header image
 
راز‌ و‌ رمزِ مردم‌سالارى نزدِ يارانِ شاه "خدا‌بيامرز"! چاپ
بهزاد كاظمى   
رفتن به
راز‌ و‌ رمزِ مردم‌سالارى نزدِ يارانِ شاه "خدا‌بيامرز"!
صفحه 2

مدتى است كه گروه‌هاى مختلف سلطنت‌طلب "دموكرات‌"منش‏ شده‌اند و از حقوق دموكراتيك مردم و "مردم‌سالارى" صحبت مى‌كنند. شيفتگانِ رژيم شاهنشاهى توجهى به اين نكته ندارند كه باورداشتن به دموكراسى، يعنى در تضاد با "حاكميت مردم" و مردم‌سالارى قرار دارد. اعتقاد به انتخابى بودن كليه مسئولان و رهبران. دموكراسى راستين صرفاً به عرصه امور سياسى محدود نيست، بلكه ساير عرصه‌هاى اجتماعى، اقتصادى، حقوقى و فرهنگى را نيز در بر مى‌گيرد. مناسبات جامعه‌اى كه اعضاى آن و يكى از ايرادات اساسى به جوامع داراى سهم و نقشى در انتخاب كليه مناصب دولتى، و چرخاندن امور مربوط به آن، نداشته باشند، مناسباتى ضددموكراتيك است. به همين دليل، سلطنت مشروطه حكومت سلطنتى مشروطه (انگلستان، سوئد، بلژيك و...) دقيقاً همين نكته است. در اين‌گونه جوامع، نه تنها مقام رياست دولت به شكل موروثى (ونه انتخابى) به فرزندان شاهان منتقل مى‌شود، بلكه بسيارى از مشاغل مهم دولتى، قانونى و نظامى (روساى قوة قضائى، فرماندهان ارتش‏، شهربانى و...) نيز انتصابى هستند.
اما، نظريه‌پردازان طيف ناهمگون سلطنت‌طلب، از يك‌سو بخاطر حاكميت سركوب‌گر حكومت آخوندى، و از سوى ديگر به‌دليل كم‌رنگ‌شدن حافظه تاريخى مردم، روحيه‌شان تقويت شده و به تلاش‏ خود براى تحميق مردم افزوده‌اند. شاه‌دوستان بخاطر جلب جنبش‏ اعتراضى مردم )به ويژه جنبش‏ زنان و جوانان( پيرامون برنامه هاى سياسى خود، كوشش‏ زيادى براى وارونه جلوه‌دادن تاريخ به كار گرفته‌اند؛ اين گرايش‏ سياسى از ياد برده است كه مأموران شهربانى در دوران حكومت "خدايگان شاهنشاه آريامهر"، براى كنترلِ جوانان روانه خيابان‌ها مى‌شدند و براى تحقيرشان موهاى بلندِ سرِ پسران را در ملاءعام مى‌تراشيدند! و يا حتا براى تثبيت نظام خودكامه خود و مهاركردن جنبش‏ اعتراضى جوانان ايران، هنرمندان و ورزشكاران محبوب نسل جوان را به شكنجه‌گران ساواك مى‌سپردند و براى درهم‌كوبيدنِ شخصيتِ اجتماعىِ آن چهره‌هاى مشهور، شوهاى تلويزيونى به "هنرمندى" آن "مقام امنيتى" براه مى‌انداختند! 
شاه‌دوستان براى جلب پشتيبانى زنان ستمديدة ايران نيز مجبور به وارونه‌سازى تاريخ باستان اين سرزمين گشته‌اند. آنان به بهانه پشتيبانى از "آزادى زنان ايران"، به افسانه‌پردازى روى آورده و با افتخار نژادپرستانه‌اى نوشته‌اند كه "در همان دورانى كه نكبت اخلاقى اعراب خيمه خفقان برپا داشت، در ايران زن را به ديدة احترام و اهميت مى‌نگريستند". و حتا براى اثبات ادعاى خود به قانون حامورابى كه در سدة هيجدهم پيش‏ از ميلاد مسيح تدوين شده، افتخار مى‌كنند. اما اين تاريخ‌نگارى هم ساختگى است و افسانه‌اى بيش‏ نيست. ماده 143 قانون حامورابى مى‌گويد:
"در صورتيكه زن بجهاتى از شوهر ناراضى شد و گفت تو ديگر مالك من نيستى، بايد او را محاكمه كرد و اين بسته به نظر قاضى است كه اگر معلوم شد حق با زن است، حق دارد مهر و جهيزيه خود را بگيرد و به خانه پدرى برگردد. ليكن اگر معلوم شد كه خطا از طرف زن بوده، او را به رودخانه بيندازيد." 
