header image
 
به مناسبتِ روز جهانی زن چاپ
نجمه موسوی   
رفتن به
به مناسبتِ روز جهانی زن
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
صفحه 14
صفحه 15
صفحه 16

بيا‌ييد در اين ارتباط تاملى بر سنگسار داشته باشيم. چه مكانيسم هاى روانى سبب مى‌شود كه آدم‌هائى انسان ديگرى را، كه نه خصومت شخصى با وى دارند و نه اصلا او را مى‌شناسند، درون گودالى كرده و سنگسار كنند؟ اين سوالى بود كه مرا به ديدن فيلم مستند سنگسار كشاند. موجودى را كه در گونى كرده بودند، كشان_ كشان آوردند و به گودالى كه لحظه‌اى پيش‏ كنده شده‌بود، هل دادند چند نفر او را گرفته و ديگران بر رويش‏ خاك مى‌ريختند. خشونت و شتابى همراه با عصبيت و نفرت در حركات مردها مشهود بود. چهره قربانى كه در گونى بود، قابل رويت نبود تنها از صداى ضجه‌اش‏ مى‌شد فهميد كه زن است. بعد از اينكه او را تا گردن در خاك فرو كردند، سنگسار شروع شد. مردانى برافروخته و با حالت‌هاى بشدت هيستريك، كه در دايره‌اى گرد آمده‌بودند، در پرتاب سنگ از هم پيشى مى‌گرفتند. تكان‌هاى سر و گردن قربانى آنها را برافروخته‌تر مى‌كرد. به يكديگر هجوم مى آورند تا در پرتاب سنگ از هم پيشى بگيرند. تعدادشان كم نبود. شايد چند صد نفر. صحنه در يك مكان عمومى مثل خيابان نبود. مى‌شد تصور كرد كسانى كه به اينجا آورده‌شده بودند، از حزب‌الله بودند. چه بسا پيش‏ از اين مراسم در مراسم ديگرى، مثلا در يك برنامه مذهبى، از گناه و جهنم شنيده‌بودند و در يك هيجان جمعى بر سر و سينه خود كوبيده و با صداى بلند گريه كرده‌بودند. و حال احساس‏ گناه، حس‏ حقارت در مقابل فرامين مذهبى و نارضايتى مستمر از خود عرض‏ اندام مى‌كرد. در برابرشان موجودى بود مسبب گناه آنها و اصلا مسبب تمام گناهها در روى زمين. بى‌دفاع بودن قربانى نه باعث ترحم، بلكه حس‏ انتقام‌شان را بيشتر مى‌كرد. كافى بود كه بدانند قربانى زن است و گناه كرده‌است.
عذاب دائمى ناشى از احساس‏ گناه آن نكته اى است كه سنگ‌انداز را با گناه زن قربانى تلاقى مى‌دهد. و گناه زن تخطى از قوانين شرع در امور جنسى است. بنابراين چه براى مردان برافروخته سنگ‌انداز و چه براى فرهنگى كه سنگسار را تائيد مى‌كند، حتى اگر اين تائيد با سكوت آميخته به شرم باشد، قربانى آئينه‌اى است كه در او آنها گناه خود را مى‌بينند. مجازات او، مجازات نيمه گناهكار خودشان است. اما اين به معناى آن نيست كه آنها خود را با قربانى هم‌هويت مى‌بينند يا به اصطلاح خود را جاى قربانى مى‌گذارند. بر عكس‏، انزجار و نفرت خود را از احساس‏ گناه خويش‏ در قربانى متمركز مى‌كنند و از درد او نه تنها متاثر نمى‌شوند بلكه احساس‏ سبكى هم مى‌كنند. پس‏ هر چه مجازات خشن‌تر باشد، بيشتر تسكين مى‌يابند.
براى جمعيتى كه سنگسار مى‌كند وجه اشتراك احساس‏ گناه خويش‏ با گناهى كه قربانى به آن متهم است، پنهان است. به اين معنا كه آنچه كه در پس‏ پرده جنايت سنگسار نهفته است يعنى احساس‏ گناه و سركوب درونى خويش‏ را با انتقام گرفتن از يك قربانى كاملا بى‌دفاع تسكين دادن، امرى است كه در ناخودآگاه اتفاق مى‌افتد. در انجيل روايت شده‌است كه مسيح با ديدن صحنه سنگسار زنى كه متهم به زنا بوده، متاثر شده سرش‏ را پائين مى‌اندازد و خطاب به سنگ‌اندازان مى‌گويد «سنگ اول را كسى بزند كه گناهى نكرده باشد» در مقابل اين سخن جمعيت دچار ترديد شده و عقب مى‌نشيند. در اين روايت غير از پيام انسان‌دوستى، جنبه ديگرى هم نهفته است. مسيح به گناهى كه در همه اعصار و جوامع مى‌تواند اتفاق بيفتد، انگشت مى‌گذارد. مسيح با صراحت احساس‏ گناه پنهان و نهفته آدميان را به رخ‌شان مى‌كشد و آنها را به كلنجار رفتن با خويش‏ و داورى خود مى‌خواند.   
