header image
 
رنج‌نامه‌ي حافظه‌ي مخدوش (نقدی بر کتابِ سرکوهی) چاپ
رضا براهني   
رفتن به
رنج‌نامه‌ي حافظه‌ي مخدوش (نقدی بر کتابِ سرکوهی)
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6

فرج سركوهي در ابتدا عضو جمع موافق با انديشه و بيان بي هيچ حصر و استثنا نبود‌. ايكاش بود‌. همان طور كه خود او در نوشته‌اش نشان مي‌دهد او به گلشيري و سپانلو نزديك بود‌، در واقع نزديك‌ترين آدم به آن‌ها بود‌، و همين را هم در كتابش به صراحت نشان مي‌دهد‌. اما يك نكته روشن است‌. پس از آن جلسه زنده ياد احمد شاملو‌، حتا يك بار هم ديگر به جلسه نيامد‌. در هيچ بحثي شركت نكرد‌. ما او را مي‌ديديم‌، يا با دوستان و يا تنها براي هم شعر مي‌خوانديم‌، اما‌ به همين دليل معلوم نيست چرا فرج سركوهي مدام به او اشاره مي‌كند‌. در اين ترديدي نيست كه يكي از مشخصات اصلي زندگي و شعر و شاعري شاملو‌، موضوع آزادي انسان است‌، و شعرش در خدمت آزادي انسان سروده شده است‌. اما اين فرق مي‌كند با حضور جهاني يك نفر در همه ي مقولات‌، پذيرش مسئوليت و شركت در تصميم‌گيري‌ها‌. شاملو در واقع با امضا كردن بيانيه‌هاي جمع مشورتي با آن موافقت مي‌كرد‌. فرج سركوهي براي خود يك نوع مقام سخنگويي شاملو قائل مي شود‌. من چنين مقامي را براي كسي قائل نبودم‌، حالا هم نيستم‌. بردن نام شاملو‌، اگر به قصد مرعوب كردن آدم‌هاي ديگر باشد‌، اولاً بچگانه است‌، ثانياً درست نيست‌. شاملو تيازي ندارد كه يكي كاري نكرده را به او نسبت دهد‌، بد يا خوب
مسئله ديگر اين است كه سركوهي حتا سابقه اصلي انديشه و بيان بي هيچ حصر و اسثنا را نمي داند‌. جاي آن نيست كه به اين مقوله بپرداريم‌. مي‌دانيم كه اين مسئله را در ميان خيلي چيزها به موضوع خلق‌ها و اقوام و مليت‌ها هم مربوط مي‌كردند‌. در دوران جديد بود كه اين عبارت به صورت پرچم جديد كانون معرفي شد‌. سر اين قضيه بعدها بحث‌هاي فراوان شد‌، همان طور سرِ تك تك مسائل مربوط به اشاره يا عدم اشاره به قوانين‌. من بسيار خوشحالم كه فرج سركوهي هم اعتقاد كامل به آن پيدا كرده است‌. اما اين اعتقاد در سايه‌ي كار كردن و بحث اقناعي پيش آمده است‌. زنده ياد محمد جعفر پوينده كه ديرتر به جمع مشورتي پيوست‌، در ابتدا مي‌گفت فرقي بين ”‌بي هيچ حد و مرز‌“ و ”‌بي هيچ حصر و استثنا‌“ نيست‌، و محمد مختاري و من مدام توضيح مي‌داديم و بحث مي‌كرديم‌، و اگر ضرورت داشت شايد ما مي‌توانستيم قانع شويم و نظر خود را عوض كنيم‌.
