|
همه ي هستيام را به كسي خواهم داد كه قلبش براي صلح بتپد!
|
|
|
علي ستاري
|
|
در روزهاي نهم و پانزدهم سپتامبر در تالار نمايشBlack Box مركز هنري شهر مونيخ، گروه تئاتر ايراني مونيخ Persisches Theater Munchen برنامهاي شامل تئاتر ، ترانههاي ايراني، نمايش خواني و موسيقيِ كلاسيك نوي ايراني را عرضه كرد. نويسندهي قطعات نمايشيِ آلماني ، كارگردان و بازيگر سرشناس تئاتر ايران عباس مغفوريان بود. داريوش شيرواني برندهي جايزهي اول مسابقهي آهنگسازيٍ ادارهي فرهنگ شهر مونيخ در سال 1999، آهنگ ساز قطعات نمايشي بود. آهنگ اغلب قطعاتِ آوازي را نيز ، او ساخته بود. موسيقيِ قطعات مختلف چنان آفريده شده بود كه تو گويي آنها ، مخلوق گشت و گذاري در باغ خاطرات اوست. چنان كه حافظ فرموده: خوشا شيراز و وضع بي مثالش،.. نقش آفرينان به ترتيب اجراي نقش داريوش شيرواني ، عباس مغفوريان، بهمن ستاري، فرهاد خواجهنوري، ستارهي سميعي و پيمان صبا بودند. قطعات به ترتيب اجرا در پرده ي اول عبارت بودند از: آرزوها، سيگار دود كردن يك خارجي در رستوران، ژوليا، مشكلات، دلتنگي(ترانه)، ديار بيقرارن (ترانهي فارسي)، حافظ خواني، تير فرزندان خدا (ترانه)، سه مرد، طناب كش . و در پردهي دوم: دو فرياد متفاوت، آنان كه تنها و به آخر رسيدهاند (ترانه)، آفتابكارانٍ جنگل (ترانه سرود فارسي)، رشتهي زندگي سرِ دراز دارد، آفتاب خيزان است (ترانهي فارسي)، گلهاي جاودان و همةي هستيام را به كسي خواهم داد كه… (ترانه)! مغفوريان ميكوشد از طريق قطعات نمايشي و.. حتا بوسيلهي موزيك، چونان نقاشي، كه رنگهاي مختلف را باهم ميآميزد تا رنگ دلخواهش را بيابد، بر ارزشمندي زندگي و صلح تأكيد كند و نفرت از جنگ را بيان كند. ستايش زندگي، نفرت از فاشيسم، نگاهي از اين منظر به جهان كه عشق و همدلي، دوستي و شادي، مهرباني و همزيستي شايستهي آدمي است، محتواي اصلي قطعات نمايشي و آوازي را تشكيل ميداد. عباس مغفوريان هنر بازيگري و كارگرداني را در يكي از شاخصترين مدارس تئاتر آلمان به نام Falkeusbexg Schule آموخته است و بر بنياد استعداد تحسين برانگيزش، آموختههايش را با كار مداوم و تجربهي متنوع در زمينهي بازيگري و كارگردانيٍ تئاتر و باريگري در فيلم، چه در ايران و چه در آلمان غنا بخشيده است. او از اين فرصت مغتنم نيز سود جسته است كه از سوي كارگردانان برجسستهي تئاتر آلمان چون Reue Deltgeu و August Eyerding براي ايفاي نقش اول نمايشنامههايي چون « پايان ترانه » و… و يا جهت معاونت كارگرداني انتخاب شود و از اين رهگذر تجارب شخصيِ همه جانبهاي بياموزد. او دريافتهاي انسانيِ تجربيش را در فرصت ارائهPersische Imperssionens (برداشتهاي ايراني) تجلي بخشيده است.
|