header image
 
« آرمان باخته‌گان هتل هيلتون » نقدی بر کتاب سرکوهی چاپ
مهدي اصلاني   
رفتن به
« آرمان باخته‌گان هتل هيلتون » نقدی بر کتاب سرکوهی
صفحه 2

”‌اقتصاددان مشهور كه ادعاي چپي بودن دارد و خود را در ميان اپوزيسيون جا زده است‌“(ص226)‌، ”‌يكي از استادان زبان فرانسه‌ي مجتمع جامعته‌الصادق‌“(‌ص226)‌، ”منبع مورد اعتماد كه از اطلاعات خط مي‌گرفته است‌“(‌همان ص‌)‌، ”‌كسي از چهره‌هاي سياسي ايراني در آلمان كوشيده بود تا از طريق سبزها دولت آلمان را كه پيگير سرنوشت من بود قانع كند كه پيگيري بي‌فايده است‌“(ص227).
سركوهي حتا از افشاي نام ”يكي دو تن از گردانندگان كيهان كه چند باري در جلسه‌هاي بازجويي حضور يافتند‌“ نيز سر باز مي‌زند‌. حتا نام هتلي كه با او در آن گفت‌و گو كرده‌اند را نمي‌آورد‌.
3 – ”‌زندگي من تا 13 آبان شرافتمندانه بود‌“ جمله‌ي فوق فرازي مهم از رنج‌نامه‌ي آقاي فرج سركوهي است كه چرايي آن در كتابِ ”‌ياس و داس‌“ بر خواننده نامعلوم است‌. از آقاي سركوهي اجازه مي‌خواهم كه به عنوان يك زنداني سياسي كه با مفهوم شرافت زنداني آشناييِ مختصري دارد از ايشان سؤال كنم كه چه اتفاقي يا اتفاقاتي بعد از 13 آبان افتاده كه شرافت خود را سلب شده مي‌پندارد‌؟ قطعاً مراد شما مطالب نامه‌ي معروف و كتاب ”‌ياس و داس‌“ نمي باشد‌؛ ما بايد مجدداً به حدسيات خود مراجعه كنيم از جمله آن كه معترف شده‌ايد ”‌حوادث شهريور ماه به بعد من نشان داد كه در جهنم مارهايي هست كه آدمي از نيشِ زهرآگين‌شان به آتش سوزانِ اژدها پناه مي‌برد و آقاي هاشمي از آن مارها بود‌“ (‌ص176‌ياس و داس‌).
آقاي سركوهي‌، روحِ حاكم بر كتاب شما بر اين باور استوار است كه نامه‌ي 14 دي ماه شما باطل‌السحري بوده بر تمام آن چه اتفاق افتاده‌، البته نامه‌ي شجاعانه‌ي شما سندي است بر آن چه فرهنگ كُشان به اهل قلم روا داشته‌اند‌. با ادعاي شما برخي اتفاقات و كشفيات محصول نامه‌ي تاريخي شما مي‌باشد و گويي روايت شكنجه شده و شكنجه‌گر را بايد دو قسمت كرد‌، قبل و بعد از 14 دي ماه‌.
”‌پس از 14 دي ماه بود كه هيچ كس ديگر نمايش مسخره‌ي ارشاد زندانيان و منطق برنده‌ي مباحثه‌گران زندان‌هاي ايران را به جد نمي‌گرفت‌“(ص250). گويي همه قبل از 14 دي اين نمايش‌ها را به جد مي‌گرفته‌اند و با نامه‌ي شما متحول شده‌اند‌. يا آن كه بعد از 14 دي ”‌شرم و ترس از روايت جهنم نيز رنگ باخت و برخي قربانيان زبان گشودند‌“.
شما حتا قتل مشكوك پيروز دواني را در ارتباط با تكثير نامه‌ي خود مي‌دانيد آن هم يك سال بعد از تكثير نامه‌ي خود‌! ”‌نامه‌ي مرا تكثير كرد و تا دور افتاده‌ترين شهرهاي ايران پخش كرد‌… يك سال بعد او را ربودند و كشتند‌“(‌ص250)‌، همه ديگر نيك مي‌دانيم كه پيروز دواني زنداني سابق توده‌اي در تلاش تأسيس جبهه‌اي از چپ‌هاي ايران براي مبارزه با استبداد به صورت علني و آدرس رسميِ ثبت شده بود كه اين امر در خوش بينانه‌ترين حالت به شوخي شباهت مي‌برد‌. اما چون براي شما نقطه عطف تاريخِ شكنجه انتشار نامه‌تان مي باشد‌، همه چيز را براساس 14 دي ماه تحليل مي‌كنيد‌. آقاي سركوهي پرسش من اين است كه شما به چه اطميناني اطلاعات داده شده توسط خود را سوخته شده مي‌دانيد و به دفعات همه را به نامه‌ي 14 دي ماه حواله مي‌دهيد و مي‌گوييد همه چيز را آن‌جا گفته‌ام و ”مكرر نمي‌كنم‌“‌؟ نمونه‌ي زنده و قابل تأمل عزت‌الله سحابي وزير دولت موقت مي‌باشد كه دستگيريِ اخيرش براساس اعترافات قبليِ به زور گرفته شده از وي -‌و البته سوخته‌- مي باشد‌.
به جانِ دوست‌، هيچ‌گونه كنجكاويِ شخصي براي دانستن ناگفته‌هاي شما ندارم‌؛ اطلاعات شما را ”‌اشقيا‌“ (‌بخوان اكثر سران حكومت اسلامي‌) مي‌دانند و خودتان هم كه مي‌دانيد‌! در اين بين چه كسي نامحرم است‌؟! آقاي سركوهي ما با زخمِ شما مهربان بوديم اي كاش با صداقت شما نيز مهربان مي‌شديم‌.
4 – نكته‌ي آخرم در باره‌ي بخش ”‌بنديان فرهنگي‌“ كتاب است‌.  آقاي سركوهي در اين بخش به بهانه ي فرهنگ ستيزي برخي از رهبران سياسي‌، به سراغ بيژن جزني رفته است‌. نمي دانم آقاي سركوهي اين حكم را از كجاي تاريخ بيرون كشيده‌اند كه رهبران سياسي بايد رهبران فرهنگي هم باشند‌؟! تازه در ميان رهبران سياسيِ آن روزگار به سراغ يكي از حلقه‌هايي رفته است كه خود دستي در هنر نيز داشته و توليد اثر هم كرده است‌. آقاي سركوهي‌، بگذاريد صريح و بي پرده به شما بگويم‌، براي معناي كار فرهنگي و فعاليت‌هاي هنري شما در زندان شاه احتياج به فرهنگ نامه‌هاي معتبر نيست ”‌مكرر نمي‌كنم‌“ تا دشمن شاد نشويم‌. آخر خود بدان معترف شده‌ايد كه گروه خوني‌تان با برخي مسايل نمي‌خوانده و ”‌اندك شمار بوده‌ايد و حاشيه نشين‌“.اما براي بسياري هم چون من اين سؤال باقي است‌، بيست و چند سال كينه نسبت به بيژن جزني را چگونه با خود حمل كرده‌ايد‌؟! به جانِ هر چه دوست است راست مي‌گويم و از قول بنديان قديم مي‌گويم‌ كه شما نه هم قد بيژن بوده‌ايد و نه هم عرض او‌. نسلي از مبارزان و پويندگان راه آزادي زير سايه ي بيژن جزني قد كشيده و خنك شده‌اند‌. بيژن اما براي من و هم نسلان من نه امام است نه قديس و صد البته كه غير آسماني‌ها نقد پذير نيز هستند‌. شما لازم نبود با تأكيد بر رسم‌الخط‌تان‌(4) فاصله‌تان را از بيژن جزني ياد آور شويد‌. از همه‌ي اين‌ها حرف‌ها گذشته‌، آقاي سركوهي چرا خاك به چشم ارزش‌هاي ما مي‌پاشيد‌، مگر شما نمي دانيد غربتي‌ها و دربدرهايي امثال من هنوز با شنيدن نام بيژن جزني مهره‌هاي پشت‌شان تير مي‌كشد‌؛
آقاي سركوهي‌! اوين هنوز به نام بيژن جزني سياه پوش است‌.

