|
گفت و گوهایی در باره ی رفراندوم
|
|
|
آرش
|
|
صفحه 8 از 26 از قديم ديده بوديم كه خيليها در ايران حرفهايي ميزدند كه ما كل حرف را قبول نداشتيم ولي وقتق ميديديم يك چيز دموكراتيكي توي آن وجود دارد، تأييد ميكرديم. حالا فكر كنيد اينها اين بيانيه رفراندوم را نميدادند و اين شش نفر آن را به عنوان خواست خودشان و به صورت يك اعلاميه طرح كيكردند؛ خوب! من ميگفتم آقايان! الان شرايط براي رفراندوم زود است و اگر شما جمهوري خواه هستيد اكنون بايد از جمهوري صحبت كرد و تا اينجايي كه شما ميگوييد تغيير قانون اساسي و با اتكاء به رأي مردم، من با آن موافقم و حمايت و تأييد ميكنم. اين خيلي ساده انجام ميگرفت و ما بارها راجع به مسايل مختلف از اين كارها كردهايم و هيچ مشكلي هم پيش نيامده. من نوشتهام كه اين را امضاء نميكنم. ميگويند امضاءهايي كه سرشناس است جزو حمايت كنندگان ميآيد. در حقيقت ليست حمايت كنندگان ميشود ليست امضاء كنندگان سرشناس. هيچ حد ومرزي بين امضاء كننده و حمايت كننده نيست. از خيلي كارها ميتوان تا يك درجهاي حمايت كرد و گفت كه تا اينجايش هستم و تا اينجايش نيستم. ولي اين ابهاماتي باعث شده كه گفته شود كه هر كسي از «ظن خود شد يارمن» تا اين كه ببينيم در آينده چه خواهد شد. آرش: شما فكر ميكنيد اين طرحي كه چنين ابهام آفرين است ! با تبليغاتي كه طرفدارانش در رسانههاي خبري ميكنند با توجه به نزديك بودن انتخابات رياست جمهوري در ايران، چه تأثيرات مثبت و يا منفياي دارد؟ بيژن حكمت: هر دو تأثيرِ منفي و مثبت را خواهد داشت. يكي از تأثرات مثبتاش كه فرخ نگهدار هم در يكي از مقالاتاش اشاره كرده بود، حداقل اين است كه مسئلهي تغيير قانون اساسي را يك مقداري «اكتوئل» ميكند صرف نظر از اين كه حالا اين را كسي از طريق رفراندوم بخواهد به آن شكلي كه اينها طرح كردهاند، يعني يك قانون اساسي مبتني بر حقوق بشر، يا جمهوري بخواهد، يا مشروطه بخواهد، يا هر چيز ديگر و يا حتا مشروطه فقيه بخواهد. به هر حال مسئلهي تغيير قانون اساسي براي كساني كه تغيير در قانون اساسي بخواهند، چه كساني كه اصلاح قانون اساسي را بخواهند و چه كساني كه هر نوع تغييري را نميخواهند، اين بحث باعث شده كه مسئله تغيير قانون اساسي در ايران دربگيرد و اين به نظر من يكي از نكات مثبتاش است. از نكات منفياش اين است كه ميخواهد براساس آن يك جنبش سياسي و فراسرِ احزاب و سازمانها بوجود بياورد. يعني اين كه حالا اگر احزاب و سازمانها هم ميخواهند توي آن شركت كنند، ميدانيم كه به شكل حزب و سازمان كه نميشود چون خودشان ميگويند يك جنبش عمومي براي رفراندوم است. بنابراين يك جنبش است كه قرار است سازماندهي خودش را بكند، كميته خودش را داشته باشد و شو.راي خودش را داشته باشد و به هر حال يك حركت سياسي كاملاً معيني است. خوب اين لاجرم در رقابت قرار ميگيرد با جنبشها و سازمانهاي ديگر و منجمله جنبش جمهوري خواهي ما. براي اين كه اگر ما هدفمان را از جمهوري به قانون اساسي مبتني بر حقوق بشر تقليل بدهيم، اين دو ديگر با هم فرق ميكنند. تا آنجايي كه مربوط به خود من ميشود، اگر بيايم سازماندهي جامعهي مدني را يعني ساختن نهادهاي مختلف جامعه مدني از سنديكا و سازمان سراسري دانشجويي تا نهادهاي حقوق بشر و غيره، به وسيله كميتههاي رفراندوم جايگزين كنيم، اين هم شدني نيست و نقض غرض ميشود. از طرف ديگر: نكته سومي كه مهم است و اين دو جريان را در تقابل قرار ميدهد، اين است كه بالاخره شكل گرفتن جامعهي مدني مجتاج احزاب سياسي است. مگر ما چقدر فعال سياسي داريم و آنها چقدر وقت دارند كه توي شش تا جنبش مشغول باشند؟ جنبش حقوق بشر، جنبش رفراندوم، حزب جمهوري خواه و كميته فلانو..! خوب اين عملي نيست و ما توان محدودي داريم. پس اگر قرار باشد كه ما برويم پاي سازماندهي جنبش رفراندوم. يعني اين كه تعداد زيادي از كادرهاي سياسي را به جاي اين كه بروند پاي تشكيل يك سازمان جمهوري خواه يا يك سازمان سوسيال دموكرات يا هر چيزي كه شما اسماش را بگذاريد، به كار ديگري وا داشتهايم. آرش: با شرايطي كه در اين بيست و پنج سال در ايران بوجود آمده، و مردم در يكي دو انتخابات اخير نشان دادند كه 80 درصدشان كليت اين رژيم را نميخواهد اما حاضر نيستند براي سرنگونياش هزينهاي پرداخت كنند! ضمناً نسل جواني هم ساخته شده كه هم چون فرهنگ بازار تهران، با حساب و كتاب و يك چرتكه در دست حركت ميكند و همه ي محاسبات ممكنه را براي بدست آوردن چيزي كه برايش انرژي ميگذارد، حساب ميكند! آيا با اين وضع موجود، چنين شعاري زمينهي تبديل شدن به يك جنبش تودهاي را دارد يا نه؟ بيژن حكمت: حرفي كه ميزنيد درست است ولي خوب آنها جوابتان را ميدهند كه نه آقا ما كه نميخواهيم همين الان جنبش رفراندوم راه بياندازيم! به همين علت بالاخره تو نميتوداني كه اين جنبش چه ميخواهد؟ اين حركتي كه شروع شده با اين همه امضاء و تعداد زيادي متوليِ اوليه و مفسرين بعدي! ميگويند نه آقا اين يك شعار است كه ما ميدهيم و ممكن است بيست سال ديگر عملي باشد و ما كه نميگوييم همين امروز! ميخواهيم عمومي شود و بنابراين حرف تو بي خود است. به عدهي ديگري ميگوييم، جواب ميدهند كه نه خير اين فاز اول است و فاز دوم نيست كه آن را تبديل به جنبش بكنيم و در فاز سوم از طريق نافرماني مدني گسترش يابد و به نتيجه برسد.
|