احساس‏ گناه در امورى بارى سنگين دارد كه بشر را از پرداختن به آن گريزى نيست. احساس‏ گناه ناشى از مسائل جنسى از اين زمره است كه هم فرد_فرد انسانها را درگير خود مى‌كند و هم مى‌تواند گروهى از انسانها يا جامعه اى را درگير خود سازد. اولى، يعنى احساس‏ گناه فردى تاثير گناه ناشى از نيازهاى جنسى و كمپلكس‏هاى درونى برخاسته از سركوب آنها در افراد است. و دومى احساس‏ گناه جمعى است كه مى‌تواند از زير سوال رفتن تابوهاى جنسى در جامعه بوجود آيد. دورى از تابوهاى جنسى امروزه ديگر به سادگى گذشته ميسر نيست. فغان اسلام گرايان، كه دنيا را «فساد و گناه» فراگرفته‌است، از همين ترس‏ ناشى مى‌شود. آنها نه تنها اخلاق مذهبى و سنتى بلكه همچنين هويت و موجوديت خود را در دنياى امروز در خطر مى‌بينند. ريشه «فساد و گناه» را آنها در آزادى‌هايى مى‌بينند كه زنان در دنياى امروز به‌دست آورده‌اند. و اين دليل تنفر اسلام‌گرايان نسبت به زن است. به رغم اختلاف‌نظرهائى كه به‌ويژه در نحوه عمل براى پيشبرد ايدئولوژى اسلام دارند، در سياست زن‌ستيزى همه اسلام‌گرايان با هم وحدت نظر دارند. 
وقتى به نام حاكميت دين «گناه» قابل مجازات مى‌گردد اشكال مجازات هم در دين جستجو مى‌شود. غير از سنگسار، ما در جمهورى اسلامى با اشكال ديگرى از مجازات هاى اسلامى نظير شلاق زدن، قطع عضوى از بدن، مثل قطع انگشتان دست و چشم را از حدقه درآوردن آشنا هستيم. اما اشكال مجازات هاى اسلامى گسترده تر از اينها است. كتب فقهى دست قاضى و حاكم را در تعيين اين اشكال باز گذاشته‌اند. مثلا در تحرير‌الوسيله در كيفر عمل لواط آمده‌است: »حاكم در كيفيت كشتن او اختيار دارد كه يا با شمشير گردن او را بزند يا دست و پايش‏ را ببندد و از جاى بلندى مانند كوه به پائين بيندازد و يا اينكه او را پاى ديوار قرار دهد و ديوار را بر روى او خراب كند.« )2(
مثله كردن هم شكلى از مجازات‌هايى بود كه براى گناهانى مثل كفر، محاربه و ارتداد، كه در اصطلاح امروز از جرايم سياسى هستند، اجرا مى‌شد. نمونه آن را در مجازات سران بابى در 150 سال پيش‏ سراغ داريم. آنها به مرگى طولانى و پردرد محكوم شدند. مجازات بايد در ملاعام و همراه با آئين هائى به اجرا درمى‌آمد. ابتدا آنها را در كوچه و بازار گرداندند. در مسير راه مردم به طرفشان سنگ پرتاب مى‌كردند. سپس‏ آنها را به شاه‌عبدالعظيم بردند. آنجا مجازات نهائى به اجرا در‌مى‌آمد. در آنجا بدنشان را شمع‌آجين كردند يعنى در بدنشان حفره هائى ايجاد كرده، و در آنها شمع‌هاى روشنى قرار دادند. دست آخر با چهار تكه كردن بدنشان آنها را كشتند. چنين مرگى فتواى علماى آن زمان بود.
همه اين مجازات ها، از شلاق زدن گرفته تا مثله كردن در دو نكته مشترك هستند: ايجاد درد، دردى شديد تا نهايت تحمل جسم و ديگرى اجراى آنها در ملاعام. مرگ به تنهائى كافى نيست. مرگ بايد همراه با زجر و درد و كشدار باشد. امروزه هم در ايران معمولا اعدام‌ها در اشكال دردآور به اجرا درمى‌آيند. بسيارى از احكام مرگ با تازيانه همراه هستند. پيش‏ از اجراى حكم، كه معمولا از طريق دار‌زدن صورت مى‌گيرد، متهم شلاق زده‌مى‌شود.