بيان تمام اختلاف نظرها در مورد كتاب داس و ياس نيازمند حوصله‌اي بيشتر و فرصت آزادتر است‌. بخش‌هايي از كتاب‌، بي ويژه در جاهايي كه مسايل اجتماعي و تاريخي‌، ولو فهرست وار‌، آمده بسيار خوب است‌. اما كتاب بين احساس و واقعيت معلق مي‌ماند‌. به اين معني كه در ”‌رنج‌ نامه‌“ همه چيز حسي بود‌. در اين‌جا گاهي واقعيت گفته مي‌شود‌، و بعد كمي احساسات در باره‌ي آن واقعيت بيان مي شود‌. و ديگر اين كه فرج سركوهي بايد به نام خود حرف بزند‌، و نه به نام ”‌ما‌“. تاريخ ادبي ايران را بايد جدا از ”‌آدينه‌“ هم ببيند‌. آدينه در ايجاد فضا بسيار مفيد بوده‌، اما سال 64 را مقطع يك حادثه قرار دادن كمي كم لطفي در حق حوادثي است كه درست از شكم سال شصت بيرون خزيد‌. نه تنها كار انتشاراتي آدم‌ها اهميت دارد‌، بلكه اجتماعات‌، از نوع جمع روز سه شنبه‌، جمع روز چهار شنبه‌، جمع روز پنج‌شنبه‌، همگي پيش درآمد زندگي بعدي كانون بودند‌، و گاهي جلساتشان از ديدگاه روشنفكري و روشنگري داغ‌تر و آموزنده‌تر‌. كانون از اين بايت‌ها محدود بود‌. و در پاره‌اي موارد‌، آدينه هم‌، به دليل حرمت اجتماعي ادبيات در پيش خود فرج سركوهي به تبع احمد شاملو‌، از محدوديت  تجربي رنج مي‌برد‌. در واقع به رغم نوآوري‌هاي فراوان در آدينه‌، با ورود مجله ي تكاپو‌، مركز نوآوري و تنوع‌، به صورت جديد و تجربي‌، به تكاپو منتقل شده بود‌. با چاپ متن 134 و گزارش گروه هفت نفره به امضا كنندگان متن و جمع مشورتي در كانون‌، تكاپو از نظر اجتماعي سرو گردني از همه ي مجلات و روزنامه‌ها بالاتر ايستاد‌ آدينه در مقطع چاپ متن 134‌، در ارتباط با چاپ متن و بحث‌هاي حول و حوش آن‌، و توقيف تكاپو‌، منفعل بود و دنبال بهانه براي توجيه انفعال كسي نپرسد چرا شما چاپ نكرديد‌. و بعد‌، حالا سركوهي مي‌گويد كوشان شجاعت به خرج داد و متن 134 را چاپ كرد‌. اما در آن زمان‌، حتا در جلسه جمع مشورتي‌، همان آورندگان آن يادداشت به نخستين جلسه جمع مشورتي در خانه‌ي مجابي‌، در كاري كه تكاپو كرده بود‌، سراغ توطئه مي‌گرفتند تا اولاً مانع نگارش اعتراض عليه توقيف تكاپو شوند و ثانياً ترس را به حساب هوش بگذارند‌. و به همين دليل در مورد تكاپو سانسور قاطع بود‌، و در روز روشن‌. و طبيعي بود كه تبر سانسور هر چه قاطع‌تر فرود آيد‌. و آمد‌. خوشحالم كه فرج سركوهي در آزادي خود را متعلق به جرياني مي‌داند كه حقانيت آن در اسارت چون چشم خورشيد روشن‌، اما براي تعدادي كور كننده بود‌.
فروردين 81 تورنتو
حواشي‌:
1 - فردريش نيچه‌، اداره‌ي قدرت‌، ترجمه‌ي دكتر مجيد شريف (‌تهران‌، جامي‌، 1377)‌، ص541
2 -  فرج سركوهي‌، داس و ياس (‌سوئد‌، باران‌. 2002) ص 4 – 193
3 – همان كتاب‌، ص 194
4 – همان كتاب ص 9
5 – آدينه‌، شماره 140 مهر 78‌، مقاله‌ي «‌اما جلال شجاع‌ترين آن‌ها بود‌.» از رضا براهني‌، ص 21
7 – آدينه‌، شماره 100‌، 99‌، نوروز 74



« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.