header image
 
آیا اپوزیسیون قادر است به توافق برسد؟ چاپ
دارا گلستان - فعال سياسي‌، از كادرهاي قديمي كنفدراسيون دانشجوييِ خارج از كشور   
رفتن به
آیا اپوزیسیون قادر است به توافق برسد؟
صفحه 2
مشکل آمریکا با حکومت فقها نباید به بحران تبدیل شود. این بمعنی آن است که حکومت فقها قبل از اتمی شدن یا باید سرنگون شود و یا با اعمال پیشگیرانه امکان اتمی شدن را برای همیشه ازدست بدهد. پاسخ به (نامه به مردم آمریکا) قطعا منفی است، با این تذکر که پاسخ منفی به معنای موافقت با دخالت نظامی احتمالی آمریکا درایران، اگر چنین احتمالی اساساً وجود داشته باشد نیست. بدون توجه به نیٌت برخی از امضاء کنندگان نامه به مردم آمریکا، باید توجه کرد که  نویسنده‌ی نامه موضع سیاسی معینی که سال‌ها در اپوزیسیون اصلاح طلب مطرح بوده را عنوان کرده و قصد دارد همین درک مشخص از رابطه‌ي مردم  با  حکومت انتصابی را به خواننده‌ي احتمالی آمریکائی نیز منتقل کند.
بیانیه ۵۶۵ نفر اما، چیزیست متفاوت، و امید است  که مورد حمایت همگانی نیز قرار بگیرد. و اما چرا؟
واقعاً حساسیت اوضاع جهانی و در همین رابطه ایران تا چه میزان است، این فکر مدام مرا بخود مشغول کرده و آزارم می‌دهد که آیا اپوزیسیون قادر است حداقل روی میزان حساس بودن شرایط به توافق برسد؟  باور ندارم که دیگر برای اشتباه یا محاسبه های غلط دوران جنگ سرد جائی مانده باشد. ایران در شرایطی است که کمترین اشتباه نیروهای آزادیخواه نتایج ویرانگری را ببار خواهد آورد و خود آنها را باز هم  بیشتر به حاشیه و حتی از جرگهء آزادیخواهی بیرون خواهد راند. اگر اوضاع ایران "بموئی" بند است بنابراین باید هر حرکتی را با وسواس برانداز و هر احتمالی را بارها مرور کرد . ایران، دوست و دشمنی ثابت ندارد؛ این مقوله ای روزانه است و ما باید هر روز آمادگی تجدید نظر در کار خود با تغییر شرایط را داشته باشیم. جمهوری اسلامی اگر چه مسؤل مستقیم تمام فجایعی است که در ایران روی داده اما  کمترین مسؤلیتی را در قبال سرنوشت ایران نمی پذیرد. این اوضاع اقتضاء میکند که هر فرد مسؤلی در رابطه با بیانیه ها، نامه های سرگشاده، آکسیونها و .... در ضمن دقت و مقایسه، همواره از خودش سؤال کند که نویسندگان یا مبتکران عمل بدنبال تحقق چه چیزی هستند ، از چه کسی دفاع و یا بر علیه چه نیروئی در عمل و نه در حرف موضع  می‌گیرند، برآیند تلاششان به کجا سیرمی‌کند و آیا آنچه گفته می‌شود تفسیر بردار است یا مواضعی روشن و غیر قابل تفسیرهای دلبخواه؟
با توجه به توضیحات بالا نامه‌ای  با سیصد و پنجاه امضاء بنام "فراخوان برای مخالفت با مداخله‌ي آمریکا در ایران! نامه‌ي سر گشاده به مردم آمریکا" بیرون می آید؛ با وجود این که متنی کوتاه دارد اما سؤلات زیادی را در خواننده ایجاد می‌کند و ایرادات زیادی دارد و بگونه ای حرف می‌زند که گویا  وکیلی دارد از جانب موّکلش اقامه‌ي دعوی می‌کند!؟ توجه بکنید که این نامه "‌با قاطعیت بر این باور..[است] که نارضایتی و ضدیت مردم ایران با حکومت مذهبی حاکم برکشور به معنای موافقت آنها با مداخله‌ي نظامی آمریکا و قدرت های دیگر در ایران نیست". در همین یک جمله چند حکم نادرست صادر شده است. اول این که به خواننده احتمالی آمریکائی می‌گوید که مردم ایران از حکومت مذهبی ناراضی و با آن ضدیت دارند. دوم این که گویا آمریکا اعلام کرده است که علت مداخله‌ي نظامی احتمالی‌اش در ایران بخاطر نارضایتی مردم ازحکومت مذهبی است!؟ یا این که مردم آمریکا ممکن است فریب خورده باشند و چنین تصوری ازخواست ایرانی‌ها داشته باشند. راست این است که علت مخالفت مردم  محدود به مذهبی بودن حکومت نیست! بلکه قبل از آن و بیشتر از آن بخاطر سرکوب مداوم، فقر اقتصادی، محدودیت‌های اجتماعی، نبود حداقل آزادی‌ها و صدها دلیل دیگر، که حتا افراد مذهبی را نیز به تنگ آورده است و محدود کردن آن به نارضایتی مردم از حکومت مذهبی ادعایی نادرست است. مردم ایران دیگر تنها مخالف یا ناراضی از حکومت فقهای شیعه بر ایران نیستند، بلکه خواهان برکناری و خلاص شدن از دست آنها می‌باشند. این تجربه پس از هشت سال امید بستن به امکان اصلاح رژيم بدست آمده و مردم دریافتند که اصلاحی درکار این رژيم نمی‌تواند وجود داشته باشد.  