header image
 
رنج‌نامه‌ي حافظه‌ي مخدوش (نقدی بر کتابِ سرکوهی) چاپ
رضا براهني   
رفتن به
رنج‌نامه‌ي حافظه‌ي مخدوش (نقدی بر کتابِ سرکوهی)
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6

فرج مي‌نويسد‌: ”‌طرح كشتار در سفر ارمنستان و ماجراي دستگيري ما در آن ميهماني نگران‌اشان كرده است‌.“ [‌اين رسم‌الخط عجيب و غريب با تغييراتي در دستور فارسي مثل حذف ” را‌“‌ي مفعولي همه از بدعت‌هاي سركوهي است‌.] بحثي از ماجراي دستگيري فرج و ديگران در خانه‌ي گوست پيش نيامده است‌. فرج مي‌ترسد كه ما آن قضيه را بدانيم‌. مي‌پرسد‌:”مگر غير از ماجراي ارمنستان اتفاق ديگري افتاده است‌؟‌“ اگر كسي از ماجراي دستگيري آن‌ها اطلاع موثقي به ما نداده باشد‌، چرا ما بايد از اين بابت احساس نگراني كنيم‌؟ سفر ارمنستان را نه من رفته‌ام‌، نه مختاري‌. پس نگراني ما از چيست‌؟ ما در منزل گوست نبوده‌ايم‌. چرا بايد نگران باشيم‌؟ فرج نوشته است كه براهني پيش از همه با استناد به فوانين در متن منشور و متون ديگر مخالف بوده است و بعداً همه قبول مي‌كنند كه حق با اوست‌. پس ما كانوني مستقل از دولت مي‌خواهيم‌. وقتي كه در نامه‌ي گوست نوشته مي شود‌؛ ”‌چندي قبل فرصت يافتم با همكار نويسنده‌ي شما آقاي هوشنگ گلشيري تبادل نظري همه جانبه در مورد مسايل مختلف حيات روشنفكري در ايران داشته باشم‌،‌“ و بعد ادامه مي‌دهد‌: ”‌ما هر دو بر اين امر توافق داشتيم كه برقراري تماس‌هاي نزديك‌تر بين نويسندگان و شاعران و روشنفكران ايراني با بخش فرهنگي سفارت آلمان در تهران ضروري است‌“‌، ما بايد به اين نامه چگونه پاسخ دهيم كه پاسخگوي استقلال كانون از قوانين خود جمهوري اسلامي و يا هر حكومت ديگر هم باشيم‌؟ كسي كه كنجكاو باشد‌، مي‌پرسد‌: مگر غير از اين است كه آقاي گوست طبق قوانين كشور المان با شما تماس گرفته است‌؟ خب‌؛ شما كه با دولت خارجي حاضر مي شويد مسايل خود را در ميان بگذاريد‌، چرا با خود دولت ايران و نمايندگانِ فرهنگي آن وارد معامله نمي‌شويد‌؟ اين‌ها براي ما مسايل اصلي و اساسي است‌. ما مي‌خواهيم كانون مستقلي داشته باشيم‌. براساس نيازهاي نويسندگان به كار خلاقه‌ي خودشان‌. وجود اين كانون براي تاريخ معاصر ما حياتي است‌. هر چيزي كه هر غربي به من بگويد مربوط به تحولات تاريخ غرب و رنسانس و عصر روشنگري و انقلاب و فلسفه و ادبيات كه نمي‌شود‌. من كه گداي چاپ كتاب در اروپا و آمريكا نيستم‌. وجود كانون و حضور يك نفس مستقل براي آزادي انديشه و بيان بي هيچ حصر و استثنا براي تاريخ معاصر ايران حياتي است‌، همانطور كه رشد حوادث بعدي در كشور نشان داد كه حياتي بوده است‌. مقوله‌اي به اين عظمت را نمي‌توان قرباني چاپ چهارتا مجموعه قصه با فلان ناشر فرانسوي‌، آمريكايي يا آلماني كرد‌. حضور كانون مستقل در ايران‌، و براي آزادي در ايران حتا مهم‌تر از همه‌ي جوايز جهاني است تا چه رسد به چاپ چهارتا و نصفي كتاب‌، كه نهايتاً هم كسي در غرب به ندرت مي‌خواند‌. كانون و حيات روشنفكري ايران را نه مي‌شد روي سيني گذاشت و تقديم آقاي گوست كرد‌، و نه مي‌شد روي سيني گذاشت و تقديم چارچوبي در ايران غير از چارچوب خود كانون كرد‌.
