|
پيروزى و شكستِ بزرگترين انقلاب قرن بيستم
|
|
|
توكل
|
|
صفحه 1 از 11
درجنبش كارگرى جهان، هيچ جنبشى همانند جنبش كارگرى روسيه، برجنبش بينالمللى طبقه كارگر تأثير نگذاشته و درس و تجربه از خود برجاى ننهاده است. پيروزىهاى اين جنبش همان قدر درسهاى گرانبها و ارزشمند دارند كه شكستهاى آن. فراتر از اين، طبقه كارگر روسيه با انقلاب سوسياليستىاش در 1917، چنان تأثيراتى ژرف در مقياس جهانى بر جاى نهاد كه با قطعيت مىتوان گفت، مهمترين تحولات سياسى- اجتماعى قرن بيستم به نحوى از انحاء از اين رويداد بزرگ تأثير گرفت و اين انقلاب در سراسر قرن بيستم، الگوئى براى تمام ستمديدگانى بود كه عليه نظم غير انسانى سرمايهدارى مبارزه كردند. انقلاب سوسياليستى اكتبر 1917، اما نمىتوانست بدون انقلاب 7_1905 و فوريه 1917 به ثمر بنشيند و اين همه تأثير از خود برجاى بگذارد. پس نخست نظرى كوتاه به اين دو انقلاب مى اندازيم و سپس با تفصيل بيشترى به انقلاب اكتبر 1917مىپردازيم تا علت شكست اين انقلاب را نيز مشخص سازيم. انقلاب ۱۹۵۷ - ۱۹۰۵
پيشتازى پرولتاريا در انقلاب، اشكال متنوع مبارزه پرولترى و پيدايش شوراها طبقه كارگر روسيه پيشتازى خود را در برپايى انقلابات اجتماعى قرن بيستم، از همان نخستين سالهاى اين قرن نشان داد. از 1901 موجى از اعتصابات كارگرى، روسيه را فراگرفت. اين موج اعتصاب در 1905 به نهايت وسعت و اعتلاء خود رسيد. با اشكال بس متنوعى از مبارزه تلفيق شد و تا پايان سال به عالىترين اشكال مبارزه كارگرى ارتقاء يافت. اعتصابات اقتصادى، اعتصابات سياسى، اشكال تلفيقى اعتصابات اقتصادى و سياسى، اعتصابات محلى و منطقهاى و عمومى، اعتصابات كوتاهمدت و طولانىمدت، اعتصابات عمومىسياسى، راهپيمايىها، تظاهرات، گردهمآيىهاى كارگرى، جنگوگريز خيابانى با نيروهاى سركوب تزار، اشكال متنوعى از جنگ داخلى، قيامهاى محلى، قيامهاى عمومى، باريگادهاى منفرد و جمعى، تلفيق باريگاد و نبرد پارتيزانى، مجموعهاى از اشكال مبارزه بودند كه طبقه كارگر با خلاقيت تمام در طول يكسال، در نبردهاى طبقاتى خود به كار گرفت. اعتصاب 12 هزارنفره كارگران مجتمع پوتيلف در سوم ژانويه 1905 در كمتر از يك هفته به راهپيمايى و تظاهرات متجاوز از صد هزار كارگر سن پترزبورگ و يكشنبه خونين 9 ژانويه، انجاميد. يك روز پس ازآن، اعتصاب عمومى، سن پترزبورگ را فراگرفت، دو روز بعد، كارگران مسكو به اعتصاب عمومى متوسل شدند و اعتصاب كارگران ريگا در 13 ژانويه به تظاهرات و درگيرىهاى خونين انجاميد. اعتصاب به سرعت مهمترين مراكز صنعتى روسيه را فراگرفت و تقريباً درهمه جا با تظاهرات و درگيرىهاى خيابانى تلفيق گرديد. برجستهترين اعتصابات در فاصله ماه مه و ژوئن در ايوانو- وزنسنسك و لودز برپا شد كه دهها هزار كارگر نساجى به اعتصاب عمومى، تظاهرات و حتى سنگربندى در خيابانها روىآوردند. فراگيرشدن اعتصابات و تظاهرات، به ارتقاء شكل مبارزه انجاميد. در ماه اكتبر، اعتصاب عمومى و سراسرى سياسى به شكل عمده مبارزه طبقه كارگر تبديل شد. متجاوز از دو ميليون كارگر در اين اعتصاب شركت داشتند. تا اين مقطع، بخشهاى وسيعترى از مردم به انقلاب پيوسته بودند. شورشهاى دهقانى، نافرمانى و شورش سربازان و ناويان، اعتراضات دانشجويى، همگى حاكى از نيرو گرفتن انقلاب بود. اما نقش اصلى و رهبرى كننده در دست طبقه كارگر و اشكال اصلى مبارزه، اشكال مختص مبارزه كارگرى