتي وجود ندارد . حتا اساس حاكميت تماماً به نفع ماشين جنگي ، يعني ماشين سرمايه داريِ جهاني تغيير يافته است و حالا كه در اين زير و زبر شدگيِ بزرگ غوطه وريم ، از خود ميپرسيم: فرمان دست چه كسي ست ؟ اين است سؤالي كه پاسخ ميطلبد ! آمريكاييها ميكوشند رياست كنند حالا چه بايد كرد ؟ « كوچ كردن » ، خود را از اين بحث كنار كشيدن ، فرار ، فرار تا نهايت : كار خود ، جنگ ، دانش . اين يعني پي افكندن نوع ديگري از زندگي كه با زندگيِ اين آقايان ، طالبان دلار ، و طالبان نفت ، يكي نيست . (از لوموند مورخ 4 اكتبر 2001 . مصاحبه كنندگان : كارولين مونو ، نيكولا ويل)
|