بازنويسى تاريخ (به ويژه تاريخ اديان) نيز شگرد ديگرى است كه به كار گرفته شده است. آقاى شجاع‌الدين‌شفا به عنوان برجسته ترين نظريه‌پرداز سلطنت‌طلب، به نبش‏ قبر تاريخ پرداخته و در جستجوى يافتن مذهب و آئين "پاك" ايرانى، بر روى جنايات پيش‏كسوتان همين روحانيان شيعه، يعنى موبدان زردتشتى، پردة تاريكى كشيده و آب تقديس‏ ريخته است! بايد از آقاى شجاع‌الدين شفا پرسيد كه آيا كشتار هزاران مزدكى به دست انوشيروان "دادگر" و دوختن كتف‌هاى "تازيان بيابان‌گرد" و "بى‌فرهنگ" بدست شاپور "ذوالاكتاف" از حافظه مباركشان محو شده است!؟ جناياتى كه با دعاى خير موبدان معتقد به "كردار نيك‌" زردتشتى انجام مى‌گرفت.
در امتداد اين برنامه و راه‌كار، آقاى داريوش‏ همايون هم به آموزش‏ روى آورده و به قربانيان خفقان و خودكامگى در دو رژيم شاهنشاهى و آخوندى، درس‏ دموكراسى مى‌دهد! حافظه آقاى داريوش‏ همايون هم بدتر از آقاى شفا شده است! چرا كه ايشان حتا تاريخ معاصر ايران را هم از ياد برده‌اند. تاريخى كه با حضور فعال خودشان همراه بوده است:
آقاى داريوش‏ همايون در جوانى عضو حزب فاشيستى "سومكا" (حزب سوسياليست ملى كارگران ايران) به رهبرى دكتر منشى‌زاده بود. حزبى كه براساس‏ حزب نازى آلمان شكل گرفته بود و به اعضاى خود چگونگى استفاده از "چماق" را ‌مى‌آموخت. حزب سومكاى رژيم شاهنشاهى، همان نقش‏ گروه‌هاى "فشار" انصار حزب‌ا  و "لباس‏شخصى"هاى حكومت آخوندى را دارا بود. در واقع، منشى‌زاده و داريوش‏ همايون، پيش‏كسوتان هادى غفارى و ا ‌كرم بوده‌اند. نظريه‌پرداز شاه‌دوستان، در هنگام جوانى با بهره‌ورى از كلمه "سوسياليست" به فريب مردم مشغول بود و هم اكنون با استفاده از واژة "دموكراسى"!
البته ناگفته نماند كه آقاى داريوش‏ همايون تا پيش‏ از فروپاشى نظام سلطنتى هم فعال بوده‌اند. ايشان در دوران بلوغ سياسى، آموخته‌هاى خويش‏ را به‌عنوان وزير اطلاعات )كه تازه ادارة ساواك بخشى از آن وزراتخانه بود( و سانسورچى حكومت شاهنشاهى، به‌كار گرفته‌اند؛ آقاى همايون كسى است كه نه‌تنها چشمان "تيزبين" خود را بر روى جنايات بيشمار خاندان پهلوى ‌بسته بود، بلكه در سركوب حقوق دموكراتيك مردم ايران، سهيم بوده است! او كه پيگيرانه در صفحات روزنامه‌اش‏ (آيندگان) به توجيه فوائد بيشمار نظام تك‌حزبى "رستاخيز" مى‌پرداخت، هم‌اكنون، اما، به مردم آخوندزدة ايران درس‏ "مدرنيته" مى‌دهد! 
آقاى رضا پهلوى فرزند محمدرضاشاه نيز اعلام كرده است كه آقاى خاتمى نقش‏ گورباچف ايران را براى دوستداران رژيم شاهنشاهى دارد بازى مى‌كند! شوخى تلخ تاريخ در اين است كه خود رضا پهلوى روياى فراروئيدن به نقش‏ تاريخى رياست جمهورى لوئى ناپلئون، برادرزادة ناپلئون بناپارت را در سر دارد! و يا حتا مضحك‌تر از الگوى فرانسوى تاريخ، "رضاشاه‌دوم" آرزو دارد كه رل پدربزرگ "جمهورى‌خواه" خود، يعنى رضاخان سردار‌سپه را بازى كند! شاهزاده رضا پهلوى مدتى است كه شگرد خود را تغيير داده و با راهنمائى‌هاى مشاوران فرهيخته‌شان، منّت فراوان به مردم ايران مرحمت فرموده و اعلام كرده است كه فعلاً قيد سلطنت را زده است: همان مشاورانى كه "آسوده‌خوابيدن" كوروش‏ و يا "هندى‌بودن" اجداد آيت‌ا  خمينى را براى مردم ايران تبليغ و ترويج مى‌كردند! فرزند محمدرضاشاه هم آموزش‏هاى استادانِ خود را به‌كار بسته‌ و براى جلوگيرى از فراموشى مردم "حق‌نشناس‏"، از هر فرصتى بهره برده تا مبادا "2500‌سال تاريخ پرافتخار شاهنشاهى ايران زمين" از خاطره‌ها محو شود!
