|
نجمه موسوی
|
|
صفحه 9 از 16
سخنرانى دكتر نوال ال سعداوى
الهه امانى
نوال اَل سعداوى ميهمان ويژه بزرگداشت روز جهانى زن در دانشگاه ايالتى فولُرتن بود. نوال كه يك فيمينيست و مبارز مصرى مىباشد به دعوت اين دانشگاه براى تعداد قريب به 400 نفر از دانشجويان، استادان و جامعه مهاجرين خاورميانه در اورنجكانتى سخنانى پيرامون »بنيادگرايى مذهبى و جهانى شدن سرمايه« ايراد نمود. وى در سخنان خود ابراز داشت كه به جنبش مقاومت و مبارزه عليه جهانى شدن سرمايه و رشد بنيادگرايى مذهبى در جهان اميدوار است. وى كه به تازگى از برزيل و اجتماع 70 هزار نفره فعالين و مبارزين جهان بر عليه جهانى شدن سرمايه بازگشته بود سرشار از انرژى مثبت و خوشبينى نسبت به آينده جامعه بشرى بود. او با طرح سئوال «رابطه پرزيدنت بوش و مثلهكردن زنان در مصر چه مىباشد» توجه حضار را بخود جلب و تاكيد نمود كه كليه مسائل دنياى كنونى بيشتر از هر برهه در تاريخ باهم در ارتباط مىباشد. او از پرزيدنت بوش به مثابه رئيس جمهورى كه خود، خود را انتخاب كرده ياد كرد و حضور او را در صحنه سياست امريكا وجهان به سود بنيادگرايان مذهبى ارزيابى كرد. وى به كاربرد پرزيدنت بوش به زبان و اصطلاحاتى كه ريشه مذهبى دارد از قبيل «شيطان» اشاره نمود و اين كه چگونه رئيس جمهورى كنونى امريكا گرايشات افراطى مسيحى را مورد حمايت قرار مىدهد. دكتر نوال اَل سعداوى به اهميت اتحاد و همكارى بين نيروهاى مترقى جهان در سطح ملى و بينالمللى اشاره كرد و سياست «تفرقه انداز و حكومت كن» امريكا را مورد انتقاد قرار داد. وى همچنين به صراحت از اين كه فمينيسم با گرايشات مختلف مخصوصا"مذهبى توضيح داده شوند انتقاد نمود. او اظهار داشت كه «فمينيسم اسلامى، مسيحى و غيره هدفى جز ايجاد تفرقه بين مبارزات زنان ندارند.» وى اظهار داشت كه «خداى من در من وجود دارد و نام آن عدالت است». لازم به يادآورى است كه در گذشته نه چندان دور، بينادگرايان مذهبى حكم قتل نوال اَل سعداوى را در مصر صادر نموده و همسر وى براى دادن طلاق به ايشان مورد فشارهاى قانونى و اجتماعى قرار دادند. همسر نوال اَل سعداوى مترجم كتابهاى وى مىباشد و اين دو با يكديگر زندگى مشترك پربارى را تاكنون به پيش بردهاند. به عنوان كسى كه بسيارى از كتابهاى دكتر سعداوى را خوانده بودم و اولين داستان وى كه »زن در نقطه صفر»Women at point zero« در اوايل سالهاى 80 من را با ستم جنسى وارده به زنان عرب بيشتر از پيش آشنا نمود، بايد اذعان كنم كه ملاقات و فرصت سپرى كردن ايام خصوصى با او مرا بسيار مسرور كرد. شايد در سخنرانى خود در دانشگاه فوترمن بندرت با مفهومى آشنا شدم كه برايم غريب بود، اما آنچه كه من را متاثر كرد، شخصيت گرم و پر انرژى، مثبت و روح شيفته و خستگى ناپذير وى بود.
نقش زنان در صورت مسئله جنگ و صلح
الهه امانى
جنگ يكى از بلاياى جامعه بشرى مىباشد كه همواره در طى تاريخ آزادى، امنيت و دمكراسى را نه تنها براى نظاميان بلكه براى غيرنظاميان به محاق مخاطره افكنده. زنان و كودكان به مثابه بخشهايى از جامعه كه از موقعيت اقتصادى، اجتماعى، سياسى فرودستى برخوردار بوده، بيشتر از مردان خشونتهاى جنگ را بطور غيرمستقيم تجربه مىكنند. شايد بىتشابه نباشد اگر بدن زن و سرزمين يك ملت را به يكديگر و در پيوندى تنگاتنگ با يكديگر بپذيريم. زمانى كه سرزمين و مرزهاى يك ملت مورد تجاوز و هجوم نيروهاى متخاصم قرار مىگيرد، پيكر زنان آن سرزمين نيز عرصه تاختوتاز و خشونتهاى جنسى نيروهاى دشمن قرار مىگيرد. از بنگلادش گرفته تا يوگسلاوى سابق، از برلين در جنگ جهانى دوم گرفته تا نانكين تحت سلطه ژاپنىها، از ويتنام تا موزامبيك، از افغانستان تا سومالى، زنان و دختران قربانى خشونتهاى جنسى شدهاند. اين امر در مورد مردان و بويژه پسران جوان نيز صادق است؛ اما ابعاد آن تا به امروزمحاسبه نشده و تصور روشنى از آن ارائه نگرديده است. اما چگونه مىتوان گسترهى اين جنايات را برآورد كرد. چگونه مىتوان تعداد زنان و دخترانى را كه در بوسنياBosnia و رواندا مورد اذيت و آزار و تجاوز جنسى قرار گرفتهاند حدس زد؟ طبيعى است كه اين امر بسيار مشكل بوده زيرا كه بخشى از اين زنان و دختران جان خود را از دست داده و بخش فزونترى مهر سكوت بر لب زده. زنان و دختران عمدتا" بعلت ترس از بدنام شدن و ايزوله گرديدن و وحشت از انتقام توسط مردان جامعه خود اين جنايات را گزارش نمىدهند. بعضى ديگر معتقد هستند كه اساسا" كسى نمىتواند به آنها كمك كند. از اين گذشته شديدترين انواع خشونتها و جنايات بر عليه زنان، غيرنظاميان و اسراى جنگى زمانى صورت مىگيرد كه سازمانها و نهادهاى بينالمللى در صحنه تصادفات جنگى حضور ندارند. اما سازمانها و نهادهاى بينالمللى براى برآورد نسبى ميزان اين جنايات عمدتا" به تعداد زنان و دخترانى كه براى دوران باردارى در خلال جنگ و يا بعد از آن در مناطق جنگى به كمك نيازمند مىباشند و يا زنانى كه مبتلا به بيمارىهاى جنسى شده و يا سقط جنين مىكنند، بطور نسبى ميزان اذيت و آزار و خشونتهاى جنسى را برآورد مىكنند. اين طريق برآورد كردن در سالهاى اخير در »كوسوو«Kosovo در خلال حملات هوايى ناتو در »چچن«Chechnya در تصادمات نظامى با جمهورى روسيه و در مناطق روستايى »سيرالائون« Sierra Leone بكار گرفته شده است. در تحقيقى كه توسط سازمان صليب سرخ جهانى در سال 2000 صورت گرفته، در مناطق جنگى و از طريق تهيه پرسشنامه از هر 9 نفر يكنفر اذعان داشته كه كسى رامىشناسد كه مورد تجاوز جنسى قرار گرفته و حداقل يك نفر مورد اذيت و آزار جنسى قرار گرفته. اين آمار بسيار تكان دهنده مى باشد و نشان مىدهد كه دولتها اساسا" از حقوق شهروندان خود در برابر خشونتهاى جنسى حمايت نكرده و به حقوق انسانى و امنيت آنان احترام نمىگذارند. مسئله تجاوز جنسى به عنوان يك تاكتيك جنگى اگرچه امرى بود كه در خلال تاريخ صورت گرفته اما سالهاى 1995_ 1992 »پاكسازى قومى« و تجاوز به زنان بوسنياBosnia باردارى اجبارى آنان و مجبور ساختن آنان به اين كه نطفه دشمن را در رحم خود پرورش دهند افكار جهانيان را در حدى بخود مشغول كرد كه مسئله زنان و خشونتهاى جنسى را در تصادمات نظامى در دستورالعمل محافل مختلف جهانى قرار داد. هنوز پس از نزديك به يك دهه از اين واقعه دهشتناك تاريخ در بوسنيا 18292 نفر در زمره افراد ناپديد محسوب مىشوند و از اين تعداد 7ر%91 مرد و 1ر%8 زن مىباشند. »من بدون يك عذرخواهى نمىتوانم بميرم.« اين كلمات از زبان زن كرهاى مسنى گفته مىشود كه در جنگ جهانى دوم تحت فشار ارتش ژاپن به اسارت جنسى درآمده بود. براى 6 سال گذشته هر چهارشنبه 12 زن مسن كرهاى در مقابل سفارت ژاپن در شهر سئول گردهم مىآمدند تا دولت ژاپن را تحت فشار قرار داده و براى جناياتى كه اين كشور در حق زنان كرهاى صورت داده عذرخواهى كند. اين به اصطلاح »مادربزرگها« )برخى اساسا" هيچگاه فرزندى نداشتند( در بادوباران و برف و آفتاب گردهم آمده تا حق خود و هزاران هزار زنى را كه قربانيان خاموش جنگ جهانى دوم مىباشند اعاده كنند. هزاران هزار از زنان كرهاى بين 15 تا 22 ساله به فحشاى اجبارى در مراكزى نزديك به خط اول جبهه در خلال سالهاى 1943_1937 وادار شدند. و حقوق انسانى آنها بطرز شديدى نقض شده و بدن آنها و روح آنان مورد تجاوز ارتشيان ژاپنى قرار گرفته است. برخى از اين »مادربزرگها« در مصاحبههاى خود اذعان داشتند كه در برخى از موارد تا 30 بار در يك روز مورد تجاوز جنسى قرار گرفتهاند. در كنفرانس جهانى زنان در پكن، با يكى از اين زنان _ 81 ساله و اهل فيليپين _ كه اصطلاحا" به آنانComfort Women گفته مىشود، آشنا شدم. او در آنجا حضور پيدا كرده بود تا با پيكر خميده خود روح و جسم آزار ديده و نگاه سرشار از خشم خود نسبت به عاملين اين خشونتها دادخواست خود را به كنفرانس عظيم پكن ارائه دهد. هيچگاه نگاه او را از خاطر نمىبرم زمانى كه دستش را در دست گرفتم و نوازش كردم و او اشك در چشمانش حلقه زد به زبان محلى گفت: »شما زنان دنيا بايد داستان ما را بدانيد...« اما متاسفانه بعد از پايان جنگ جهانى دوم اين بخش تاريك از جنايات جنگى ناديده گرفته شد و هيچ يك از دول متحدين يا متفقين از آن سخنى به ميان نياوردند. تنها در سالهاى پايانى دهه 80 بود كه زنان آكادميسين در كره تحقيقات و پژوهشهاى خود را معطوف اين فصل از جنايات جنگى ارتش ژاپن در كره، فيليپين، چين و اندونزى نمودند و با استناد به اظهارنامه اين زنان و تاريخ شفاهى موجود خاطرات اين زنان را مدون كردند. در سال 1990 يكى از اين زنان تجربه خود را در مانيل در اختيار رسانههاى گروهى قرار داد.
|