header image
 
تاریخ را چگونه نباید نوشت چاپ
محمود باباعلی- ناصر مهاجر   
رفتن به
تاریخ را چگونه نباید نوشت
صفحه 2
صفحه 3
صفحه 4
صفحه 5
صفحه 6
صفحه 7
صفحه 8
صفحه 9
صفحه 10
صفحه 11
صفحه 12
صفحه 13
(مروری بر حاشیه نویسی های آقای سرکوهی در باره ی بیژن جزنی و سازمان فدایی)

پبشگفتار
آقاي  فرج سركوهي به تازگي كتابي نوشته است به نام «ياس و داس، بيست سال روشن‌فكري و امنيتي‌ها»(1). در «درآمد» اين نوشتار، نويسنده قيد كرده كه هدف‌اش ارائه «روايت كانون نويسندگان ايران واشقياي فرهنگ‌كُش در دو دهه گذشته » (همانجا، ص 7) است. با ين حال كتاب حاوي بسياري  حاشيه‌روي‌هاست و از جمله ، حاشيه‌روي 5-4 صفحه‌اي درباره‌ي بيژن جزني، تاريخچه شكل‌گيريِ سازمان چريك‌‌هاي فدايي خلق ايران و ويژگي‌هاي فرهنگي ـ سياسي نسلي از مبارزين كه از «انقلاب سفيد» در زندان‌ها به اسارت بودند.
به نظر مي‌رسد خود آقاي سركوهي هم از توجيه شانِ نزولِ حاشيه‌روي خود درباره بيژن جزني و سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران ناتوان بوده ‌اند، چراكه از اظهارات خود در بخشِ پاياني نوشتار با عنوان «تكمله ‌اي خارج از متن برصفحه 20» (همانجا،ص 265) يادكرده‌اند. ما نيز اعتراف مي‌كنيم كه از علت گريززدن آقاي سركوهي به بيژن جزني و سازمان چريكهاي فدايي خلق درميانه‌ي بحث پيرامونِ كانون نويسندگان ايران در شگفتيم. در خلال مطالعه كتاب اما به اين برداشت دست يافتيم كه روانشناسي حاكم بربخش‌هايي از نوشته كه به فضاي زندان و جايگاه جزني اختصاص يافته‌، آكنده از حسِ رنجش‌، بُغض‌، غيض و گونه‌اي سرخوردگي‌ست‌. آيا علت حاشيه روي را بايد در روان شناسي فردي نويسنده‌، رابطه شخصي وي با ديگر زندانيان و فضاي حاكم بر زندان جستجو كرد، يا دلايل ديگري اين امر را توجيه مي‌كنند؟ پاسخ روشني براي اين پرسش نداريم. در هرحال هر آن چه موجب نگارش اين حواشي از  جانب آقاي سركوهي شده باشد، اكنون كه نوشتار ايشان انتشار يافته، ملاك و ميزان‌، مضمون دعاوي ايشان و نه انگيزه‌ي روان شناختي و شخصي ايشان است. قبل از شروع بررسي اظهارات ايشان، مجدداٌ تاكيد مي‌كنيم كه هدف ما درمقاله حاضر نه بررسي موضوع اصلي كتاب «ياس و داس» كه پرداختن به حاشيه‌رويهاي كتاب در باره‌ي بيژن جزني و سازمان چريكهاي فدايي خلق ايران است.