دراين ميان و در لابلاى صفحات بازنويسى گذشته ايران باستان، حساب تاريخ )همانند حساب اموال به سرقت رفته مردم ايران( از دست آقاى رضا پهلوى خارج شده است! چرا كه با يك حساب "سرانگشتى"، بخش‏ اعظم تاريخ "ايران زمين" از گردونه "پرافتخار" ملى‌گرايان شاه‌دوست بيرون قرار مى‌گيرد. حتا اگر قرن‌ها حاكميت يونانيان، "تازيان"، مغولان و ايلخانان متعدد را از اين شيوه تاريخنگارى مجزا كنيم، چيزى كه باقى مى‌ماند قرن‌ها حاكميت سلسله‌هاى "غيرآريائى" است. نظريه‌پردازان نژادپرست شاهدوست، بر روى بخش‏ مهمى از تاريخ ايران گرد فراموشى پاشيده‌اند. از آن‌ها بايد پرسيد كه چه نظرى دربارة حاكميت چندين صد‌ساله سلسله‌هاى "غيرآريائى" در ايران دارند؟ بهرحال، قرن‌ها حاكميت سلسله‌هاى ترك‌نژاد غزنويان، سلجوقيان، خوارزمشاهيان، صفويان، افشاريان و قاجاريان را نمى‌توان جزو "تاريخِ اهورائىِ پرافتخارِ نژادِ آريائى" شاه‌دوستان دانست. به قول پتروشفسكى: از آل‌بويه تا زمان كريم‌خان زند، ايران در زير حاكميت سلسله‌هاى غير"ايرانى" بود! تازه، بيشتر همان سلسله‌هاى ايرانى باقى‌مانده از تاريخ 2500‌ساله شاه‌دوستان، خطبه به نام خلفاى "عرب" مى‌خواندند.
حاكميت شاهان "آريائى" هم چندان افتخار آفرين نيست، اغلب شاهان "متمدن" ايرانى، دستِ كمى از اسكندر و چنگيز نداشتند. اين شاهان هخامنشى بودند كه قبل از آتش‏ زدن تخت جمشيد به دست اسكندر، معبد و شهر آتن را به آتش‏ كشيدند و...
شاهان ايرانى آنقدر قسى‌القلب بودند كه جدا از پوست‌كندن و دونيمه كردن اكثر وزيران، اميران و اتابكان خدمتگزارشان، پسران و خويشان مذكر خود را نيز به دست تيغ جلادان مى‌سپردند. جلادانى كه قربانيان خود را زنده زنده مى خوردند!
تاريخ ايران مملو از جنايات بيشمار حاكميت شاهنشاهى است. شايد، شاهدوستان "مدرن" ما بگويند كه تاريخ گذشته ما ربطى به دوران معاصر و دودمان پهلوى ندارد. اما مگر نه اينكه رضاشاه هم در قساوت، دست كمى از پيشينيان خويش‏ نداشت؟ طبقه كارگر و اكثر مردم ايران بيشترين صدمات را از اختناق رضاخانى ديدند. خودكامگى و خفقان رضاشاهى به طبقه حاكم ايران نيز كشيد. رضاشاه حتا، نزديك‌ترين ياران خود را زنده نگذاشت و كسانى چون تيمورتاش‏، نصرت‌الدوله فرمانفرما، سردار اسعد بختيارى و... را سربه‌نيست كرد.
پسر ارشد او نيز در خودكامگى دست كمى از پدر و ديگر شاهان "آريائى" نداشت. آدم‌ربائى، زندان، شكنجه و اعدام جزء جدائى‌ناپذير حكومت 37‌ساله محمدرضاشاه بود. درين‌باره گزارش‏هاى بى‌شمارى در آرشيو نهادهاى جهانى حقوق بشر و "عفو بين‌الملل" موجود است.


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.