فرج سركوهي در ادامه‌ي بحث مربوط به خانه‌ي گلشيري موضوع را مي رساند به 18 شهريور و خانه‌ي منصور كوشان و پس از اشاره به اين نكته كه اطراف خانه‌ي منصور هم ”‌همان اتومبيل‌ها و همان قيافه‌ها را‌“ مي‌بيند و حدس مي زند كه هجوم خواهند آورد‌، و پس از اشاره به اين نكته كه ”‌هوشنگ گفته بود كه مي‌خواهد در باره‌ي مقدمه‌ي آن (‌همان مسئله‌ي استناد به قانونِ اساسي جمهوري اسلامي‌) بحث كند و هنوز پيش‌نهاد حذف واژه‌ي انديشه را دارد‌“‌، بحث را به اين‌جا مي‌رساند كه ”‌مي‌خواهيم هر چه زودتر منشور را امضا كنيم تا مرحله‌اي از كار فعال كردن كانون نويسندگان پشت سر بگذاريم‌... 14 نفر كه هستيم منشور را امضا مي‌كنيم‌. كامران جمالي پس از امضا مي رود و ما مي‌مانيم و جلسه را ادامه مي‌دهيم‌. به سرانجام متني از خود به يادگار نهاده‌ايم‌“ و پس از چند سطر ديگر مي‌نويسد‌: ”‌نامه‌ي براهني در باره‌ي ميهماني رايزن فرهنگي سفارت آلمان كه در نشرياتي چون كيهان هوايي چاپ شده است‌، هوشنگ را مي‌آزارد‌. براهني نيز رفتن به ميهماني را نادرست مي‌داند و انتقادهايي به ما دارد‌. بحث در باره‌ي ماجراي ميهماني خانه ي وابسته‌ي فرهنگي سفارت آلمان آغاز مي شود كه در مي‌زنند‌.“(3)
بخشي از يادداشت‌هاي روزانه‌ي من‌، 19 شهريور 75: ”‌دوتايي با مختاري قرار گذاشته بوديم كه تا زماني كه منشور تصويب نشده كوچك‌ترين حرفي در باره‌ي حادثه‌ خانه‌ي گوست و حادثه ارمنستان نزنيم‌. يعضي از مواد منشور را جا به جا مي‌كنيم و نهايتاً منشور را امضا مي‌كنيم‌. من نامه‌ي گوست را مطرح مي‌كنم‌، و اعتراضي را كه به اين نامه دارم‌. بعضي‌ها نامه را نخوانده‌اند‌. گلشيري مي‌گويد نامه‌اي كه براي او آمده اين نيست‌، و نامه‌اي را مي‌خواند كه در آن از او دعوت شده است به آلمان برود‌. مبلغي مارك هم در نامه ذكر شده است‌. بعد هوشنگ گلشيري مي‌گويد كه شما‌، يعني براهني به فرج گفته‌ايد كه اين كارها براي بزرگ كردن گلشيري انجام مي شود‌. فرج بلافاصله اعتراض مي‌كند كه براهني هرگز به من چنين حرفي نزده است‌. اعتراض به نامه‌، و اين كه به ديگران در باره ي مسئله حرفي زده نشده بالا مي‌گيرد‌. بحثِ ساعت و آدرس نيز مي‌شود‌. پيش از آن نيز بحث اسناد كانون شده‌، كه هوشنگ گفته كه اسناد را آورده و حالا در خانه‌ي كوشان است‌. اما اين بحث مهم به نظر نمي‌آيد‌. اهميت قضيه بعداً معلوم مي‌شود‌، همان شب‌.“
با اين وضع آيا درست است كه ”‌نامه‌ي براهني در باره‌ي ميهماني رايزن فرهنگي سفارت آلمان كه در نشرياتي چون كيهان چاپ شده است‌، هوشنگ را مي‌آزارد‌؟‌“
