|
نجمه موسوی
|
|
صفحه 1 از 16 حاصل تلاش ما براي اين ويژه نامه: گفت و گویی است با مریم خراسانی در باره ی ساختار شکنی زنان در ایران و مقالاتی از: سیما راستین،عزیزه ارشدی، الهه امانی، منیره برادران، کریستین دلفی و ...
*****
امسال هم باز به روال سال های پیش به ماه مارس نزدیک می شدیم و باز همان دغدغه ی تهیه ی پرونده ای به مناسبت روز جهانی زن. دنبال سوژه ای می گشتیم تا از دوستان بخواهیم در آن زمینه کار کنند. به شماره های قبل آرش نگاه کردیم و دیدیم خوشبختانه آرش در اکثر شماره های خود به مسایل مربوط به زنان پرداخته است. این نبوده که منتظر ماه مارس شود تا به خشونت علیه زنان، مسایل مربوط به جنسیت، به آگاهی های جنسی، به حقوق فردی و حقوق اجتماعی و غیره بپردازد. ما آرزو داریم، روزی برسد که دیگر روز زن وجود نداشته باشد، و زن به عنوان بخش ناقص جامعه دیده نشود و چون معلولین و جذامیان که روز مخصوص به خود دارند برای زنان روز مخصوصی را تعیین نکنند. اما تا فرا رسیدن آن روز، به قصد همدلی با تمام زنان تحت ستم حکومت های متحجر و قربانیان روابط مردسالار و پدرسالار؛ همیار همیشه یاور ما در زمینه ی مسایل زنان نجمه موسوی، با طرح خود به یاری ما آمد. او برآن شد که از دوستان اهل قلم خود بخواهد تا هر یک در زمینه ی کار و تخصص خود دستی به قلم برده و با کلام و بیانِ ویژه ی خود، این پرونده را بارور ساخته و این روز را گرامی بدارند. عده ای از این دوستان به دلایل مشغله های دیگر امکان همکاری نداشتند و چند تن از دوستان نیز بر خلاف قول همکاری تا آخرین لحظاتی که آرش زیر چاپ می رفت، مقالاتشان به دست ما نرسید!
آرش
ساختار شكنيِ زنان در ايران
نجمه موسوي : لطفا خودتان را براي خوانندگان آرش معرفي كنيد.
مريم خراساني من مريم خراساني و متولد سال 1335 هستم كه در خراسان ديپلم خودم را گرفتم. زمينه كاريام دو دوره مشخص دارد ؛ دوره اول ترجمههايي است در زمينه مسائل اقتصاد سياسي از زبان انگليسي. اين مقالات ابتدا در مجله رونق كه مجلهاي اقتصادي بود چاپ شد و بعد از تعطيلي رونق ، كارهايم در جامعه سالم به چاپ رسيد كه اين مجله نيز تعطيل شد. دوره دوم كارم بعد از شروع مطالعات فمينيستيام در سالهاي 69-70 و با مطالعه كتاب فلسفي خانم آليسون جايگر شروع شد. ايشان كتابي دارد در نقد فلسفه ي ماركسيسم و ليبراليسم از ديد فلسفه سياسي- فمينيستي و من با مطالعه اين كتاب چشمم به دنياي بسيار وسيعي باز شد و از آنجا كه در آن زمان اين اثر به فارسي ترجمه نشده بود آن را به انگليسي خواندم. به آثار فمينيستهاي فرانسوي هم علاقهمند بودم، كساني مثل خانم كريستين دلفي و مونيك ميتيك و آنجل ميشل. تا ابن كه به فكر ترجمه اين آثار افتادم. ابتدا چند مقاله و بعد كتابي از دو جامعه شناس فمينيست انگليسي به نامهاي پاملا هبوت و كلر والاس ترجمه كردم. بعد هم به نقد ادبي فمينيستي پرداختم. در ابتدا نقدي به كار خانم رويا پيرزاد به نام «مثل همه عصرها» نوشتم كه در مجموعه نقد كتاب چاپ شد. نقدي بر داشآكل نوشتم كه در كارنامه چاپ شد. آقاي گلشيري ميگفت: «با اين كار تو جانر نقد ادبي فمينيستي را به ما شناساندي و ما آشنايي نداشتيم.» جامعه ادبي ايران كمتر با اين نوع نقد آشنايي داشت، او خيلي تشويق ميكرد كه من و دوستان ديگري كه در اين زمينه كار مي كرديم بتوانيم با اين نوع نقد، با اين نوع نگاه به ادبيات برخورد كنيم. او مجله كارنامه را هم به عنوان محلي كه ميتواند اين كارها در آن چاپ شود پيشنهاد ميكرد. بعد از آن هم با كمك تعدادي از دوستان زن نويسنده دورههايي را تشكيل داديم، كه دوشنبههاي هر دو هفته يك بار است ونقد آثار زنان داستان نويس در دستور كار اين جلسات ميباشد. حدود يك سال و چند ماه است كه اين جلسات ادامه