خشونتى كه در اين مجازات‌ها نهفته است، از كجا ناشى مى‌شود؟ اگر قصد تنبيه و بازدارندگى از وقوع «جرم» است، _آنگونه كه ادعا مى‌شود_ پس‏ چرا جنايت و خشونت نهفته در مجازات از خود جرم پيشى مى‌گيرد؟ بگذريم از اينكه بسيارى از مواردى كه به نام گناه قابل مجازات مى‌گردند در مفاهيم حقوقى امروز اصلا جرم نيستند. به نظر من هدف اين شكل از مجازات‌ها در وهله اول يادآورى جهنم است. شدت مجازات و كشدار بودنش‏ بايد تصوير جهنم را در ذهنها زنده كند. جهنم، مجازات گناهكار است و ابدى بودن مشخصه آن است. آيا سنگسار، دوزخ را كه عذاب ابدى است، يادآورى نمى‌كند؟ دوم اينكه روح نهفته در اين مجازات‌ها انتقام است. انتقام خدا از كسانى كه قدرتش‏ را تحقير كرده و زير سوال برده‌اند. خدا حضورش‏ را بر روى زمين از طريق قوانين‌اش‏ نشان مى‌دهد. بنابراين گناه، يعنى نقض‏ قوانين خدا، بى‌توجهى به خدا و ناديده گرفتن اوست. جهنم وعده انتقام خداست از گناهكاران. اما بايد جهنم ديگرى هم روى اين زمين باشد كه خشم و انتقام واليان دين را به نمايش‏ بگذارد.
مجازات‌هاى دينى ضمنا بايد نمايش‏ قدرت خدا و واليان دين هم باشد. براى همين اين مجازاتها در ملاعام و همراه با آئين‌هاى مذهبى به اجرا درمى‌آيند. مراسم با قران‌خوانى آغاز مى‌شود. مامورين اجرا پيش‏ از مراسم وضو مى‌گيرند و در حين شلاق زدن زير لب دعا مى‌خوانند. قربانى هم به شركت در اين آئين‌ها وادار مى‌شود. قربانى را پيش‏ از مرگ براى غسل مى‌برند. سعى مى‌كنند به نمايش‏ مرگ و شكنجه چهره‌اى روحانى ‌بخشند. اين نمايش‏ها وقتى حالت ايده ال به‌خود مى‌گيرد كه قربانى هم نقشى را كه برايش‏ مقدر شده است، بپذيرد. در عكسى كه در تابستان 1380 از اعدام زنى 25 ساله به روزنامه‌ها درز كرد، قربانى را مى‌بينيم كه كنار طناب دار دستها را به دعا بلند كرده است.
پيام اين آئين ها ارعاب و بيهوده جلوه دادن سرپيچى از قوانين دينى است. اصرار حكومت اسلامى كه مراسم مجازات در ملا عام صورت گيرد، از هميم جا ناشى مى‌شود. شركت دادن مردم در اين آئين‌ها غير از اينكه به قصد ارعاب و بازداندگى صورت مى‌گيرد هدف ديگرى هم دارد. مردم با حضور خود در مراسم در مجازات كردن گناهكار سهيم مى‌شوند. در سنگسار، مردم با شركت خويش‏ سهم بزرگترى در اجراى مجازات ايفا مى‌كنند. با شركت آنها ديگر نيازى  به نقش‏ جلاد حرفه‌اى نيست.
اما شركت دادن مردم در اين آئين ها يك شمشير دولبه است. هيچ تضمينى وجود ندارد كه حضور مردم هميشه هدف حاكمان دينى را كه ايجاد ارعاب است، بهمراه داشته‌باشد. زمانى مى‌تواند اين حتى به ضد خود تبديل شود. آنگاه ما شاهد حضور خشمگين و معترض‏ مردم نسبت به احكام مرگ و شلاق هستيم. فوكو مى‌نويسد:
»در قرن هيجدهم واكنش‏ مردم نسبت به قربانى تغيير كرد. حالا ديگر محكوم مورد همدردى و حمايت قرار مى‌گرفت. اگر جمعيت دور قاپوق ازدحام مى‌كردند صرفا براى اين نبود كه شاهد رنج‌هاى محكوم باشند يا خشم جلاد را تحريك كنند. بلكه همچنين براى آن بود كه ناسزاهاى آن كسى را بشوند كه با لعن و نفرين كردن قضات و قوانين و قدرت مذهب، ديگر چيزى براى از دست دادن نداشت.«


مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.