اعتقاد به اصلاح ناپذیری این جماعت و سپری شدن دوران نارضایتی در عمل به اثبات رسید. دوم این که هیچ کس نگفته و ادعا نکرده است که چون مردم ایران از "حکومت مذهبی راضی" نیستند آمریکا  می‌خواهد در ایران مداخله‌ي نظامی بکند. آمریکا یا اسرائیل به خاطر خطر دستیابی حکومتی تروریستی به سلاح‌های اتمی است که استفاده از زور نظامی را در مقابله با فقهای حاکم بر ایران منتفی نمی‌دانند و این هچ ربطی به مردم ایران یا کشور ایران ندارد. مهمتر از هرچیز این که فقها چنان بلائی بر سر مردم آورده‌اند که امروز هیچ کس نمی‌تواند ادعا کند که مردم خواهان سرنگونی حکومت ملاها حتا توسط آمریکا نیستند؛ اینجا موضوع درست یا غلط بودن این خواست مردم نیست، ما درمورد این که مردمی جان به لب رسیده چگونه فکر می‌کنند صحبت می‌کنیم. در جائی از این نامه نویسنده می‌گوید "‌ما امضاء کنندگان این نامه، نگرانی خود را از احتمال مداخله‌ي مستقیم یا غیر مستقیم نظامی آمریکا در ایران ابراز می‌کنیم"، اینجا فرض را بر این می‌گذاریم که نویسندگان این نامه با حمله‌ي مستقیم آمریکا یا اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای رژيم مخالفند، ولی این یک مداخله‌ي نظامی مستقیم یاغیر مستقیم در کار تأسیسات اتمی رژيم فقاهتی است و نمی‌توان نام ایران را بر این تأسیسات گذاشت.  نامه در عین حال با مداخله غیر مستقیم نظامی نیز مخالفت می‌کند؛  اول باید روشن کرد که غیر مستقیم اینجا چه معنایی می‌دهد؟ شاید منظور مثلا دخالت نظامی همسایگان با تشویق آمریکا در امور اتمی فقها باشد، اما قبلا نامه آن مورد را تصریح کرده است ومی‌گوید: "‌مداخله‌ي نظامی آمریکا یا قدرت‌های دیگر.." پس اینجا منظور می‌تواند شامل مبارزات خود مردم ایران بر علیه نظام اسلامی نیز بشود که می‌توانند و حق دارند در شرایطی از شیوه‌های غیر مسالمت آمیز نیز درمقابله با رژيم سود ببرند. با چنین ادعائی هر شورشی بر علیه نظام پیشاپیش به "دخالت نظامی غیر مستقیم آمریکا" نسبت داده شده است. این نامه عمداً و آگاهانه بجای ذکر تأسیسات هسته‌ای رژيم از"‌ایران" نام می‌برد.
 پس از انتشار این نامه متأسفانه نامه‌ي دیگری نیز در شیکاگو منتشر شد که علناً در دفاع از اتمی شدن فقها سخن گفته است که از پرداختن به آن صرفنظر می‌کنم.
به نظر می‌رسد که نویسندگان نامه‌ي اولی و مورد بحث ما  قصد داشتند که در میان ایرانی‌های مقیم آمریکا یک شبه "جنبش" راه بیاندازد ولی قصدشان هر چه بود با بی اعتنائی با معنائی از سوی مخالفان رژيم اسلامی روبرو شدند، نه کسی از آن حمایت کرد و نه خود امضاء کنندگان دنباله‌ي کار را گرفتند. امروز وضعیت بگونه‌ای است که هر ایرانی قبل ازهر اقدامی به این مسله فکر می‌کند که چه کسی ازحرکت او بیشترین سود را می‌برد؟ و اگر پاسخ حکومت فقها باشد، قطعاً به آن حرکت دست نخواهد زد. در همین رابطه ما می‌بنیم که تعداد ایرانی‌های شرکت کننده در تظاهرات بر علیه سفر اخیر جورج بوش به اروپا بسیار اندک و ناچیز بود. گاه می‌شود که بعلت عدم درک صحیح از شرایط، یک اطلاعیه یا اکسیون می‌تواند نقض غرض کند و در باره این نامه و آن اکسیون چنین شد. "‌نامه به مردم آمریکا..." مستحق بی اعتنائی بود و جز این هم نصیبی نبرد، چون در بهترین حالت نیز جز تلاشی برای  ایجاد  انحراف در وظایف اپوزیسیون چیزی نمی‌توانست باشد. بفاصله چند روز پس از انتشار این نامه که بدرستی مورد بی مهری همگانی قرار گرفت  بیانیه‌ای از سوی فعالان سیاسی داخل کشور منتشر شد. مطالعه‌ي این بیانیه نشان می‌دهد که دغدغه‌های مردم و روشنفکران داخل کشور هیچ قرابتی با نگرانیهای این نامه و آن اکسیون نداشت.

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.