آقاي سركوهي در بازشناسايي فضاي فرهنگي زندانهاي سياسي دوران پهلوي دوم و نقش بيژن جزني اين طور اظهار نظر مي‌كند:« نادركساني در زندان كار فرهنگي مي‌كردند. مجيد آقا (مجيد امين‌مويد) مثلاٌ درزندان عادل آباد شيراز «تاريخ اجتماعي هنر» هاوزر را ترجمه كرد. من داستان و مقاله مي‌نوشتم و يكي دونفر ديگر. كساني هم بودندكه از همان منظرِ سياستِ روز به فرهنگ گوشه چشمي داشتند. آقاي بيژن جزني هم بود كه جزوه‌هاي سياسي مي‌نوشت. تحليل‌‌هاي قالبي و باب روز. جزوه‌ايي هم دارد به نام «تاريخ سي ساله». روايتي نامستند و سراسر اتهام عليه اين و آن. بي‌هيچ سند و مدرك و مرجعي. شفاهيات بي‌ماخذ و گاه من درآوردي. نوعي تاريخ نويسي استالينيستي براي تسويه حسابهاي سياسي و تشكيلاتي وحتا شخصي. در دانش‌گاه تهران فلسفه خوانده بود. نقاشي هم مي‌كرد. اما براي جزني فرهنگ هم  چيزي بود در رديف تبليغات عوام پسند براي اين يا آن برنامه سياسي. در نوشته‌هاي‌اش از اتحاد عليه ديكتاتوري، تلفيق  كار نظامي و سياسي، اهميت دادن به كار سياسي و تشكيلاتي درميان مردم مي‌گويد و از نظامي‌گري و يك‌جانبه نگري چريك‌ها انتقاد
مي‌كند. اما بينش او در اين همه در همان محدوده‌ي گفتمان قالبي و سطحي و كليشه‌هاي حزب توده و ماركسيسم روسي مانده است. حتا همين برداشتها را هم سطحي و ساده كرده بود يا ساده و سطحي فهميده بود. انتقاد هم داشت به رهبري حزب توده كه چرا در كودتاي 28 مرداد عمل نكرده است. نمي‌ديد فرهنگ را و جامعه را. (همان‌جا، صص 18-17، تاكيدها از ماست.)
بنابراين مي‌‌توان دريافت كه بيژن جزني در زندان كتاب ترجمه‌نمي‌كرد، داستان و مقاله هم نمي‌نوشت (2) بلكه جزوه‌هاي سياسي مي‌نوشت كه از ميان اين جزوه‌هاي سياسي، عنوان يكي به گوش آقاي سركوهي خورده است: «تاريخ سي ساله» (3) به نظر نمي‌رسد كه آقاي سركوهي ساير «جزوه‌هاي سياسي» جزني را كه مجموعاٌ به بيش از دوهزار صفحه مي‌رسد‌، خوانده باشد؛ چه در زندان و چه پس از رهايي از زندان. چرا كه ايشان به استثناي «تاريخ سي‌ساله» از هيچ جزوه ديگري نام نمي‌برد و به هيچ يك از آن‌ها ارجاع نمي‌دهد. مراد ما البته القاي شبهه به خوانندگان اين سطور نيست كه آقاي سركوهي «تاريخ سي ساله» را نيز سربه سر خوانده است. برعكس، همان طوري كه در اين مقاله نشان خواهيم داد‌، به سختي مي شود به اين نتيجه رسيد كه ايشان همين يك كتاب را هم تمام و كمال خوانده باشند‌.
راستي چگونه مي‌توان‌، آثاري چون «‌طرح جامعه شناسي و مباني استراتژي جنبش انقلابيِ ايران (‌بخش اول‌: اقتصادي‌)» (‌زمستان1351)‌، «‌جمع‌بندي مبارزات سي‌ساله‌ي اخير در ايران بخش اول و بخش دوم‌» (‌يا 19 بهمن تئوريك 5 و 6‌، بهار سال 53‌، منشره به تاريخ دي ماه  1354‌انتشار يافت‌،  نبايد با ”‌تاريخ سي‌ساله‌“ اشتباه شود‌- نگاه كنيد به پانويس شماره‌ي 3)‌، «‌چگونه مبارزه‌ مسلحانه توده‌اي مي‌شود‌» (19 بهمن تئوريك شماره‌ي 2‌،  چاپ دوم 1357)‌، «‌نبرد با ديكتاتوري شاه‌» (19 بهمن تئوريك شماره‌ي 3‌، چاپ دوم 1357)‌، را مطالعه كرد و اظهار داشت كه بيژن جزني «‌نمي‌ديد فرهنگ را و جامعه را‌» در اين آثار‌، جزني تاريخ تحول اقتصادي‌، اجتماعي‌، سياسيِ ايران را از مشروطيت تا پس از اصلاحات ارضي شاهانه بررسي كرده‌، طبقات و گروه‌بندي‌هاي اجتماعي‌، خصوصيات فرهنگي‌، روانشناسيِ اجتماعي‌، اشكال و شيوه‌هاي مبارزاتي آنان‌، ويژگي‌هاي دستگاه حاكمه‌، جايگاه پيشاهنگ سياسي و غيره را مورد مطالعه قرار داده‌، استنتاجات مشخصي براي پيكار سياسي در جامعه‌ي ايران دست يافته است.