زيرنويس‌ها‌:
1 – قهوه‌ي قجري‌، قهوه‌اي آغشته به سمِ كشنده كه به مخالفان فكري تعارف مي شده است‌.
2 – بخشي از وصيت نامه‌ي شاعر‌، مترجم و عضوكانون نويسندگان ايران فدايي شهيد حسين اقدامي‌.
3 – عبارتي از بيانيه‌ي تحريم نشست گفت‌و‌گوي تمدن‌ها در ايران از علي اشرف درويشيان‌.
4 – آقاي فرج سركوهي اسامي صميمي و نزديك به خود را در كتاب اين گونه مشق كرده‌: مثلاً (‌محمد - ‌مختاري‌- )‌، غير صميمي‌ها را به عنوان نمونه (‌براهني -‌رضا‌-) و بسيار دورترها را - ‌به خود البته‌- آقا خطاب كرده‌. مانند آقاي جزني‌. [‌البته اين فاصله‌ي‌، آقا خطاب كردن بيژن جزني را با شمس و ابراهيم خواندن شمس‌الواعظين و نبوي‌، براي اكثر زندانيان زمان شاه و افرادي چون من‌، فاصله‌اي‌ست قابل درك‌.



« مطلب قبلی   مطلب بعدی »
درباره آرش

مدیر مسئول و سردبیر:
پرویز قلیچ خانی
دبیر تحریریه:
نجمه موسوی

آرش نشریه ای است فرهنگی, سیاسی و اجتماعی که از بهمن ماه ۱۳۶۹ (فوریه ۱۹۹۱) در فرانسه منتشر میشود.

خبرنامه آرش
با عضویت درخبرنامه آرش از آخرین اخبار سایت بوسیله ایمیل مطلع شوید.
نام

آدرس ايميل
پیوست
انصراف
کمک مالی به آرش

کمکهای مالی شما ادامه فعالیت آرش را میسر میسازد.

Donate Once Monthly

Currency

Amount

Currency

Amount

Official PayPal Seal
© ArashMag.com, All Rights Reserved.