|
زنده باد مقاومت همه جانبه
|
|
|
تراب حق شناس
|
|
صفحه 1 از 2
«يا صوتي ظلّك طاير زوبع بها الضماير خبّرهن علّلي صاير بلكي بيوعي الضمير» اين آواي فرشتهسان خانم فيروز، خوانندهي بزرگ لبنانيست كه در فضا طنين انداز است. «صداي من، هم چنان بال بگشا و پرواز كن/ خواب وجدانها را برآشوب/ آنها را از آنچه ميگذرد با خبر ساز/ شايد كه بيدار شوند». دهها سال مقاومت همه جانبه، در عرصههاي اجتماعي و سياسي و ديپلماتيك و فرهنگي، دهها سال مقاومت ملتي، تك و تنها عليه اشغال، عليه استعمار فلسطين، دهها سال مقاومت حيرتانگيز در برابر دنياي زور و سرمايهي بينالمللي... و به ويژه دو قيام سراسريِ تودهاي (انتفاضه) از 1987 تا 93 و از سپتامبر 2000 تا كنون... دارد جهانيان را به تدريج بيدار ميكند. گذشت روزي كه چرچيل ميگفت: «اينها [آوارگان عرب] را 20 سال در چادرها نگه داريد، فلسطين از يادشان خواهد رفت» (1948)؛ گذشت روزي كه گداماير، نخستوزير اسرائيل [از حزب كار] ميگفت: «هر روز صبح كه از خواب بر ميخيزم و ميشنوم كه كودكي فلسطيني به دنيا آمده از نفرت سرشار مي شوم» (1970)؛ گذشت روزي كه اسحاق شامير، نخستوزير (از حزب ليكود) ميگفت: «اگر در اردوگاه صبرا و شاتيلا كساني كشته شدهاندؤ به ما ربطي ندارد. كشتهها كه يهودي نبودهاند» (1982)؛ گذشت روزي كه روشنفكران بزرگي چون سارتر و سيمون دوبوار و ميشل فوكو جرأت نميكردند حقيقتِ اوضاع را در فلسطين دريابند و كلمهاي عليه جنايت بشري اسرائيل بر زبان رانند (1967)؛ گذشت روزگاري كه بطرس غالي، دبير كل سازمان ملل متحد رسماً اظهار داشت كه قطعنامههاي سازمان ملل متحد مربوط به فلسطين «الزام آور نيست» اما امروز ژوسپن نخست وزير فرانسه،، عليرغم اوج كارزار انتخاباتي، از ضرورت ارسال نيروهاي بينالمللي براي اجراي قطعنامه 1402 شوراي امنيت كه خواستار ايجاد دولت فلسطين است سخن ميگويد (3 آوريل 2002). گذشت روزگاري كه اكثريت مردم اسرائيل جلادي به نام شارون را به نخستوزيري برگزيدند تا با نابودي آرمان فلسطين براي آنها امنيت به وجود آورد... گذشت زماني كه آمريكا به آسانيِ تمام و بي هيچ مقاومتي قابل ذكر، قطعنامههاي محكوميت اسرائيل را وتو ميكرد... امروز به بركت مبارزهي همه جانبهي مردم فلسطين، اوضاع دارد روالي ديگر به خود ميگيرد. ديگر حق فلسطينيها براي احراز حقوق ملي خود، حق تعين سرنوشت و استقلال، امري جهانيست. ديگر نميتوان انتقاد از اسرائيل را به «آنتي سميتيسم» نسبت داد. ديگر گروههاي فشار صهيونيستي كه همه كاري از دستشان ساخته بود، نميتوانند مانع رشد و كشترش حمايت از فلسطينيها در جهان عرب شوند. «روشنفكران» صهيونيست كه زماني افكار عمومي غرب را مثل موم در دست داشتند افشا شدهاند و ديگر به راحتيِ ديروز نميتوانند مقاومت در برابر اشغال اسرائيل را به سادگي مهر تروريسم بزنند و كسي در برابرشان صداي اعتراض بلند نكند. گروههاي فشار صهيونيستي براي توجيه سياستهاي سركوبگرانهي اسرائيل دچار مشكل شدهاند. بسياري از شخصيتهاي فرهنگي، نويسندگان، سينماگران و هنرمندان و اساتيد دانشگاهها كه تبار يهودي دارند در برابر فاشيسم جديد كه بر اسرائيل حاكم است و به نابودي ملتي ديگر كمر بسته است موضعي بسيار شرافتمندانه دارند، دستهجمعي امضا ميكنند، به تظاهرات ميپردازند، كتاب مينويسند، هيئتهاي متعدد از شهروندانِ جامعهي مدني براي سفر به سرزمينهاي فلسطيني تشكيل ميدهند و به هنگام بازگشت، جناياتي را كه عليه فلسطينيها جريان دارد برملا ميكنند. «يهوديان فرانسوي طرفدار صلح» در تظاهرات حمايت از مردم فلسطين شركت ميكنند، كوفيهي فلسطيني به گردن ميبندند، پرچم فلسطين را به اهتزاز در ميآورند. از نافرماني موجود در ارتش اسرائيل، از سربازاني كه حاضر نيستند در سرزمينهاي اشغالي «انجام وظيفه» كنند و به همين دليل محكوم به زندان شدهاند، جانبداري ميكنند. انجمنهاي فراوان فرانسوي و اروپايي به سرپرستي كودكان بي سرپرستِ فلسطيني اقدام ميكنند. كمك مالي و دارويي جمع ميكنند، براي افشاگري و بيداريِ وجدان عمومي جهانِ غرب دست به تبليغات و انتشارات مي زنند.
|