|
نجمه موسوی
|
|
صفحه 15 از 16 امروزه در ايران هم اجراى احكام اعدام و شلاق زدن در ملاعام با مشكلاتى براى مسئولين و مجريان مواجه شدهاست. حضور مردم در اين مراسم به معناى تائيد اين احكام نيست. گاه با نوعى همدلى با قربانى آميخته است و گاه با اعتراض. آيا اعتراض مردم تنها به علنى بودن مجازاتهاى اسلامى است يا اين كه نفس اين گونه مجازات ها هم مورد ترديد قرار گرفتهاست؟ مىدانيم كه به دليل وجود فشار دستگاه سركوب و سانسور، امكان سنجش واكنشها و نظرات مردم امكانپذير نيست. اما بهنظر مىرسد در حال حاضربهرغم نارضايتىهاى گسترده و عميق از حكومت اسلامى، هنوز پايههاى نظرى قصاص و اعدام درميان مردم زير سوال نرفتهاست. و اين را مىدانيم كه جنايت به نام مجازات، زمانى در افكار عمومى مورد ترديد واقع مىشود كه نقدى گسترده و جدى در اين زمينه در جامعه صورت گيرد.
پانويس: 1- اين واژه از داستانى از تورات گرفتهشده است. در روز آشتى، روحانى اعظم دستهايش را بر سر يك بز اخوش مىگذارد و مىگويد كه تمام گناهان و خطاهاى قوم بنى اسرائيل به اين بز منتقل شده است. سپس بز را در بيابان رها مىكنند و حيوان گناهان قوم را با خود مىبرد. اين واژه را در مورد نقشى كه يودا در مسيحيت دارد و همچنين نسبت دادن بلاها و مصيبتهاى جامعه به يهوديان بكار گرفتهاند. 2- احمد وائلى، احكام زندان در اسلام، ترجمه محمد حسين بكائى، ص. 87
آيا اين جنگي است به نفع زنان ؟
كريستين دلفي / برگردان: نجمه موسوي برگرفته از لوموند ديپلماتيكِ ماه مارس 2002
در كابل، پرچم آمريكا بالاي سفارت در اهتزاز است. و « امروز زنان افغان آزادند.» جناب آقاي جورج بوش به هنگام سخنراني خود در 29 ژانويه 2002 در مورد دول متحد چنين گفت: به منظور آزاد سازي افغانها «اتحاد عليه تروريسم» وارد جنگ شد. پس از بمبلرانها و ورود دستجات اتحاد شمال به كابل، روزنامهها دست به انتشار عكسهايي با لبخندهايي بر چهرهي زنان زدند تا به اين وسيله وجود جنگ را توجيه كنند. چه توجيه عجيبي ، و اين در حالي است كه دوباره مجاهدين در قدرت با متحدين سهيم ميشوند، و آنان رفتاري بهتر از طالبان ندارند. علاوه بر اين، مخبرين بسياري هنوز نمي توانند بياعتمادي شهروندان كابل و جلال آباد را مخفي كنند. عدم اعتمادي كه مبتني بر تجارب آنها در اين چند سال است: طي سالهاي 1992-1996 دستهجات اتحاد شمال« يا جبهه متحده» كشتار و قتل عام زندانيان و زخميها را هم چنان ادامه دادند، مردم غيرنظامي را به گروگان گرفته و باعث وحشت آنها ميشدند. هم اكنون، همين وضع، به شكلي مشابه در افغانستاني كه از نو به قلمروهاي مختلف تقسيم شده، تكرار ميشود، افغانستاني كه فرماندهانش يكديگر را تهديد به جنگي شهري ميكنند. ايلات متحده در افغانستان هم مانند كويت و عربستان سعودي و جاهاي ديگر دلش براي حقوق زنان افغانستان نسوخته است. برعكس آنها با پيگيري و مداوما افغانها را در مقابل منافع خودشان قرباني كرده و ميكنند. بد نيست بدانيم كه ريشهي مجاهدين در اصل از كجا است؟ از سال 1978، حتا قبل از اشغال افغانستان به دست ارتش شوروي، رهبران قومي و مذهبي جنگ دينياي را عليه رژيم ماركسيست نور محمد تركي اعلام كرده بودند، تركي كسي بود كه مدرسه را براي دختران اجباري كرد. قانوني كه زنان بيوه بر اساس آن مجبور بودند به عقد برادر شوهر خود دربيايند و هم چنين فروش زنان را لغو كرد. در هيچ زماني تعداد زنان پزشك، استاد دانشگاه و كيل و … بيش از دوره 1992-1978 نبوده است. به نظر مجاهدين، حقوق زنان ارزش جنگ را دارد، اما جنگ عليه چه كسي؟ اشغال شوروي به اين درگيري معني و ابعاد وطنپرستانهاي داد و اين كار با پشتيباني ايالات متحده آمريكا، كه دشمانٍ دشمنانِ خود را دوستانِ خود ميشمارد، صورت گرفت. البته كه آنها ميدانستند مجاهدين ميخواهند زنان را وادار به اطاعت سازند، كه ميخواهند آنها را منقاد كنند، اما اين امر مهمي نيست، مهم اين است كه همين مجاهدين با مسكو درگير شده و آنها را شكست بدهند. بعد از خروج شوروي ها، جنگ هم چنان ادامه يافت و به ويژه جنگ عليه غيرنظاميها شدت بيشترب پيدا كرد. سربازان اتحاد، خانهها را ويران كرده به زنان تجاوز كردند، رهبران محلي كاميونها را هر 50 كيلومتر يك بار به گروگان ميگرفتند. اختلال، بينظمي مانع به كارگيري شريعت شده بود.و بدين ترتيب، زمينه براي ورود طالبان، اين فرزندان خلف مجاهدين مهيا شد، آنها كه به اندازه پدران و پيشينيانشان ضد كمونيست بودند و بيش از آنها بنيادگرا، كانديداهاي مناسبي براي آمريكا بودند، امريكا نيز با ولخرجي زياد دلارها را به سمت مدارس قرآني( مكتبخانههاي پاكستاني از طريق عربستان سعودي اداره ميشوند) سرازير كرد. با اين وضع، آيا ميتوان پذيرفت كه ايالات متحده آمريكا همواره براي حقوق زنان مبارزه كرده است؟ نه. آيا آنها تا به حال اساساً براي حقوق زنان در جايي مبارزه كردهاند؟ نه. برعكس، هميشه زنان را فريب دادهاند. آنها مانع زنان بوده اند. زنان افغاني كه دولت ماركسيستِ متحد دشمن آمريكا از آنها دفاع كرده، بايستي قرباني شوند. در هر صورت نميتوان اجازه داد كه حقوق بشر مانع توسعه و تداوم هژموني جهاني آنان شود. حقوق زنان نيز، مانند حقوق كودكان عراقي است: مرگ آنها بهاي ابرقدرتيِ آمريكاست.
|