|
«نه زیستن نه مرگ» خاطرات ایراج مصداقی از ده سال زندان
|
|
|
پرویز قلیچ خانی
|
|
صفحه 1 از 7 بیست و پنج سال از به قدرت رسیدن حکومت سیاه جمهوری اسلامی بر اریکه ی قدرت میگذرد. با گذشت زمان، و بنا بر الزامات این دوران، و برای حفظ قدرت، این روزها سرکردگان جمهوری اسلامی با به امانت گرفتن ماسکهای اصلاح طلبی، تغییرخواهی و غیره بر حافظهیِ فراموشكار عموم ایرانیان حساب کرده و امید دارند که مردم، کارنامهی دیروز این جانیان را به فراموشی بسپارند و به وعده های ایشان دل گرم کنند.
اين طراحان مردم فريب، كه تا ديروز نيات شوم خود را در لباس سازندگي و اصلاحات مردم پسند و ... مخفي كرده بودند! امروز، همهی همً و غم شان را بر پاک کردن حافظهی عمومی مردم از كشتار زندانيان سياسي كه سال 60 و 67 در زندانها مرتكب شدهاند، گذاشته اند. اما در جبههای دیگر، آنانی که هنوز داغ شلاقهای این دژخیمان را بر گردهی خود حس می کنند، عزم را بر این گذاشتهاند که نگذارند گشتارهاي جمعي سال 1360 و قتلعام زندانيانِ سياسي در تابستان 1367فراموش شوند. زندهماندگان اين گشتارها، دست بر قلم برده و می برند و از آن چه بر آن ها در این سالهای سیاه در زندان های رژیم جمهوری اسلامی گذشته، می نویسند. در همین راستاست که باید بر این کوشش ها، هر قدر هم ضعیف، ارج بسيار گذاشت. خاطر نويسيِ زندانيان سال هاست كه شروع شده است. از شهرنوش پارسی پور، که قلم خود را در خدمت این افشاگری به کار گرفته تا آنانی که پیش از این تجربه ای در نویسندگی نداشتند، همگی این عرصه را نه برای به رخ کشیدن فن نگارش خود، بلکه در جهت حفظ این خاطرات در تاریخ مملکتی که تا به حال فرهنگ نوشتاریِ اندکی در مورد زندان و شكنجه و اعدام داشته، به کار گرفته اند. پس به همهی این عزیزان دست مریزاد باید گفت که حاضر شدند یک بار دیگر جهنمی را که با تحمل دردهای بسیار و شکستن های بی شمار از آن خارج شده بودند، پیش چشم خود تصوير کنند، تا بتوانند این تصاوير هولناك را به قلم درآورند. اما از آن جا که این متون، جزیی از تاریخ سياسيِ مكتوب ایران است، لزوم نگارش دقیق آن امری است بسیار حائز اهمیت. در همین رابطه است که کتاب « نه زیستن نه مرگ»، اثر ایرج مصداقی که در چهار جلد و متجاوز از هزارو شش صد صفحه نوشته شده است - و تأکیدی بر نگارش دقیق این خاطرات می باشد- قابل بررسی است. ایرج مصداقی که در رابطه با سازمان مجاهدین دستگیر شده و 9 سال عمر خود را در زندان های مختلف جمهوری اسلامی در بدترين شرايط به سر برده - اکنون پناهندهی سياسيِ یکی از کشورهای اروپایی است- در ضمن نگارش خاطرات خود، در بخش هایی برای اولین بار به نوشتهها و خاطرات زندانیانِ دیگری که پیش از او دست بر قلم برده اند نگاهی نقادانه کرده است. از آن جا که اهمیت این متون بر همگان روشن است و از آن جا که نقد سالم، راهی برای پیشرفت و تصحیح است، و از آن جا که نشريهي آرش، مصمم است كه سهمی در این رابطه ادا كند، بخش گوتاهي از كتاب ايرج مصداقي را كه نقدي است بر كتاب «مصلوب»، در این جا از نظرتان می گذرانیم. امیدواريم که هر یک از دوستانِ زنداني به این نقدها برخوردي نقادانه کرده و چنان چه مواردی را قابل پاسخ می دانند برای روشن تر شدن ذهن خوانندگان در میان بگذارند. اما هدف نهایی نه پرسش و پاسخ است و نه حساب رسی از کسی؛ تنها قصد این بوده که یک بار دیگر بر اهمیت دقت در نگارش متونی که جنبهی ثبت در تاریخ دارند انگشت گذاشته شود، خصوصاً که جمهوری اسلامی آن قدر در وحشی گری و شقاوت کم نظير است که بیان دقیق اتفاقات، خود به مانند صحنه های سوررئالیستی است كه هر خوانندهی مسئولی را متأثر می کند. آرش
کتایون آذرلی و کتاب « مصلوب» کتایون آذرلی که خود را دارای "افکار چپ" معرفی میکند، در روایتی سراسر جعلی از زندان مشهد و نیشابور، در کتابی به نام "مصلوب" با دستدرازی و دستبرد به کتابها و خاطرات زندانیان سیاسی و بهره گیری ناشیانه از آنها و قوهی تخیل شخصی و احتمالاً کمکهای دیگران، جز گسترش دادن بازار سیاه تقلب و جعل در ارتباط با "خاطرات زندان"، کار دیگری انجام نداده است. گویی تمام تلاش وی در این بوده است که با عوامفریبی، قطره اشکی از چشم خوانندگان بیخبر از همه جا بگیرد. کتایون آذرلی در کتابی ۳۷۰ صفحهای که به سناریوی یک فیلم هندی و یا کِیسی جعلی برای پناهندگی در کشورهای اروپایی شبیه است، از هر دری سخن میگوید و خود را قربانی انواع و اقسام جنایتهای رژیم معرفی میکند. او با کتاب "مصلوب"اش، در واقع پیش از هر چیز، حقیقت را به صلیب کشیده است. در این کتاب قرار نیست هیچ واقعهای شکلی حقیقی داشته و از منطق برخوردار باشد.
|