دارند و هر بار يكي از آثار چاپ شدهي زنان داستان نويس را نقد ميكنيم و به تازگي به نقد آثار چاپ نشده هم ميپردازيم. در اين مدت نقدهايي كه شامل 25كتاب وچند داستان چاپ نشده است را جمع آوري كردهام كه اميدوارم آن را در يك مجموعه چاپ كنم. در جلساتي كه به مناسبت روز زن در پاريس برگزار شد از اين نقدها استفاده كردم. س: صحبتتان را با ابراز علاقه به ادبيات فمينيستي شروع كرديد. تعريف شما از اين ادبيات وهم چنين نظرتان دربارهي فمينيسم و تقسيم بنديهاي موجود درون آن چيست مريم خراساني: همان طور كه گفتم آشنايي من با كارهاي خانم جايگر و دلفي بود... س: سوال من همينجاست آيا شما اين آثار را به صرف اين كه نويسندگانش فمينيست هستند جزء ادبيات فمينيستي طبقهبندي ميكنيد؟ اگر چنين نيست تعريف مشخص شما از ادبيات فمينيستي چيست؟ مريم خراساني: به نظر من آثار اينها جزء ادبيات فمينيستي نيستند. اين آثار جزء نوشتارهاي فمينيستي محسوب مي شوند. من اولين بار آشناييام با فمينيسم و كلاً جنبش فرهنگي-فلسفي فمينيستي با مطالعهي متون فلسفي- تاريخي ، جامعه شناسي و هم چنين تاريخ فمينيسم شروع شد و بعد با نقد ادبي فمينيستي آشنا شدم. بعد از آشناييام با اين نوع نقد متوجه شدم مطالعه دوبارهي يك اثر با ديدگاه فمينيستي مرا به برداشت و نتايج متفاوت ميرساند. در نتيجه تصميم گرفتم در كنار فعاليت فرهنگي-فمينيستي خود نقد فمينيستي را هم پيش ببرم. خصوصاً كه در ايران، شناخت از اين نوع نقد كمتر بود و احساس ميكردم در كنار همان مسئوليتي كه در قبال مسائل زنان دارم در زمينه ادبيات هم بايد با اين نگاه آثاري كه مردان مينوشتند را نقد كنم و ديدگاههاي مردانه را در ادبيات مردانه ايران ، چه در ادبيات كلاسيك و چه در ادبيات جديد نشان بدهم. هم چنين با همين نگاه آثار زنان را بخوانم. چون در نقد ادبي فمينيستي پي به ارزشهايي ميبردم كه با نگاه مردانه به آثار زنان ، هرگز اين ارزشها فهميده نميشدند. در جلسات ادبي مردانه شركت مي كردم و بيتوجهي مردان به آثار زنان باعث تآسفم ميشد. زيرا نگاهي كه من اسمش را نگاه فرماليستي ميگذارم - چرا كه ارزشهاي يك متن را در فرم اثر و يا حداكثر در زبان آن ميداند - به ارزشهاي تازهاي كه زنان به ادبيات افزوده بودند توجهي نداشت و اساساً اين ارزشها را نميديد و نميشناخت. جلسات نقد مرسوم اغلب مردانه هستند؛ به دو دليل مردانه هستند؛ يكي اين كه چون مردان اين جلسات را ارگانيزه ميكنند، مديريت ميكنند، برنامههايش را تعيين ميكنند و دوم اين كه چون با نگاه مردانه به آثار ادبي برخورد ميشود. بعد از بينتيجه ماندن همهي مجادلات بر سر ديدن و كشف ارزشهاي متون زنانه تصميم گرفتم با كمك دوستان ديگر جلسات ويژه نقد و بررسي آثار زنان را برگزار كنيم و در اين جلسات اين ارزشها را بشناسانيم. همان طور كه حدس مي زديم؛ وقتي كار مستقلي را شروع ميكنيم ميتوانيم بهتر به اهدافمان برسيم تا اين كه بخواهيم در جلسات مردانه با بحث و مشاجره- كه اغلب هم نتيجهاي نداشت- آثار زنان را بشناسانيم. بعد از شكلگيري اين جلسات مرداني كه قبلا حاضر نبودند بسياري از آثار زنان را در برنامه نقد جلسات خودشان بگذارند، به دليل ترويج آنها در جامعه كرده و اقبال آنها در روزنامهها، آن را در برنامه كار خودشان قرار دادند. امروز بعد از يك سال و اندي ميبينم كتابهايي را كه آنها شايسته نقد نميدانستند، نقد كرده و از زنان داستاننويس دعوت ميكنند. ما به آن تاثيري كه ميخواستيم تقريبا نزديك شديم و هم چنان ادامه ميدهيم و اميدواريم تاثيرات بيشتري هم بگذاريم. س: اشاره كرديد كه در جلساتتان چندين اثر را نقد كردهايد، آيا اين حاصل كار مشترك گروهي است و يا كار فردي خودتان است ؟ و آيا اساسا توليد مشترك جز برنامه كارتان هست يا نه؟
|