|
گفت و گوهایی در باره ی رفراندوم
|
|
|
آرش
|
|
صفحه 14 از 26 آرش - به استثنای معدودی، اکثر امضا کنندگان و حامیان فراخوان ملی رفراندم، آن را رفراندم ساختار شکن میدانند. به نظر شما این فراخوان چرا در این مقطع زمانی معین- انتخابات ریاست جمهوری در ایران- داده شده و بناست که بطور کلی به کدام نیازهای این مقطع پاسخ دهد؟ برهان - فراخوان به رفراندم بعنوان راهکاری برای برگزاری مجلس مؤسسان و تغییر قانون اساسی، در شرائط شکست اصلاحات، و بعنوان آلترناتیوی در برابر پروژه شکست خورده اصلاحات به میدان آورده شده است. معنای شکست پروژه اصلاح رژیم، این است که مردم به دوراهیی تسلیم شدن در برابر این رژیم اصلاح ناپذیر، و یا سرنگون کردن آن رسیدهاند. پروژهای که میخواهد جمهوری اسلامی را با راهکار رفراندم از میان بردارد، نه تنها به عنوان آلترناتیوی در برابر پروژه شکست خوره اصلاحات، بلکه همچنین به عنوان آلترناتیوی در برابر پروژه سرنگونی جمهوری اسلامی توسط مردم مطرح شده است؛ و تلاش برای فراگیر و مسلط کردن گفتمان رفراندم به مثابه راهکار تغییر قانون اساسی نیز، چیزی جز به راه انداختن یک کارزار تبلیغاتی برای منصرف کردن مردم از گام نهادن در راه سرنگونی رژیم (که به غلط و عمداً اصرار دارند آن را خشونت طلبی قلمداد کنند) نیست. این پروژه هم برای خلاصی از دست جمهوری اسلامی است، و هم برای جلوگیری از جایگزین شدن آن با قدرت متشکل و سازمان یافته تودهای. این پروژه، میخواهد حد اکثر به رأی آحاد منفرد مردم متوسل شود و نه به هیچ وجه به اقدام متشکل جنبشهای تودهای. این پروژه امیدوار است حکومت اسلامی در زیر فشار، به رفراندم برای رفع زحمت خود تن بدهد؛ منتها، چون اساساً رفراندم را در برابر اقدام تودهای گذاشته است، فشار خارجی را نیز جانشین فشار داخلی برای تحمیل رفراندم به حکومت میکند؛ و در این رابطه، بحران هستهای و شدت گرفتن فشار و سختگیری آمریکا بر رژیم، فاکتور دیگریست که چرائی این مقطع زمانی برای طرح این پروژه را توضیح میدهد. البته این ها همه تا جائست که به منشأ داخلی این طرح مربوط میشود؛ این که قدرت های خارجی چه بهره برداری از آن میکنند و چگونه طرح های خود را بر آن سوار میکنند، بحث دیگریست. آرش - خود شما نیازهای عمومی این دوره را چه میبینید و آیا آلترناتیوی بجای این پروژه رفراندم دارید؟ ضمن در نظر گرفتن این موضوع که اکثر مردم ایران خصوصاً قشر متوسط، حاضر نیست هزینه ی سنگینی برای سرنگونی رژیم سیاه اسلامی پرداخت کند! برهان - نیاز مرکزی دوره پس از شکست پروژه اصلاحات، از لحاظ فکری این است که مردم تشنه آزادی و طالب دموکراسی و برابری، متقاعد شوند که راهی بجز سرنگونی رژیم به دست خودشان، برای خلاصی از نکبت جمهوری اسلامی وجود ندارد و همه راههای دیگری که پیش پایشان گذاشته میشود، جز افزایش عمر این رژیم یا افتادن از چاله به چاه، نتیجهای نخواهد داشت. لازم است که مردم دریابند که اگرچه کاملاً حق دارند و باید تلاش کنند که هزینههای رهائی از جهنم حکومت اسلامی هرچه ممکن است پائین باشد، ولی آزادی و حاکم شدن بر زندگی ومقدرات خود، هرگز مجانی به دست نمیآید و آنان اگر حقیقتاً در پی رهائیاند، باید خود را برای پرداخت بهای آن و فداکاری در راه آزادی آماده کنند. از لحاظ عملی، نیاز اصلی این دوره، شکلگیری یک جنبش متحد مقاومت کارگران، بیکاران، زحمتکشان، تهیدستان، زنان، کارمندان، بازنشستگان و اقشار محروم در مقیاس ملی، علیه مظاهر ملموس سیاستهای نئولیبرالی نظیر خصوصی سازی؛ بیکار سازی؛ خانه نشین کردن زنان کارگر، به کار گرفتن کودکان؛ حذف یارانهها، قطع بیمهها و تامینات اجتماعی، برچیدن چتر قانون کار و قراردادهای دسته جمعی، الغاء استخدامهای دائم؛ انهدام محیط زیست و غیره؛ و در یک کلام، گشودن یک جبهه عظیم و سراسری مطالباتی به موازات و در پیوند تنگاتنگ با جنبش دمکراتیک ضد استبدادی در برابر رژیم اسلامی؛ و حکومت ناپذیر کردن کشور از طریق همدستی این دو نهضت عظیم سیاسی و اجتماعی است. هر پروژه حقیقی برای رهائی از جمهوری اسلامی و جایگزینی آن با یک حکومت حقیقتاً دموکراتیک، مستلزم پاسخگوئی به این دو نیازاساسی فکری و عملی این دوره است. آرش- با تشكر از همكاري شما .
|