header image
 
به مناسبتِ روز جهانی زن چاپ
نجمه موسوی   
رفتن به
به مناسبتِ روز جهانی زن
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16

به سان همه‌ي فمينيست‌هاي جهان، و به عنوان كسي كه بيش از دو سال در مبارزه عليه سرنوشتي كه طالبان براي زنان افغان رقم زده‌اند، شركت دارم، اميدوارم كه حكومت مستقر در افغانستان حقوق انساني زنان را تامين كند. ايجاد موقعيتي بهتر، مي‌تواند يكي از نتايج غيرقابل پيش‌بيني اين جنگ باشد: شايد منفعتي دوجانبه. مي‌توان اميدوار بود. بي‌خيالبافي زياده از حد البته.
گروه برهان‌الدين رباني، رييس دولتِ به رسميت شناخته شده ي جامعه بين‌المللي، در سال 1992 قوانين مذهبي(شريعت) را به مردم تحميل كرد. در سال 1995، دسته‌جات جمعيت اسلامي، تحت رهبري فرمانده مسعود، دست به يك سري تجاوز و قتل در كابل زدند.
 
آنان كه تصميم مي‌گيرند، آنان كه متحمل مي‌شوند!
به  دنبال مذاكرات بن، دو زن به دولت موقت راه يافتند، دو زن نبعيدي، يكي متعلق به حزب وحدت و ديگري از اعضاي حزب پرچم. «روا» انجمن انقلابي زنان افغان، كه شش سال است به همراه زنان پناهنده و بخصوص به نفع آموزش دختران فعاليت مي‌كند، هر دو حزب را به عنوان احزاب  « مزدور» رد مي‌كند. «روا» با باقي‌مانده‌‌ي توانش، اما با همان شدت عليه بمباران‌هاي اخير مخالفت كرده است. به همراه سازمان‌هاي ديگر، اين انجمن، خواهان يك قدرت بين‌المللي است كه مردم افغانستان را در مقابل «جانبازان اتحاد شمال» حمايت كند.
جمعيت اسلامي، با پشتيباني مراكز بين‌المللي چندين بار قول‌هاي بي‌اساس داده است . قضاوت را به عهده ي شما مي‌گذارم: يك هفته بعد از گرفتن كابل، يكي از سخنگويان اين حزب در بي‌بي‌سي اعلام ‌كرد كه «محدوديت‌ها»ي عليه زنان برداشته خواهند شد، بدون اين كه جزييات اين امر را روشن كند. او در ادامه گفت كه برقع ديگر اجباري نخواهد بود. حجاب كافي است.» حجاب همان پوششي است كه در ايران آن را چادر مي‌گويند. حجاب كافي خواهد بود. باورنكردني است. حتا اگر آزادي‌ها گسترش يابند، آيا اين دليلي است بر حقانيت جنگ؟
هنگامي كه مسئله بر سر حقوق بشر است، سؤال هميشه يكي است: چه چيزي براي يك ملت بدتر از جنگ است؟
از چه زماني جنگ قابل ترجيح مي شود؟ چنان كه گفته مي‌شود جنگ براي زنان افغان مفيد است. مردن زير بمب، از گرسنگي و سرما مردن منجر به تصميمي است كه معني‌اش اين است كه براي زنان افغان، مرگ بهتر از زندگي تحت رژيم طالبان است. مرگ بهتر است از بندگي: افكار عمومي غربي براي زنان افغاني چنين تصميم گرفته است. تصميمي كه مي‌توانست قهرمانانه باشد، چنان چه غربي‌ها زندگي خودشان را در ترازوي مرگ و زندگي مي‌گذاشتند و نه زندگي افغانها را‌.