ما در اين مقطع از زندگي جمع مشورتي كانون در 18 شهريور 1375 هستيم‌. نامه‌ي من در كيهان هوايي در تاريخ 7 آذر 1375‌، يعني 79 روز بعد چاپ شده است‌. من در آزرده شدن گلشيري ترديدي ندارم‌. در حق داشتن خودم هم ترديدي ندارم‌. در زمان چاپ آن نامه من خارج از ايران بودم‌، فرج زندان بود‌، غفار حسيني مرده بود‌. فرج سركوهي القاء شبهه كرده است كه نامه را من در همان زمان به كيهان هوايي داده‌ام‌، در حالي كه بي شك در شب معروف گوست‌، نامه‌ي من هم جزو اسناد‌، درست از جلو گوست و ميهمانانش توسط همان حمله كنندگان برداشته شده‌، و طبيعي است كه از جايي مثل كيهان هوايي سر درآورده باشد‌.
چرا سركوهي ناگهان تاريخ عوض مي‌كند‌؟ حافظه چرا مخدوش شده است‌؟ چرا اين نوشته انباشته از جا به جا سازي تاريخي است‌؟
هنوز هم نمي‌دانم بر سر حافظه سركوهي چه آمده است‌. در آن شب‌، در جايي كه ما را برده بودند‌، همه ي ما را در دو سه قدمي يك ديگر رو به ديوار نشانده بودند‌، روي صندلي‌. آن شب از فرج سركوهي و هوشنگ گلشيري جدا از همه بازجويي كردند‌. بازجويي‌اي كه فرج از آن صحبت مي‌كند‌، از من به آن صورت به عمل نيامده است‌. در باره منشور و كانون‌، به آن صورت كه فرج مي‌گويد از من سؤالي نكردند‌ و از مختاري هم همين طور‌. سؤال‌هايي كه از من مي‌شد‌، سؤال‌هاي مقدماتي بود به اضافه‌ي مقداري حرف در باره‌ي اين كه من چرا ديگر به آل‌احمد بي‌توجه شده‌ام‌، و همان آدم چشم شيشه‌اي كه سركوهي در بازجويي‌هايش به او اشاره مي‌كند مدام مي‌پرسيد‌، پس محمد كي‌ست‌؟ بعد معلوم شد ”‌محمد بهار لو را مي‌گويد‌، كه من نمي‌دانستم چرا با جمع نيامده‌، كه بعد در بازگشت ما به منزل كوشان خانم كوشان گفت‌، يك نفر از دستشويي آمد بيرون و دنبال اسناد كانون مي‌گشت‌. و بعد گذاشت رفت‌، و بعد از من فهرست كتاب‌هايم را خواستند‌، و مي‌خواستند‌- هنوز هم به دنبال يك پرونده سازي گردن من بگذارند كه من در ميان فهرست كتاب‌هايم ”‌و خدايان دوشنبه‌ها مي‌خندند‌“ را هم بنويسم‌. بعد ما را سوار ماشين‌ها كردند و بردند و وقتي پياده شديم ديدم گلشيري هي سر و صورت كوشان را مي‌بوسيد و عذر مي‌خواست كه بعداً فهميدم مسئله مربوط به اسناد بوده‌، كه در خانه ي كوشان مخفي كرده بوده‌، و كوشان را دو بار با مأمور به خانه‌اش برده بودند تا اسناد كانون را از او بگيرند‌. و‌...

« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.