بود. از دل اعتصاب عمومى سياسى اكتبر بود كه شوراهاى نمايندگان كارگران بهعنوان يكى از خلاقيتهاى تاريخى و ماندگار پرولتارياى روسيه زاده شدند. سازماندهى و رهبرى اعتصابات، ازجمله اعتصابات عمومى سياسى اكتبر در دست كميتههاى اعتصاب بود. اين كميتهها درجريان اعتصاب عمومى سياسى به سرعت متحول شدند و به شوراهاى نمايندگان ارتقاء يافتند. البته پيش از اين نيز شوراها در نطفهاىترين شكل خود، درجريان اعتصاب 72 روزه كارگران ايوانو_وزنسنسك شكل گرفته بودند. در اينجا كميته 110 نفرهاى كه به نمايندگى از تمام كارخانهها، وظيفه رهبرى و همآهنگى اعتصاب رابرعهده داشت، وظايفى را در برابر خود قرار داد كه از محدوده وظايف معمولى يك كميته اعتصاب فراتر مىرفت. كميسيونهاى مختلفى براى رتق وفتق امور روزمره شهر، مسئله آذوقه و كنترل قيمت كالاها، حفظ نظم و امنيت در شهر، ايجاد نمود وحتى سازماندهى يك ميليشيا را آغاز نمود. با اين وجود از آنجايى كه مطالبات آن عمدتاً اقتصادى بودند، هنوز يك شورا به معناى واقعى كلمه نبود. نخستين شوراى نمايندگان كارگران در 13 اكتبر در سن پترزبورگ شكل گرفت كه عملا به عنوان يك قدرت عمل مىكرد. شوراى سن پترزبورگ در عمل كنترل امور شهر را در دست گرفته بود. نظم بخشيدن به خدمات شهر ى و آذوقه و امنيت و رفاه مردم را در دست خود گرفته بود. فرمانهايى در مورد خواستها و مطالبات توده مردم به ويژه تحقق مطالبات كارگران صادر مىكرد و به شكايات و معضلات مردم رسيدگى مىنمود. نمايندگانى از جانب خود به مناطق و شهرهاى ديگر مىفرستاد. نشريه مختص خود را به نام ايزوستا منتشر مىكرد، كميسيونهاى مختلفى ايجادكرده بود، فراخوان اعتصاب صادر مىنمود و يك كميته اجرايى برگزيده بود كه وظيفه پيشبرد وظايف روزمره را برعهده داشت. پس از شوراى نمايندگان سن پترزبورگ، شوراى نمايندگان مسكو تشكيل گرديد. مجموعا درجريان انقلاب، حدوداً 50 شوراى نمايندگان در شهرها و محل زندگى كارگران تشكيل گرديد. در اين شوراها هژمونى با طبقه كارگر به ويژه كارگران صنعتى بود كه گاه تعداد نمايندگان آنها به 70 درصد مىرسيد. تحقيقاتى كه بعداً در شوروى در مورد 1709 نماينده 31 شورا انجام گرفت، نشان مىداد كه 1318 تن از آنها يعنى 77 درصد، كارگران صنعتى و بقيه كارگران يقه سفيد، روشنفكران، معلمين، دانشجويان و پزشكان بودند. اين شوراها البته نمىتوانستند مادام كه تزار برسر كار بود و دستگاه دولتى بوروكراتيك_نظامى پابرجا، به وظايف خود به عنوان يك دستگاه واقعى اقتدار و اعمال حاكميت بلامنازع عمل كنند. ازاين رو اعتصاب عمومى سياسى كه شوراها در جريان آن پديد آمدند، مىبايستى به شكلى عالىتر يعنى قيام مسلحانه ارتقاء يابد تا شوراها بتوانند بهعنوان ارگانهاى اعمال حاكميت، جايگزين دستگاه دولتى كهنه شوند، چون در غير اين صورت قدرت حاكم، شوراها را كه هنوز شكل جنينى داشتند، ازميان برمىداشت. از اينروست كه درپى اعتصاب عمومى سياسى و پيدايش شوراها، تلاشهايى از سوى كارگران به منظور قيام مسلحانه آغاز گرديد. در فاصله اكتبر تادسامبر، تظاهرات و برخوردها و درگيرىهاى مسلحانه مداوماً افزايش مىيافت. نقطه اوج اين مبارزات مسلحانه، قيام مسلحانه در مسكو بود كه در پى اعتصاب عمومى سياسى 7 دسامبر و تظاهرات و درگيرىهاى پراكنده و مسلحانه رخ داد. اين قيام 9 روز ادامه يافت و تنها با گسيل نيروهاى نظامى از مناطق ديگر ازپاى درآمد.
|