هيچ يك از اين آثار و از جمله «‌تاريخ سي‌ساله‌» بري از كثري و كاستي نيست‌، اما در داوري نسبت به كاستي‌هاي اين آثار‌، بايد شرايط تاريخي نگارش‌شان را به خاطر آورد‌. جزني‌، «‌تاريخ سي ساله‌» را در زندان شاهنشاهي‌، بر روي كاغذ سيگار‌، به رشته‌ي تحرير درآورد‌. در آن شرايط‌، البته‌، امكان دسترسي و ارجاع به هرگونه مدرك و مرجعي اگر نگوييم غير ممكن‌، لااقل بايد بگوييم بسيار دشوار بود‌. اقاي سركوهي مي‌دانند كه دستگاه ساواك و گردانندگانِ زندان‌هاي شاه‌، كتاب‌خانه مجهزي براي پژوهش‌هاي تاريخي و فرهنگي و‌... مخالفان سياسي به وجود نيآورده بودند‌: اما آيا اين را هم مي‌دانند كه در همان دوران‌، جزني كتاب‌خانه‌ي مخفي‌ي در زندان به پا كرده بود در برگيرنده شماري از كتاب‌هاي ماركس‌، انگلس و لنين و‌... اين اقدام ارزنده‌، در تغذيه فكري بسياري از زندانيان بي‌تأثير نبود‌. با اين حال دشوار نيست تصور كنيم كه زندان آريا مهري‌، كتاب‌خانه‌ي ملي نبود‌. وانگهي، بايد از آقاي سركوهي پرسيد كه به هنگام نگارش «‌تاريخ سي ساله‌»‌، چند كتاب در باره‌ي تاريخ سي ساله‌ي پس از شهريور 1320 از جانب پژوهشگران و تاريخ‌دانان برشته‌ي تحرير درآمده بود‌؟ «‌تاريخ سي ساله‌» با اين كه گونه‌اي تاريخ نگاري حزبي‌ست و از غرض ورزي‌هاي سياسي و تسويه حساب‌هاي فرقه‌اي بري نيست‌؛ نخستين آثاريست كه در باره‌ي تاريخ سي ساله‌ي آن دوران به نگارش درآمد‌، نظير هر طرح جسورانه و نوپايي مشحون از كمبود‌ها و كاستي‌هاست‌، و آن را تنها بايد منبع خام اوليه‌اي تلقي كرد كه اساساً در محدوده‌ي «‌تاريخ شفاهي‌» قرار مي‌گيرد و از جمله مبتني بر خاطرات برخي از زندانيان سياسيِ مؤثر در ايجاد گروه‌بندي‌هاي سياسي پس از فروپاشي ديكتاتوري رضا شاه است. بيژن جزني‌، هرگز اين فرصت را نيافت كه نظير ما از مجموعه‌ي خاطرات شفاهي و مكتوبي كه در يكي دو دهه‌ي پس از انقلاب انتشار يافته‌اند‌، بهره‌مند شود‌، اما او دست‌كم سه دهه پيش از حركت كنوني جامعه‌ي ما براي كندوكاو و هويت يابي تاريخي خود‌، در اين راستا عملاً گام برداشته بود‌.


« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.