|
براي سخن نگفتن، ادامهي سكوت بهتر بود تا...(بررسی کتابِ فرج سرکوهی)
|
|
|
كاظم كردواني
|
|
صفحه 2 از 8 كانون نويسندگان ايران، هيئت دبيران؛ ادعاها و تهمتها سركوهي مدعي شده است كه هيئت دبيران كانون به ”ترغيب مردم در شركت انتخابات“ (ص84) دست يازيده است و ”در انتخابات به نفع رفرميستهاي مذهبي“(ص112) موضع گيري كرده است. سركوهي نه نامي از اين هيئت دبيران برده است و نه به دورهي آن اشاره ميكند و يكجا هم از ”هيئت دبيران 5 نفره“(ص114) نام برده است. اما با اشاراتي كه در بارهي بيانيهي هيئت دبيران به هنگام استيضاح عطاالله مهاجراني(4)، وزير ارشاد وقت، ميكند، مشخص ميشود كه منظورش هيئت دبيران موقت كانون نويسندگان ايران است كه نه 5 نفر كه 10 نفر بودند (5 عضو اصلي متشكل از: سيمين بهبهاني، علياشرف درويشيان، شيرين عبادي،كاظم كردواني، هوشنگ گلشيري؛ و 5 عضو عليالبدل يا جانشين: ايرج كابلي، مهرانگيز كار، كاوه گوهرين، شهلا لاهيجي، اكبر معصوم بيگي). آيا ادعا دليل نميخواهد؟ آيا مي شود همينطور چشمان خود را بست و دهان را گشود و هر چه دل تنگ خواست گفت؟ هر تحريف هر تهمتي؟ دغدغههاي اخلاقي و انساني نادر شدهاند يا..؟ سؤال اين است: هيئت دبيران موقت كانون (يا هيئت دبيران كانون در هر دورهاي) در كجا، در چه بيانيهاي، در چه مصاحبهاي، در چه تاريخي و.. اصولاً در بارهي انتخابات نظر دادهاند كه بر له يا عليه رفرميستهاي مذهبي موضعگيري كرده باشند؟ جمع مشورتي كانون و پس از آن هيئت دبيرانِ موقت و بعد از آن هيئت دبيران دورههاي بعد، همواره خود را از مسايل سياسي دور نگه داشتهاند و هيچگاه وارد دعواهاي جناحي حكومت نشدهاند. دروغي چنين آشكار به چه منظوري تعبيه شده است؟ آيا سركوهي يك لحظه نيانديشيده است كه به قدري ذهنش امنيتي شده است كه در بارهي كانون و.. همانطور عمل ميكند كه خود مدعي است امنيتيها عمل ميكنند؟ دورهي هيئت دبيران موقت، به رغم اوضاع ظاهري آن روز ايران، يكي از دشوارترين دورههاي كار ما بود. دو نازنين را از دست داده بوديم، فشارهاي بسيار از سوي تماميتخواهان متوجه ما بود و ما به خوبي از آنچه در بطن ميگذشت آگاه بوديم، اتفاقات مهمي در جامعه به وقوع پيوست -حركت جنبش دانشجويي و سپس سركوب آن و..- كانون وظايفي به عهدهي ما گذاشته بود و .. در تمام اين دوران، هيئت دبيران موقت كانون- به رغم اشتباهات احتمالي كه هر كسي ميتواند در نقدي سالم و بدون حب و بغض بر روي آنها انگشت بگذارد- توانست از موازين و معيارهاي كانون نگهداري و به يمن همراهي و همدلي اعضاي كانون پايههاي حركتهاي بعدي كانون را مستحكم كند. در ادامهي همين سناريو خود ساخته، سركوهي مدعي شده است كه گويا ”شاملو و براهني و مختاري و كوشان و غفار حسيني و پوينده و من [سركوهي]“ در يك طرف قرار داشتهاند و هوشنگ گلشيري و محمد علي سپانلو و.. در طرف ديگر(ص90) و بعد هم ”از مؤثران جمع مشورتي غفار (حسيني) و محمد (مختاري) و جعفر پوينده را كشتند. منصور (كوشان) به نروژ پناه برد و رضا براهني به كانادا و مرا [سركوهي] نيز تا آستانهي اعدام بردند و اكنون سرگردان“ است(ص110) و ”به گمان من [سركوهي] تارو مار شدن مؤثران يكي از گرايشها در اين گونه موضعگيريها بي تأثير نيست و نيز راهيابي كساني به هيئت دبيران كه از تجربههاي جمع مشورتي بيخبرند“ (ص114) و ”در هر جمعي تسلط يك صدا و يك دستي انحراف به بار ميآورد. تركيب هيئت دبيران دورهي اخير بيشتر نشان از تسلط يكي از جناحها دارد“ (ص114 و 115) و هيئت دبيران ”كانون را به پراگماتيزم معطوف به كسب قدرت تقليل داده و به اعتماد اعضاء پشت كرده است“ (ص84) و ”سياسي شدن كانون به استقلال آن و به اعتماد اعضاء ضربه ميزند“ (ص85). انسان در برابر اين ادعاهاي بي دليل و اين سيل اتهاماتِ بيپايه و غرضورزانه در شگفت ميماند. اگر روزي سركوهي در برابر اعضاي كانون حاضر شود، چه پاسخي براي اين همه اتهامات دارد؟ نه تنها فعالان كه هر عضو كانون ميداند كه اين ادعاها و اتهامات نه با واقعيت كانون خوانايي دارد و نه عنصري از حقيقت در آنها نهفته است. مسئولين كانون نويسندگان در دورهي سوم -كه مورد بحث اينجاست- هيچگاه نه ”يك دست“ بودهاند و نه ”يك صدا“ و نه مبين ”تسلط يكي از جناحها“ -اصولاً چه جناحي!- و نه كسي به سمت قدرت رفته است (5) و نه كانون ”سياسي“ شده است و به اصطلاح به سمت يكي از جناحهاي حكومتي رفته است. تمام اين ادعاها كه در حد پرونده سازي براي كانون پيش ميرود، چيزي جز اتهامات بيپايه نيست. به نامهاي مجموعهي مسئولين كانون در اين دوره -از جمله هيئت دبيران موقت- نظري بياندازيم -كه سركوهي از آوردن نام آنها عامدانه طفره ميرود- تا مشاهده كنيم كه ايثن اتهامات تا چه ميزان در غرضورزي و خصومت شخصي غرق شدهاند. پس از تشكيل ”كميته تهيه پيشنويس منشور“ و ”هيئت 8 نفره“ براي جمعآوري امضاء براي متن 134 (كه در آنها هم هيچ ” يك دستي“ و ”تك صدايي“ وجود نداشت)؛ مجموعهي كساني كه براي پيشبرد كارهاي كانون تا به امروز انتخاب شدهاند، از اين قرار است: 1 – ”كميتهي تدارك و برگزاري نشست عمومي كانون نويسندگان ايران“ متشكل از: ”محمد جعفر پوينده، علي اشرف درويشيان، كاظم كردواني، منصور كوشان، هوشنگ گلشيري، محمد مختاري“. در جلسه جمع مشورتي كه اين ”كميته“ انتخاب شد، نه محمد مختاري حضور داشت و نه جعفر پوينده، اما جمع در غياب آنها، آنان را انتخاب كرد كه خود گوياي روحيهي حاكم بر جمع ما است. پس از شهادت محمد مختاري و جعفر پوينده و عزيمت منصور كوشان به خارج، محمد رضا باطني، چنگيز پهلوان ، شيرين عبادي به جاي آنان انتخاب شدند. و اين كميته بود كه نشست عمومي كانون را كه در منزل سيمين بهبهاني برگزار شد، تدارك ديد و برگزار كرد. 2 – ”هيئت دبيران موقت كانون نويسندگان ايران“ (منتخب نشست عمومي كانون در 13 اسفند 77 در منزل سيمين بهبهاني) متشكل از: ”اعضاي اصلي- سيمين بهبهاني، علي اشرف درويشيان، شيرين عبادي، كاظم كردواني، هوشنگ گلشيري؛ اعضاي عليالبدل: ايرج كابلي، مهرانگيز كار، كاوه گوهرين، شهلا لاهيجي، اكبر معصوم بيگي“. 3 – ”هيئت دبيران كانون نويسندگان ايران“ (منتخب نخستين مجمع عمومي كانون دردورهي سوم- 14 آذر78 در سالن اجتماعات اتحاديه ناشران و كتابفروشان تهران) متشكل از ”اعضاي اصلي: هوشنگ گلشيري، كاظم كردواني، محمود دولتآبادي، علي اشرف درويشيان، سيمين بهبهاني؛ اعضاي عليالبدل: فريبرز رئيسدانا، محمد علي سپانلو، ايرج كابلي، اكبر معصوم بيگي، ناصر زرافشان“. 4 – ” هيئت دبيران كانون نويسندگان ايران “ (منتخب دومين مجمع عمومي كانونـ 8 آبان 79 در سالن اجتماعات اتحاديهي ناشران و كتابفروشان تهران) متشكل از ”اعضاي اصلي: علياشرف درويشيان، محمود دولتآبادي، حافظ موسوي، ناصر زرافشان، فريبرز رئيسدانا؛ اعضاي جانشين (عليالبدل): فرشته ساري، اكبر معصوم بيگي، محمد علي سپانلو، جمشيد برزگر، نسترن موسوي“. 5 –”هيئت دبيران كانون نويسندگان“ ( منتخب سومين مجمع عمومي كانون -29 آذر 80 در سالن اجتماعات اتحاديهي ناشران و كتابفروشان تهران) متشكل از ”اعضاي اصلي: سيمين بهبهاني، ايرج كابلي، سيد علي صالحي، عباس مخبر، نسترن موسوي؛ اعضاي جانشين: جواد مجابي، امير حسن چهل تن، جاهد جهانشاهي، محمد قائد، محمد قاسمزاده“.
|