روش غيرمسئولانه‌ي استفاده از بهانه‌ي «آزادي زنان افغان» به خوبي نشان دهنده‌ي گستاخي غرب است كه به خود حق مي‌دهد تا با شيوه و ميل خودش مالك زندگي ديگران شود. اين خود تاثير به سزايي بر رفتار آنها در برابر افغان‌ها دارد، كه رفتار فرمان‌دهندگان در برابر فرمانبران است. بياييم براي همه، قانون ساده اخلاقيِ بين‌الملليِ معتبري را پيشنهاد كنيم: هيچ كس حق ندارد تصميمي بگيرد، بخصوص تصميمي قهرمانانه، وقتي كه ديگري ناچار به پرداخت بهاي آن مي‌شود. تنها خلقي كه جنگ را متحمل مي‌شود در جايگاهي است كه بگويد اين جنگ ارزشش را دارد يا نه؟ در اين جا، آن كه تصميم به شروع و ادامه جنگ گرفته آن كسي نيست كه از عواقب آن متضرر شده و آسيب‌هاي ناشي از آن را متحمل مي‌گردد.  او خود تصميم بر اين جنگ نگرفته است. در حال حاضر، زنان افغاني، هزار هزار در راهند، زير چادرها، روي جاده‌ها، در اردوگاه‌ها. تعداد پناهندگان يك ميليون بيش از قبل از جنگ است و يك ميليون انسان در داخل خود كشور وادار به مهاجرت شده‌اند. براي بسياري از آنان احتمال مرگ مي‌رود. بي هيچ ضمانتي كه اين فداكاري» حقوق مضاعفي را براي آنان به ارمغان بياورد. آيا اصولا مي‌توان از فداكاري» سخن گفت، هنگامي كه حتا خودشان آن را انتخاب نكرده‌اند.
حداقل ارزش‌هاي اخلاقي، متحدين را موظف مي‌كند از اين ادعا كه اعمال رنج به مردم، به نفع آنهاست، دست بردارند. ديگر مدعي نشوند كه به نام آزادي مردم، از آنها حق انتخاب سرنوشتشان را و حتا حق زندگي كردن را گرفته‌اند. برعكس جا دارد كه نگران اين باشيم كه اين شعار‌، خود مد روز شود و اين شيوه، شيوه‌ي رايج. زيرا ليست كشورهايي كه متحدين عليه پليدي و نيروهاي خبيث قول داده‌اند كه با فلز سرد، خوبي و نيكي را به آنها به ارمغان بياورند طولاني است. و البته كه هرگونه شباهتي با حوادث تاريخي گذشته، حوادثي چنان قديمي كه حتا بردن نامشان به نظر بيخود و بي‌معني مي‌نمايد، هرگونه شباهتي با جنگ‌هاي استعماري كاملاً اتفاقي است.
جنگ به منظور كنترل و استعمار، هرگز باعث پيشرفت حقوق انساني نخواهد شد، زيرا اين بمباران‌ها كه به نام تمدن صورت مي‌گينرند، خود عامل به فراموشي سپردن بسياري از پرنسسيب‌ هاي همين تمدن مورد ادعاي آنان شده است.
قراردادهاي ژنو، توسط متحدين، بي‌اعتبار شناخته شده، متحديني كه اوايل همدستان جنايات قصاب‌ مزار بودند و اكنون همدست مانورهاي آمريكايي‌اند. ايالات متحده در حال اختراع قشر جديدي از جانيان قضايي است، « جنگاوران غيرقانونيِ» گوانتانامو، كه هيچ قانوني، نه ملي، نه بين‌المللي ، نه مشترك و نه قوانين جنگي از آنها را پشتيباني نخواهد كرد.
آزادي‌هاي عمومي، افتخار دمكراسي‌هاي ما، منحل شده‌اند، حقوق بين‌المللي در حد مرگ زخمي است. جسد نيمه جان و در حال احتضارِ سازمان ملل متحد شاهدي بر اين مدعاست. تنها همكاري مشترك واقعي و صلح‌جويانه‌ي بين ملت‌هاست كه باعث پيشرفت حقوق بشر مي شود. اين در دستور روز نيست. بر ماست كه آن را در دستور روز وارد كنيم! 
 

 



مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.